تحقیقات می.دانی

سلام . دو روز پیش از تهران اومدیم خونمون . مامانم گفت ماشین رو ببرید اما شاهتوت گفت نه ماشین نمیخوام ! بعد قرار شد با مترو بیاد . منم بابام گفت بمون بعد از ناهار خودم میبرمت خونتون اما من دیدم بخواد به خاطر من یک ساعت و نیم توی راه باشه بنده خدا زور داره !‌با اینکه خیلی اصرار کردن یا ماشین رو ببرین یا بمونید من میبرمتون اما من با شاهتوت اومدم . با مترو . با کفش پاشنه 7 سانتی شایدم 5 سانتی ! خیلی اذیت شدم . چون این کفش رو برای عروسی برداشته بودم اما دیگه اومدم . ماشینمونم توی تعمیرگاه بود و گفته بود امروز فردا درست میشه . خلاصه بابام مارو رسوند مترو و با متروی تند رو راه افتادیم به سمت خونمون و بیست دقیقه ای رسیدیم به متروی کرج . بعدم با تاکسی اومدیم سر کوچه . تقریبا سر اون یکی کوچه پیاده شدیم . یعنی یه خیابون تا خونمون فاصله بود . دیگه یه مغازه دیدم رفتم قلاب خریدم برای قلاب باقی .یه قلاب صورتی که دسته داره . خیلی دوسمش دارم . ده تا تیله هم خریدم شد کلن 2500 . تیله ها دونه ای هزار بودن . شاهتوت پیشم بود وگرنه بیشتر میخریدم تیله ! نیشخند تیله دوست دارم . یه تنگ کوچولو دارم توش شمع گذاشتم . 

خلاصه تا خونه پدر پام درومد و زخم شد پشتش . بعدم شاهتوت زنگید به داداشش که با موتور اومد دنبالش و رفتن قطعه خریدن برای ماشین ! خلایق هر چه لایق . به خاطر پول بنزین با ماشین مامانم نیومد و مجبور شد زنگ بزنه به داداشش که بیاد دنبالش . شیر آشپزخونه هم خراب بود به خاطر همین و به خاطر پام گفتم من آشپزی نمیکنم . ناهار بخر . شاهتوت سه تا ساندویچ گرفت و با داداشش اومدن ناهار . 

خوب اینو بگم بعد برم بقیه مطلب . 

همسایه بقلی اومد دم در خونمون و داشت میگفت فلان قدر پول چی چی شده . بعد گفت که شما همیشه نقد میدین ولی بقیه نمیدن . گفتم خانوم فلانی که عروسش خودکشی کرد که مغازه دارن باید پولدار باشن گفت آره نمیدونم والا ! گفتم آره پسرش همون که زنش خودش رو کشت اومد و از شاهتوت پول گرفت ! گفت بهش پول ندین از ما هم گرفت ! صبح تا شب تو خونه خوابیده سر کار نمیره . به خاطر همین با زنش مشکل داشت ! گفتم اره همیشه صداش میاد که تو خونست ! گفت اره بابا زنش خیلی میومد خونمون و با من درد و دل میکرد . مادرشوهرش بهش پول نمیداد ، میخواست یه لباس زیر بخره باید از مادرشوهرش پول میگرفت ! گفتم جدی ؟ گفت اره . مشکلشم همین بود میگفت به شوهرش برو سرکار حداقل از خودت پول بگیرم . 

گفتم از اول با مادرشوهرش زندگی میکرد ؟ گفت ( آقا دیگه نمیگم من چی گفتم اون چی گفت . همه چیزایی که گفت و تعریف میکنم )

گفت این خانومه ( مادرشوهره) از شوهرش طلاق گرفته بودن . یه شب شوهره رو دعوت میکنه و با هم فیلم به دنیا اومدن نوه ش ( که دختره من فکر میکردم پسره ) رو میبینن وهمون شب مرده میفته میمیره ! سکته میکنه انگاری ! بعد مادرشوهره به پسرش میگه تو باید بیای با من زندگی کنی . وقتی اینا میان اینجا مادرشوهره میره سرکار (‌بنگاهی دارن ) و عروسه غذا و همه چی رو درست میکرده . میگفت خونش میرفتی برق میزد اینقدر خوب تمیز میکرد . بعد میگفت این زنه بنده ی خدا قبلن توی سن 14 سالگی ازدواج میکنه و بچه دار میشه . بعد دو تا دختر داشته که از شوهرش جدا میشه و یکی اینو به همین پسره معرفی میکنه . پسره معتاد بوده و کسی زنش نمیشده . ایشون رو میگیره و  با هم ازدواج میکنند و بعدم میان اینجا و باز بچه دار میشه و یه دختر دیگه میاره . بعد مرده نمیرفته سرکار و ترک میکنه و اینا (‌البته معلوم نیست الانم معتاد نباشه ) بعد زنه هی بهش میگه برو سرکار . خانومه پدر نداره و مادر و خواهرشم شهرستانند ! خلاصه میگفت اینا اول گفتن که خود کشی کرده یه بارم گفتن یه لخته خون بوده توی بدنش . یه بارم گفته من دیدم قرص خورده اما نفهمیدم همه قرصا رو خورده . بعدم ساعت 3 بعدازظهر با گریه های بچه میرن سروقت مامانه که میبینن مرده ! میگفت مرده که عین خیالش نبود . مادرشوهره هم خیلی ناراحت نبوده . بعد میگفت شوهر اولیه خیلی ناراحت بوده و بچه های زنه ! 

پسر همسایه مون خداییش قیافه ی خوبی داره . نه خیلی تاپ باشه اما خوبه ! ولی خوب به چه درد میخوره آخه !‌

خلاصه که این خانومه اینطوری شده قضیه ش . داشت بازم حرف میزد که یهو شاهتوت اینا اومدن و رفت دیگه !

فکر کنم همه چیزایی که گفت رو گفتم ! 

بعد دیگه ساندویچارو خوردیم و دلقک میخواست از فروشگاه 50.40 خرید کنه که کلی محصولاتش رو نگاه کرد و آخر یه خرید به نام خودش کرد و یه خرید به نام مامانش . 12 هزارتومن هم پول پیکشون میشه . خریداش رو من براش انجام دادم و پولش رو من دادم از حسابم و بعد دلقک پولش رو نقدی به من داد سه تومنم بیشتر داد ! مثلن فکر کنم به خاطر اینترنت ! 

بعدم رفت ! 

دیشب شام اصلن یادم نیس چی خوردیم ! خنده با بدبختی آشپزی کردم این دو روز . نمیتونستم شیر آب رو باز کنم و شیشه نوشابه بزرگ آب میکردم و باش کار میکردم . مثل قدیمیا ! 

دیروز ناهار غذای من دراوردی خوردیم . شام کوکو سیب زمینی درست کردم توی فر . خدایی خوب بود . به نظرم روغن کمتر گرفت نسبت به سرخ کردنش روی گاز . البته نه خیلی کمترا ! فقط دو سه بار بهش سر زدم و زوغن رو روش مالیدم . طعمش مورد پسند قرار گرفت . برای ناهار هم کوکو سبزی در فر درست کردم که شاهتوت خیلی خوشش اومد . توش سیب زمینی رنده ی درشت کردم با هویج رنده ریز با دو سه تا سیر و دو تا تخم مرغ و سبزی کو کو . بعدم تیو سینی فر رو چرب کردم و کوکو ها رو با قاشق ریختم و روشون هم روغن ریختم . درسته روغن رو کم نگرفت (‌ولی به نسبت سرخ کردن روغن کمتر گرفت )‌ اما طعمش خوب بود . من قشنگ گذاشتم سرخ بشه که شاهتوت دوست داره . وسطاشم رفتم برگردوندم کو کو ها رو . من کلن از سرخ کردن و پای گاز وایسادن خوشم نمیاد . امروزم ماشین درست شد و شیر آب رو هم شاهتوت با کلی بد بختی درستش کرد . الانم رفته آژانس ! خرج ماشین هم حدود یک میلیون و دویست شد . هر چی میخوایم که خرجا رو کمتر کنیم تا من بتونم یکم به خودم برسم مثلن موهای زائد صورتم رو با لیزر بسوزونم یا برم دکتر زنان نمیشه . راستی آدرس دکتر زنان خودم رو از نت پیدا کردم و خوشبختانه نزدیک خونه مامانمه و انشالله توی این ماه میرم دکتر . یکم پول بیاد دستم ! انشالله . 

خیلی حرف زدم اما قول داده بودم بگم که همسایه پایینی چیش شده . که گفتم . 

ماچقلب

/ 11 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانوم N

منم تجربه ی پیاده روی زیاد با کفش پاشنه بلند رو دارم[نگران]میدونم چی میگی بیچاره خانومه ولی کاش خودکشی نمیکرد اینجوری هم دنیاشو ب باد داده هم آخرتشو

نیلوانا

چقدر دلم برای همسایتون سوخت

مرضیه

تیلههههههههه دوست داری[نیشخند] خیلی با نمکی بیچاره خانومه خیلی ناراحت شدم براش من تا حالا کوکو تو فر درست نکردم اخه برق زیاد مصرف میکنه[نیشخند] همشه پای گاز وامیستم سرخ میکنم این دفه من کوکو سیب زمینی درست کردم توش یکم هویج و فلفل دلمه ای رنده شده ام ریختم من سیب زمینیمو اب پز میکنم طعمش خوب شده بود خوشمزه بود

ملودی

سلام . خوبی . منم ازین قلاب های دسته دار دارم . کار باهش خیلی آسونه . همیشه همینجوره . ازدواج دوم بدتر از ازدواج اوله چون با شرایط روحی بد که نتیجه طلاق هست انتخاب میکنن . یعنی برای اینکه لج خانواده پسر رو در بیارن زود عروس میشن . خدا میدونه . فقط فقط من این وسط رحمم به بچه ش میاد . خدا خودش مراقبش باشه تازه میگی دختر هم هست و این بدتر . راستش فر اجاق کاز من خیلی بزرگه براهمین یرای گرم شدنش مدت طولانی طول میکشه و کلی گاز مصرف میشه ولی اجاق گاز زن داداشم فرش دو قسمته یعنی دو در داره . یکیش فضاش کوچیکه برای پیتزا و یکیش فضاش بزرگتره برای غذاهای بیشتر . فک کنم اون خیلی به صرفه تره

مريم

سلام عزيزم بيچاره اون زن بي گناه....روحش شاد واقعا راه رفتن با کفش پاشنه دار سخته،،منم اذيت ميشم.. خدا رو شکر که ماشين درست شد،،ان شاالله چرخش به خوبي واستون بچرخه و درآمدش برکت داشته باشه عزيزم[قلب]

نیکی

بیچاره خانومه:(( یه مرد غیرت نداشته باشه واقعا دیگه چه ارزشی داره؟؟؟!!کلا خانومه از زندگیش هیچ خیری ندیده:(( وای ماشین درسته خوبه و باعث راحتیه ولی همین خراب شدنش یهو چقدر خرج رو دست ادم میذاره:\ انشالله پول دستتون بیاد یه دونه نوشو بخرید عزیزدلم:*

ana

هلاک این تحقیقاتتم ،خانم محقق[نیشخند]

خانم خونه - تبسم

آخي بنده خدا خانومه چه سرنوشتي داشته واقعا ميگن طلاق بده ها از اون طلاق گرفته اومده با يكي بدتر ازدواج كرده اينارو ميشنوم بيشتر سعي ميكنم محمد رو تحمل كنم [خنده][قهقهه] ماشين واقعا خرج داره كا ريش هم نميشه كرد بايد يه تعميرگاه خوب پيدا كنيد كه ادم باشه و جنس بنجول استفاده نكنه كه كم پيدا ميشن اين ادم ها دكتر حتما برو تمشك - از تعمير ماشين واجب تره واقعا [نیشخند]

ازاده

خوب كه نزاشتي بابات بيارتت گناه دارن.پياده روي اونم با پاشنه بلند يه طرف بدش كه مى اد خونه و پاش زخم ميشه يه طرف[گریه] واي منم قلاب بافي خيلي دوست دارم ليزر خيلي خوب ادم خلاص ميشه از شرشون[خجالت]عزيزم حتما زودتر دكتر برو سلامتي از همه چي مهمتره[قلب]

ازاده

راستي طفلكي خانومه همسايه...راستش به نظرم ادم تا تو شرايط كسي قرار نگيره نميتونه حسه اون شخص و درك كنه[ناراحت]