عکس مکس بعد از یه عالمه بی پستی ...

خوب اول بریم سراغ عکس جهیزیه خواهر شوهر . این عکس اتاق خوابشه . یه گردالیه مشکی گوشه پایین سمت راست میبینید که عکس کارت عروسیه بنده ست که ایشون روی پاتختیش گذاشته نیشخند رو تختی و ایناشم نارنجی هست . 

دقت کنید تختش تقریبا یکم شبیه تخت من هست و اینکه عروسک که روی تختشه رو از روی بنده ایده گرفتند که روی تختم عروسک هام رو گذاشته بودم . شنیده شده عروسک قرض گرفته برای تزئین جهیزیه ش حتی ! 

اونطرف اتاق خوابش عکس میز آرایشش و اینا 

 

عکس پرده اتاق خوابش . البته نمیگم ست کردن رو از من یاد گرفتند. چون تقریبا خونه هیچ کدومشون که من رفته بودم هیچیش با هیچیش ست نبود به جز زنداییش که همه چیزای خونه ش قهوه ای تیره ست و اگر میشد یخچال و ایناشم قهوه ای سوخته میکرد ! نیشخند جهت خنده میگما . نگین تمشک چقدر بدجنسه . من اصلا بد جنس نیستم . یکم خود بالا پندارم . یعنی توهم زدم . خنده

پرده آشپزخونه که چون توی حال و پذیراییشه با رنگ مبل هاش سته . اوایل یه جا همه چیز رو بنفش پسندیده بود بعدش دیگه رفت یه جا دیگه آبی گرفت . خوب میدونید که بنفش رنگ مبلای منه شیطاننیشخند میدونم حالتون از من بهم میخوره ...مژه

این پرده ش رو من دوست داشتم فقط 

گازو ماشین لباسشویی . گازش هدیه داییش بود که بدون فر هست . ماشین لباسشویی هم عملا برای تزئیین گرفتند چون دختره گفت من اصلا لباسام رو با اشین لباسشویی نمیشورم . مامانشم نود و نه درصد لباسارو با دست میشوره ! کلا اعتقادی به لباسشویی ندارن و میگن که تمیز نمیکنه !

 

 

اونطرف آشپزخونه ش که البته کابینت خیلی کم داشت و بیشتر پایین کابینت داشت چون داماد گفت فعلا پول ندارم که کابینت بزنم و اصلا مشخصم نبود که همینجا میمونند یا میرن جای دیگه . 

 

گوشه ای از میز ناهار خوریش رو هم میبیند که باز نمیگم تقریبا شبیه صندلی های ناهار خوریه منه  . بعد علاقه زیادی به رنگ صورتی داشت که وسایل آشپزخونه رو صورتی برداشت ! 

بعد یه چیزه دیگه . میگفتم برنامه ریزی نداشتند  . مثلا دو تا فلاکس(‌فلاسک! ) چای خریده ! صورتیه رو فقط به خاطر رنگش گرفته . بالای کابینت هست . 

 

عکس بعدی روی میز ناهارخوریش هست که یکی دو تاش هدیه شب عروسی بود . 

 

سینی ها که مشکی هم هستند مثلا عیدی دادند بهش مادر بزرگش اینا . البته یه سری ظرف هم توی کابینت هاش بود که من دیگه عکس نگرفتم . اصلا نمیشد بازش کرد چون جا نبود اصلا !‌

عکس بعدی هدیه من برای روز جهیزیه دیدن بود که تقریبا هفتاد و خورده ای خریدیم با گل هایی که توشه . 

متاسفانه فراموش کردم از مبل هاش عکس بگیرم اما اگر دقت کنید پشت زمینه این عکس مشخصه مبل هاش . اگر فرشش هم یه تاچ آبی داشت خیلی عالی میشد اما فرشش فقط کرم قهوه ای بود . 

 

DSC_0130.jpg

عکس بعدی 

کتلت آماده شده در فر توسط تمشک خانوم . یعنی غذا رو میارم سر سفره باید با داد و هوار یه عکس ازش بگیرم . مگه شاهتوت میزاره ! تندی میپره روی غذا !!! تعجب

 

 

کیف موبایلی که برای آزاده خواهرم بافتم اما چند روز بعدش دوست پسرش مخش رو زد بریم آی فون بگیریم و رفت آی فون گرفت . با اینکه کلی باش مخالفت کردم !

عصبانی

 

خوب میریم سراغ دسته بعدی عکس ها . 

اینا عکس سیسمونی دختر خاله ام هست . دیگه تخت نوزاد نخرید . فقط تخت معمولی گرفت با یه تخت کوچیک که نوزاد تا نهایت سه سالگی بتونه بخوابه . نمیدونم اسمش چیه . ازین تخت ها که تکون میخوره . بعد چوبی هم نیستا . یه جنس دیگه ست . یادم رفت ازش عکس بگیرم . شاید تخت کنار تخت مادر باشه نمیدونم !!!

بعد کلا دختر خالم انگار پسر میخواسته نمیدونم . چون هر چیزی که گرفته و هر لباسی که گرفته اصلا رنگای شاد صورتی و بنفش نداشت . به قول خودش اسپورت بود فقط ! رنگ روتختی ش هم اینطوریه . کلا صورتی نداره این دختر . !!! لباسای عیدشم همه ش اسپورت بود که اگر عکسش رو ببینین فکر میکنین پسره !!!

لباسهای بچه ش که اتفاقا به مامانش میگفت زیاد نخر ! چون کلا سلیقه ش متفاوته . البته کوچیکم هست فکر کنم هفتاد و دو باشه ! دیگه هر کسی سلیقه ای داره دیگه . 

 

 

کمد بچه !‌ که یه سری عروسکاش برای بچگی مادر بچه بود . !

 

کشوی نی نی . 

 

میریم سراغ عکسای بعدی . 

این عکس تنه های درختی که بابام برام برید . من بهش تافت زدم رنگش بهتر شد بعد یکی از فامیلای شاهتوت عکساشو دید و گفت میخوام و بردم دادم به اون بابام یه جور دیگه برای من درست کرد . 

میخواستم اینارو برای سفره هفت سین استفاده کنم 

 

سفال هایی که خریدم که رنگش کنم . اینا کوچیکنا . فکر نکنید خیلی بزرگن . از نزدیک عکس گرفتم آخه ! 

 

 

با گوآش رنگ کردم بنفش . خوشگل شد اما باید یه چیزی روش زده میشد که خوشگلتر بشه . مثل میگفتند روغن جلا بزن . من البته هیچ رنگ خاصی نداشتم به جز گوآش . مثلا رنگ های طلایی خوشگل و اینا . به خاطر همین زیاد جالب نشد . حالا ان شاءلله سال دیگه 

 

 

سال تحویل خونه مادرشوهر بودیم . اینم هفت سینشون . البته اون ببعی ها ماله خودمن . پیازچه گفت بردم گذاشتیم کنار هفت سین بعدا ازش گرفتم . 

 

 

خونه عموی شاهتوت شام . ماهی بود و خورش شمالی فکر کنم اسمش ترشه واش بود و باقالی قاتوق و باقیه ماجراها ....

 

 

اینجا یه جاست به نام دیلمان . بارون هم میومد و اینقدر نق زدم تا شاهتوت مارو برد . که البته عمه شاهتوت و خواهراش و برادرش و پسر عموشم اومدن . دو تا ماشین شدیم 

 

 

بعدیش

جای بسیار خوش آب و هوا و سردی هست و من عاشقشم . 

 

 

 

 

کیک تولد دختر داییه شاهتوت که یک سالشه که البته اسم داداششم نوشته بودند روی کیک که مثلا تولد جفتشونه . که البته ما یه کادو دادیم فقط ! 

بعد به نظرم کیکش خوشگل نبود ! خوشمزه هم نبود .یعنی کیک بود و خامه . نه موز نه گردو نه هیچی !!! 

 

عروسک پیازچه که خرید هفتاد تومن . به نظر خیلی می ارزه !

 

این عکس چایی و سرویسیه که رفتیم سمت شهرستان مامانم اینا تو یه سفره خونه خوشگل بودیم و خوردیم . 

 

اینم عکس درخت مامانم ایناست که جلوی خونه شون توی شهرستانه !!!

 

 

 

 

خوب اینم از این . کلی از وقتم گرفته شد اما ارزشش رو داشت . با تشکر از ملودی گلم که گفت از پرشین بلاگ آپلود کن و کردم و اگر چه یکم سخت بود اما خیلی بهتر شد چون یه آرشیو از عکسام رو خواهم داشت .

 

قلبماچقلب

/ 30 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانم شوکا

دوست جوني انشا ا...هميشه هر جا هستي خوب و خوش و سلامت باشي.ببخشيد من ي مدت از وقتي جابجا شديم نميتونم بخونمت هر روز ميمونه هزار تا پست ک ميشه بعد ميام اونجوريم ک کامنت نذاشتن بهتره خخخخخخخ[قلب]

تبسم

سلام چطوري؟ [نیشخند] خب اول از جهيزيه بگم - از ظرف هاش و آشپزخونه اش اصلا خوشم نيومد - اتاق خوابش خوب بود پذيراييش هم كه معلوم نبود راجع به سيسموني هم من واقعا فكر كردم كه پسر هستش - اين همه لباس هاي دخترونه خوشگل چرا رفته پسرونه خريده؟ من هر بار كه ميرم خريد كلي حسرت لباس هاي دخترونه ي جينگيلي رو ميخورم دست بابات درد نكنه تمشك - چقدر چوب هات جالبن - منم خيلي خوشم اومد - رنگ سفالت هم خيلي خيلي جذاب شده - بنفش خوش رنگي هست - اسپري براق كننده فكر كنم 3-4 تومن باشه . روي يكيش بزن ببين چي ميشه همه چيز خيلي خوشگل بود - مرسي از عكس[ماچ]

نسیم

مرسی تمشک جونم...خیلی عکسای خوشگلی گذاشتی...... چقد کتلته هوس انگیز بود......نوش جونتون. [ماچ]

نیکا

سلام عزیزم مبارک باشه ایشالا با دل خوش ازش استفاده کنن. تمشک فکر نمیکردم مادرشوهرت جهاز در این حد بده یعنی من توقع همچین چیزایی رو نداشتم! هرچند با جهاز تو خیلی خیلی فرق داره و وسایل تو با سلیقه و شیکن اما خوب در همین حدم فکر نمیکردم.

نیکی

سلام تمشک عزیزم:)) ممنون که عکس میذاری خانوم هنرمند چقدر کیف موبایلی که بافتی ناز شده به نظرم اینجور چیزا رو ببافی بتونی خوب بفروشی http://i.instagram.com/gholabbafibaftani/ عزیزم این ادرس پیج قلاب بافی تو اینستا هست امیدوارم به کارت بیاد خونه خواهر شوهر ایشالله مبارکش باشه ولی حیف چرا مثل خونه عروس نچینش؟ به خاطر کبود جا؟ هفت سینتم که خوشکل شده نیازی نیست چیزی روش بزنی حتما همینکه زیرش یه رومیزی یا تور یا یه تیکه پارچه روش مینداختی و توش چیزی میذاشتی خودش کلی قشنگش میکرد اگه خواستی من بهت ایده میدم برا تزیینش سفره خونه عموی شاهتوتم دوست دارم حس نوستالوژی داره خیلی قشنگه[پلک] زود بیا لطفا:*

مهتاب

مبارکشون باشه اما من هیچی از جهیزیه رو نپسندیدم!فقط گازش برام جالب بود که با اینکه فر نداره قشنگه .چرا روی همه برقیاش کاور کشیده بود؟شب عروسی که کاور نمیکشن کاور مال بعده که گرد و غبار و چربی نشینه روشون! سیسمونی هم دقیقا حس پسرونه میداد به آدم ! آفرین کدبانو خانوم .راستی هدیه تون هم خیلی خوشگل بود و کیف موبایل که بافتی برای سفال هات اسپری فیکساتیو بگیر بزن روشون هم رنگش ثابت میشه هم براق،میشه چه جای قشنگیه دیلمان منم تعریفش رو شنیدم اما تا حالا نرفتم

تابان

وایییییییی چقد عکس[نیشخند] ای لاو عکس[نیشخند] دیرم شد که بعدا میام

ana

منظورم از گنده بک سیاه،خرسه بود،نه خواهرشوهر بیچارت[نیشخند] منظورم این بود که چطر پولشوداده جای یه خرس سیاه گنده[نیشخند]

تابان

اون پرده ابیه قشنگ بود دوس داشتم بقیه شم خب بالاخره عروسه و با کلی ذوق و شوق خریده،ایشالا براش بسازه و مبارکش باشه اون کاپشنه که پسرونه سسسسسسس....خخخخخ طفلی بچهه[نیشخند] هنرمندددددددد.....بابا همین کار خوبه دیگه،بذار اینستا بفروش...دوستمو دیدی پیجشو؟ اونم از تی وی یاد گرفته روبان دوزیو

نیلوانا

سلام خوبی سال نو مبارک چه جهیزیه با حالی بود ایشالا مبارک باشه ایشالا سال جدید برات خیلی پر برکت باشه