کیک تلخ

سلام خوبین ؟ 

خوب امروز رو میخوام از شب قبلش شروع کنم . شب که ما میخوابیم آقا پلیسه بیداره ؟ نیشخند

من کلن آدمی هستم که موقع خواب باید بدنم رو کش و قوس بدم. یعنی تو جای خیلی تنگ نمیتونم بخوابم به خاطر همین تختم روبیست سانت عریض تر از تخت های معمولی گرفتم اگر اشتباه نکنم یک و هشتاد گرفتم . بله . حالا شبا که میخوابیم من حرصم میگیره از شاهتوت . همش میاد سمت من و رو بالشت من میخوابه و عملن من دیگه جا ندارم بخوابم . دیشب دیگه میخواستم گریه کنم . تو اون حالت خواب هم خودم چیزی حالیم نیست یهو هول میدم شاهتوت و با دعوا بهش میگم اه برو اونور دیگه . رو بالشت من خوابیدی !!! شما ازین معضل ها ندارین ؟ دست شاهتوت هم خیلی سنگینه واسه همین زیاد نمیتونم تو بقلش دووم بیارم . 

دیشب شاهتوت میگفت دوستش پشیمونش کرده که نره اینجا برای کار اما من بهش گفتم برو ببین شرایطش چیه شاید شرایطش خوب بود ؟ خلاصه صبح شاهتوت رفت و برگشت که شرایطش مناسب نبود . دارمدش 500 تومن بود و اینکه شرق تهران بود و بد تر اینکه کارش حسا.بر.سی نبود بلکه حس.اب.داری بود . ما فکر کردیم اولیه . بله 

ناهار هم کشک و بادمجون درست کردم که قبلش زنگیدم به مامانم که مطمئن شم خوب میشه ! که مامانم گفت آب کمتر بریز توش حدود یک استکان (‌قبلن شاید یکی دو لیوان میریختم !! ) و اینبار خداروشکر خوب شد . بعدم شاهتوت اومد و یه تنش کوچولو پیش اومد که حلش کردم . آخه شما ببینین مردی که به زنش پول توجیبی نمیده بعد تا کم میاره میاد از من پول میگیره . پولای منم پولاییه که مثلن کادو بهمون دادن یا اینا . امروز صبح هم از کیف پولم پول برداشته بود . کلن از بعد از عروسی 65 هزارتومن از من گرفته ! خوبه بهم پول هم نمیده . پر رو هست دیگه .. از دست این شاهتوت

بعد از ناهار هم رفتم کیک پرتقالی درست کنم با روش آشپزخونه خانوم چه که باید پرتقال با پوست میریختیم توش که من به جای دو تا متوسط سه تا کوچیک ریختم و فکر اینو نکردم که ممکنه تلخ بشه که شد و شاهتوت لب نزد ! اگر بگم یک ساعتی دپرس بودم دروغ نگفتم . البته اینم بگم طعمش خوب بود و بافتش هم خوب بود فقط تلخ بود .ناراحت

بعد دیدم اینطوری نمیتونم . بلند شدم و شیرینی نخود چی که عشقه بابامه درست کردم . بابام خیلی دوسش داره و منم به خاطر اینکه 4 شنبه میریم تهران امروز شیرینی نخود چی درست کردم البته باید خمیرش 24 ساعت استراحت بکنه . الان توی استراحتشه . بله ! امیدوارم این یکی دیگه خوب از آب دربیاد . همگی با هم آمین.

دیشب خواب دیدم یکی ازم پرسید که میدونی آمین برای چیه ؟ منم گفتم برای اینکه دعاهامون زودتر برسه به خدا و آسمون . توی خوابمم تصورم یه حباب بود که آمین رو که میگیم مثل موتور عمل میکنه و دعاهامون رو سریعتر میبره به آسمون . 

حالا هم من نشستم و دارم کیک تلخ میخورم و غصه میخورم . آخه دلم میسوزه اگر بریزمش دور . البته خیلی هم تلخ نیست ها . یکم تلخه . 

شاهتوت نامرد هم که لب نزد . بی ادب

میخوام خونه تکونی رو شروع کنم اما میگم زوده هنوز . شاهتوت هم میگه یک روزه تمومش میکنیم .کار خاصی نداریم . آشپزخونه و اتاقا رو باید خوب گردگیری و جاروبرقی بکشیم و فرشی که اینطرفه و همش روش هستیم رو باید با بخار شور بشوریم . و ازونورم یکی از مبل هارو با بخار شور تمیز کنیم و یکی دو تا از پنجره هارو نیز همچنین . و ظرفای توی ویترینیم رو تمیز کنم و داخلش رو گردگیری . همین . 

اوه چقدر حرف زدم . 

سورپرایز وبلاگیمم لو رفت !! 

همگی شاد باشید و سربلند . 

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا

قضیه خوابتون باحاله[نیشخند] برو رو زمین بخواب[نیشخند] فکر کنم خیلی زوره که به شاهتوت پول بدی نه؟[عینک] خوابت جالب بود[لبخند] سوپرایز وبلاگیت چی بود من که متوجه نشدم!

اسکارلت

چه خوب که اوضاع نسبتا خوبه. برا مامان من دعا کن تمشکی یه مشکلی داره داره خیلی آزارم میده[ماچ]

نسیم

عزیزم , آفرین که اینقد هنرمندی و حوصله داری که کیک و شیرینی میپزی , امیدوارم شوهریت زودتر یه کار نون و آدار پیدا کنه گلم

خانم خونه - تبسم

خب يه شكلاتي روش ميريختي خب شيرينش ميكردي خونه تكوني هم نميخواد خونتون - وسط سال رفتيد اونجا ديگه ايشالا يه كار خوب هم واسه شاهتوت خان پيدا شه گلم

محبوبه

عزیزم منم هعی کیک خراب میکنم و همسری میخوره و تعریف میکنه که من ناراحت نشم راستش منم همسی چون شرایط خوبی نداره زیاد بهم پول تو جیبی نمیگیره اما تمام کارتاش و حقوقی که میگیره دست منه

مهتاب

منم اون معضل تختخواب رو دارم الان اکثر تختها۱۸۰سانته اگه میخواستی بزرگتر باشه باید۲۰۰سانتی میگرفتی سایز تختای قدیمی. یه وقتایی همسری میغلته میاد میچسبه به من منم روی پهلوی راست نزدیک لبه تخت خوابیدم دیگه جای تکون خوردن ندارم سمت راست بدنم خواب رفته و هر آن احتمال داره بیفتم اونوقته که دادم در میاد برو اونورررررررر افتادم! یه بار هم من چرخیدم به پهلوی چپ پامو جمع کردم محکم خورد در ک.و.ن همسری من بیدار شدم اما همسری همچنان خواب بود!منم سریع خودمو زدم به خواب که بگم متوجه نشدم![نیشخند] خونه مامانت خوش بگذره منم دیروز از صبح خونه مامانم بودم و البته پریروز عصر آخه مامانم توی زانوش آمپول زده نباید زیاد راه بره یا بایسته واسه همین من اونجا بودم کمک مامانم برای ناهار هم مرغ پلو درست کردم که بابام خیلی دوست داره

مینا

سلام تمشک خانوم.یه کمکی ازت میخوام.شما که آشپزیت نمونست طرز تهیه پودینگ رو بلدی بم یاد بدی؟

صورتی

خانومی در مورد اون کیک که پرسیدی من درست نکردم. اصولا دستورایی که توش انقولت داره درست نمیکنم. اون دستورم اونطور که من دیدم همه باهاش مشکل داشتن. خانومی بکینگ رو زیاد نمیریزی؟ اگه زیاد باشه باعث خمیری شدن میشه. بعدم دستورهایی که توش جوش داره حتما باید جوش بریزی چون پفش وابسته به اون میشه. و نباید جوش رو با بکینگ عوض کنی. دیگم درجه فرت فکر کنم تنظیم نیست. کیک تلخم نخور! دلت برای خودت بسوزه گلم. چاق بشی خوبه؟ به قول همسری یعنی شکمت از سطل زبالم بدتره که دلت نمیاد تو اون بریزی ولی تو این میریزی؟؟؟ من کیک پرتقالی رو با پرتقال درسته فقط یک پرتقال میریزم. دختر خوب معلومه که تلخ میشه. پوست پرتقال تلخه. منظورت از شیرینی نخود چی نون نخودی قزوینه؟ همین روزها دستورشو تو وبم میزارم. من که خیلی دوست ندارم ولی حتما برای عید رسم داریم درستش کنیم. و جنس آرد نخود توش خیلی مهمه.

صورتی

[نیشخند]تخت ما 160. منم همسری رو میفرستم لبه ی تخت[نیشخند] باید جا برای منو 5 تا بالشام بمونه دیگه[چشمک] تازه گاهی دختری هم بین ما میخوابه

صورتی

معمولا چیزی خراب نمیکنم اما اگه خراب بشه همسری میخوره و در آخر میگه خیلی خوشمزه بود حتما بازم درست کن[نیشخند] (بازمش تاکید داره)این یعنی دیگه از این غلط ها نکن! بله اینه [خنده][قهقهه] یام میگه دستورشو از کجا آوردی؟ میگم فلان جا! میگه گفتم... من میگم چیو؟ میگه دستورای خودت یک چیز دیگه است. و در آخر میگه بازم درست کن.[دروغگو]