اندر احوالات

سلام . خوبین ؟ خوب تقریبا خیلیا موافق بودن با اینست.اگرام . البته که سایتشم هست و میتونین از طریق سایتش عکسا رو ببینین و حتمن لازم نیست که این اپلیکشن (‌همون برنامه نیشخند) رو توی گوشی هاتون داشته باشین . اینم یه نمونه . مثلن این پیج شهره.صولتی هست خواننده ی لس.آنجل.سی  

ببینین میتونین راحت باش کار کنین آیا ؟ هم میتونین با گوشی هاتون چک کنین هم با سایتش . 

میرین توی سایتش و عکسایی که شهره خانوم گذاشته رو کوچیکش رو میبینین بعد روی هر کدوم کلیک کنین بزرگ میشه . خوبیش اینه که نمیشه کپی کرد عکسارو . شایدم بدیش باشه . ببینین و نظرتون رو بگین . قابل توجهتون باشه که من هنوز آدرس خودم رو ندادم بهتونا . انتظار نداشته باشین الان عکسای منو ببینین . 

 

خوب از روزهامون بگم . تا اونجایی گفتم که خونه ی مامانم بودم . 2 شنبه وقت دندون پزشکی داشتم که ساعت 5ونیم اونجا بودیم و 6وقت داشتیم که اونقدر شلوغ بود که ساعت هفت اینا وقتم شد و رفتم تو . آقای دکتر جوون حدودن سی ساله و خوشتیپ ( نیشخند) و البته کمی جدی دندونم رو پر کرد . البته که دردش از عصب کشی بیشتر بود و خیلی سعی کردم که تحمل کنم . الانم درد دارم اما حوصله ی مسکن ندارم . اونجا که بودیم و منتظر تا نوبتمون بشه یه خانومه رفت تو که دندونش بی حس بشه . موقعی که داشت آمپول بی حسی میزد یه جیغی کشید که نگو بعدم اومد بیرون و تیو حیاط کلی راه رفت و خودش رو گرفت . اونوقت من وقتی درد میکشیدم خودم رو به صندلی فشار میدادم . چه دختر خوبیم من !

بعدم اومدیم خونه و پدرشوهر خان خواستند که براشون یه کار دانشگاهیش رو انجام بدم و انجام دادم و قرار شد بیاد که کارش رو براش بریزم توی فلش که سر راه دایی شاهتوتم دیده بود و با هم اومدن خونه مون . خونه هم یکمی نا مرتب بود !!! البته شاهتوت فوری لباسارو برد توی اتاق و درو بست و تا من داشتم یه قسمتایی رو ترجمه میکردم چای و شیرینی تارف کرد و بعدم دیدم پدرشوهرم ازیناییه که پشت سر آدم و حتی جلو رومون حرف میزنه واسه همین رفتم هندونه بریدم و آوردم براشون که بعدن نگن پذیرایی نشدن . (‌قبلن یک بار اومدن خونه مون مامانم اینام بودن من توی سالاد فصلم خیار نریخته بودم چون نداشتیم اینقدر سر سفره گفت و گفت که چرا سالاد خیار نداره . یا یه بار که چایی بهش تارف کردم تو خونمون گفت چاییتون خوشمزه نیست من نمیخورم . یا بازم اومده بود خونمون و بعد شام زودی رفتن وقتی شاهتوت بش گفته بود چرا نموندین که میوه بیاریم گفته بود چرا دیر کردی که ما بریم . انگار برای خوردن میخواد بیاد فقط ! ) خلاصه که شاهتوت هم کمک کرد . البته منم حال نداشتم . دندونم اذیتم میکرد .  وقتی پدرشوهر و دایی شاهتوت رفتن دیدم که بابای شاهتوت طالبی برامون آورده که یادم نبود تشکر کنم . اس دادم و معذرت خواهی کردم و تشکر کردم اما پدرشوهر یه میس ننداخت که من دلم خوش باشه اسمسم رسیده بهش ! هیچی نگفت . حالا گله گی ش رو میکنم به مادرشوهرم . قرار بود فرداش باز بریم تهران برای کار شاهتوت که چون شاهتوت یه کاری براش پیش اومد که بعد از ظهر باید برمیگشت کرج واسه همین دیگه من باش نرفتم . راستش دلم برای تخت و خونه م خیلی تنگ شده بود و دلم نمیخواست هیچ جا برم . برای ناهار 3 شنبه که دیروز باشه کباب تابه ای درست کردم که مثل همیشه نشده بود به خاطر اینکه مقدار جوش شیرینش زیاد شد . به کسی شاهتوت نگفتم اما خودم فهمیدم . یه مزه ای مثل شوری داشت . راستش توی دستورش میزان کمی جوش شیرین داشت که من همیشه کم میریختم این بار بدون اندازه گیری ریختم که کباب یه مزه ی شوری داشت انگار . التبه با ماست و گوجه طعمش قابل قبول تر شده بود . 

بعدم که شب همش داشتم فکر میکردم جشن جهیزیه ی یکی از فامیلامون که دو روز دیگه بود چی بپوشم که خبر رسید که جشنش کنسل شد چون یکی از اقوام دور فوت کرده اما عروسیش برقراره . این جشن کنسل شد اون یکی فامیلمون زنگ زد و برای جشن سیسموین نشون دادنش دعوتمون کرد که باز دارم فکر مکینم چی بپوشم ؟

به نظرتوت شلوار لی دمپا + یه بلیز تقریبا مجلسی خوبه بپوشم ؟ تاپ نیست زرق و برقیم نیست . اما بدم نیست . خوبه ؟

 

دیشبم شام فالوده طالبی خوردیم ( همین که طالبی رو با قاشق میتراشیم و میریزیم توی کاسه و کمی یخ و شکرم میریزیم توشو میخوریم ) البته عکساشو گرفتم که گذاشتم توی اینستا لینکش رو رمز دار میزارم که برین اونجا و ببینین کارامو . بله تازشم . 

شبا یکم کلافه میخوابم فکر کنم به خاطر گرما و به خاطر دندونم باشه که قرص مسکن نمیخورم . 

 

تقریبا داره میشه یک هفته که خونه پدر شوهر اینا نرفتم ازون موقعی که اونطوری کردن و پدرشوهرم گفت همه مردا شیطونن و اینا .

 

امروزم تاساعت 11 خوابیدم و کلی حال کردم . چقدر مزه داد . بعدم که بلند شدم صبحانه سیب و بستنی و شکلات خوردم که چسبید . بازم عکسش رو میزارم توی اینستا نیشخند 

الانم برم یه ناهار درست کنم که کم کم شاهتوت داره میاد . 

حتمنی نظرتون رو راجع به اینسا بهم بدین . 

/ 13 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صورتی

از ریتم توضیح دادنت خوشم میاد. انگار آدم لحظه لحظه ی توضیحاتت رو با چشم میبینه. خانومی من نتونستم عکسهارو ببینم. عزیزم جوش شیرین ضرر داره . تو کیکم با احتیاط بریز. ترجیحا نریز. مخصوصا برای شما. خدا نکرده پوکی استخوان میاره و ..... آخه کباب که دیگه جوش نمیخواد دختر!!!! من میخوام عکساتو ببینم.......[ناراحت]

ana

عزیزم دندونت بهتر شد؟؟ عجب پدر شهری داریا!همه از دست مادشوهر مینالن تو از دست پدرشوهر!! به نظر میاد که لباست برای همچین مهمونی مناسب باشه ،البته به مهمونهای اونجا هم بستگی داره،ولی به نظر من خوبه! ای بابا این اینسا دیگه چه اعجوبه اییه؟؟ منکه ندارم!!از این چیزا[خجالت][نیشخند]

مهسا

جشن جهیزیه دیگه چیه؟سیسمونی نشون دادن دیگه چه کار مزخرفیه؟اه اه کاش یه روز بشه خانمها دست از این کاراشون بردارن که جز چشم و هم چشمی و دردسر هیچی دیگه نداره.من حای تو بودم تو اینجور مراسمات نه میرفتم نه خودم این مراسماتو میگرفتم.

الــهـــ♥ـه آبــــ♥ـها

سلام عزیزم خوبی؟ ممنون ک اومدی لبنکی ک گذاشتی رو قبلا از وب خودت رفتم و واقعا مفیده بازم ممنون

خانم خونه

یه سوال... جشن جهیزیه دیگه چیه؟توضیح میدی یه کم؟[متفکر]

خانم خونه - تبسم

لباست خوبه مهموني سيسموني كه خيلي رسمي نيست - هرچي بپوشي خوبه به اقاي دندون پزشك سلام برسون [نیشخند]

تنسگل

کجاااااااااااایییییییییی تمشککککککککککککککککک????????????????????

lمریم

[سلام عزیزم خوبی؟ من خواننده خاموشت جیگر همینجا عکس بزاری بنظرم بهتره. دوستت میدارم[قلب]