تمشکه گنده دماغ !

سلام عزیزانم . خوبید ؟ چقدر روزها تند میگذره و من نمیرسم بنویسم . حالا هر کی ندونه فکر میکنه من چه کارایی دارم !!!

 

سه شنبه ناهار درست کردم ، یادم نیست چی بود . بزارین فکر کنم ! آهان با یه سری آب مرغ که مامانم داد که توش کمی هم گردن مرغ بود کمی برنج شستم و ریختم توش با نمک و فلفل دلمه ای و سیب زمینی خورد شده و گذاشتم آبش کشیده شد و درش رو گذاشتم . بعدم با ترشی کلم قرمز خوردم . که عاشق رنگش و ترد بودنش هستم ! این ناهارم بود که برای شام و فردا ناهار شاهتوت هم موند . وقتی شاهتوت اومد خونه یهو داییش زنگید که پاشو بیا خونه مامانت یکم بازی کنیم ! رفتیم خونه مادرشوهر . من به امید نی نی دایی که کوچولو هست ! شام مادرشوهرم پلو کوکو سبزی درست کرد . ما میخواستیم شام نمونیم که گفت بمونین . بعد شام تموم شد که باز بابای شاهتوت شروع کرد که چرا قسط مغازه نمیدی و فلان و بیسان . که شاهتوت گفت که پس اون یه میلیون که از دایی گرفتی که پوله من بود چی بود . ... من اومدم تو آشپزخونه و گفتم باز شروع شد . خلاصه یکم حرف زدن و شاهتوت گفت اصلن ولم کن . با من بحث نکن . ما هم اومدیم خدا فظی کردیم و اومدیم خونه مون . باور کنین این ماه خیلی ما نداری کشیدیم . یعنی خیلی اذیت شدیم . خوب اگر پول داشته باشیم که میدیم . پدرشوهرم دیده شاهتوت رفته سرکار و حالا درامد داره میخواد بازم از ما بکنه . من که ازش نمیگذرم . خلاصه که اومدیم خونه و خوابیدیم . مادرشوهرم برای فردا ناهار شاهتوت غذا داد . 

4 شنبه کار خاصی نکردم . فقط ترسیدم که شب مهمون داشته باشیم که با همراهی شاهتوت نداشتیم ! یکم به تمیز کاری و گردگیری گذشت ، ناهارو  شامم داشتم و خداروشکر کردم . 

بعد دیگه شب شاهتوت اومد و شام خوردیم و خوابیدیم . فرداش یعنی 5 شنبه مامانم زنگید که میخوایم بیایم خونه تون . کلی خوشحال شدم و قرار شد برای ناهار ساندویچ بگیریم . آخه مامانم هم مدتی بود ساندویچ نخورده بودن . 6 تا ساندویچ گرفتیم برای 4 نفر چون آزاده هم نیومده بود ! بعد از ناهار من و شاهتوت و مامان رفتیم بیرون و بابا هم خونه موند که بخوابه ! 

رفتیم عکسایی که داده بودم به عکاسی که بزنه روی شاسی گرفتم . یه سری عکس کوچیک بود . نه خیلی کوچیک البته ! بعد مامانمم یه سری عکسایی که تو عروسی فیلم بردار ازمون گرفته بود رو گرفتیم با عکسای یه سری از فامیلامون . بعدم قرار شد پول فیلم عروسی رو قسطی ببریم بردیم . بعدم دیگه رفتیم خونه مادرشوهرم . یکم نشستیم . نی نی دایی هم اونجا بود . تربچه رفته بود با زنداییش آرایشگاه ببینه و پیازچه هم کلاس بود . یکم نی نی بازی کردیم و میوه و چای خوردیم و یکمم صحبت از عروسیه ما شد که مامانم گفت اونطوری که  شوهرتون میگفت غذاش خوب نبود (‌مادرشوهر گفت غذاهایی که مونده بود و به ما دادن خیلی چرب بود که مامانم اون حرف رو زد )‌بعد مادرشوهرم گفت تالار ظرف یک بار مصرف نداد به ما که بدیم به مهمونامون که غذایی که مونده بود رو بزارن توش و ببرن !‌( ما اصلن تو عروسیامون ازین کارا نمیکنیم . مگه طرف اومده رستوران که بقیه غذاش رو ببره ؟)

بعد باز گفت چرا فیلم بردار عروسی نیومد به ما بگه با عروس و داماد عکس بگیرین که مامانم گفت خودتون باید بهش میگفتیم ! ( خواهر شوهر با ما عکس گرفت تکی عکس گرفت خیلیا عکس گرفتند ! ) 

بعدم که دیگه اومدیم خونه ! 

شام قورمه سبزی گذاشته بودم قبل از اینکه بریم بیرون و این بار گوشت رو با حرارت زیاد سرخ کردم حدود 5 دیقه یا بیشتر و به نظرم قورمه سبزیم خوشمزه تر شده بود و البته کمی هم رب انار ترش توش زدم . بازم به نظرم طعم بهتری بهش داده بود !‌

بعد دیگه مامان اینا بعد از خوردن چای رفتن . میوه هم خداروشکر داشتم مقداری تو یخچال . که شاهتوت هم کمی پرتقال خرید و خوردن و دیگه نخوابیدن و رفتند خونه شون . مامانم برام کمی گردو و ترشی آورد . دستش درد نکنه . 

دلم گرفت وقتی رفتند . همیشه وقتی میخوان برن از خونه م دلم میگیره ! 

شب دیروقت خوابیدیم و بعدم صبح ساعت 10 با زنگ مادرشوهر بیدار شدیم . صبحونه زدیم و باز ناهار رفتیم خونه مادرشوهر و دیگه الان اومدیم خونه . 

حالا یه سوال . به نظرتون من اگر عکسایی که گرفتم بزارم روی میز تیویم زشته  ؟ میز تلویزیونم ازیناست که چند طبقه داره ! بالای تیوی یه طبقه داره ( فکر کنم توی عکسای جهیزیه دیده باشین ) 

t_2.jpg

طبقه ی بالاش اگر عکسامون رو که مثلن عکسایی که بیرون رفتیم و اینا بود رو بزارم زشته ؟ 6 تا عکسه روی شاسی هست ! بزارم اونجا که ببعی ها هستند . البته الان کلن تغییر دادم جای وسایل رو ها . یه چیزای دیگه گذاشتم . اما حالا نظرتون چیه در مورد عکسا . آخه چون رو شاسی هستند و شاسی رو باید صاف گذاشت نمیشه روی میز آرایش بزارم !‌ بع خاطر همین تصمیم گرفتم بزارم یه جا دیگه . البته روی دیوار هم میشه زد کنار عکس عروسی اما خوب ترجیح میدم بزارم یه جا دیگه . باز نظرتون رو بگین که دیوار رو سوراخ سوراخ نکنم . 

 

ساق دست خواهر شوهر تموم شد . حالا دیگه تزئیناتش مونده . بردم دادم دستش و خداروشکر اندازه بود و همونجا اون یکیشم بافتم و تموم . 

اهان یکی از بچه ها که فکر کنم ملودی بود گفت وقتی خواهرشوهرت چیزی بهت گفت و یه صفتی بهت داد مثل همون جاروبرقی تو هم یه چیزی بهش بگو . امروز تربچه بهم گفت تمشک گنده دماغ ( کلن ازین فحش ها و بی ادبیا سر زبونشونه . گندت بزنه فلانی ، فلانیه گنده دماغ به فتح گ . یا گیجی و اینا . حتی پدرشوهرمم میگه! ) منم فوری گفتم تربه گنده دماغ !‌ بعدش دیگه بهم گفت تمشک تمشکیان ! دیگه گنده دماغ نگفت . یعنی تصمیم گرفتم هر چی گفتن منم جوابشون رو بدم همونطوری . نیشخند

خیلی مرسی از همه تون که هستید . الانم زودی باید برم کار دارم اما مرسی از همگی تون . واقعا اینجا برای من بهترین جا هست خیلی دوستش دارم و فقط به خاطر وجود دوستای خوبی مثل شماهاست . مونا جونم یه بوس بزرگ هم برای شما هم برای مامان عزیزت ماچقلب

/ 22 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحری

سلام تمشک جونم خوبی؟تمشک این ژدر شوهرت واقعا روی اعصاب منه مثل ژدرشوهر پرروی منه...خیلی بدن ولی توهم زیاد رو بهشون میدی...[ناراحت] خیلی خوشحالم که قراره عکسای عروسیتو بگیری عزیزم ایشالا به سلامتی... مامانت خیلیی خوب جواب مادر شوهرتو داد یه کم یاد بگیر ازش [چشمک] من تاحالا قرمه سبزی با رب انار امتحان نکردم باید امتحان کنم منم[خوشمزه] درمورد عکسات من خودم عکسای بی حجابم رو توی پذیرائی جلوی دید نمیزارم دوستم اما خب ماشالا خودت با سلیقه ای عزیزم [ماچ] در مورد خواهر شوهرت هم به نظرم فقط مثل خودش باهاش رفتار کن یه مدت که مرتب حالشو بگیری آدم میشه[نیشخند][چشمک] [خجالت] بوس بوس تمشکی[پلک]

سحری

سلام تمشک جونم خوبی؟تمشک این ژدر شوهرت واقعا روی اعصاب منه مثل ژدرشوهر پرروی منه...خیلی بدن ولی توهم زیاد رو بهشون میدی...[ناراحت] خیلی خوشحالم که قراره عکسای عروسیتو بگیری عزیزم ایشالا به سلامتی... مامانت خیلیی خوب جواب مادر شوهرتو داد یه کم یاد بگیر ازش [چشمک] من تاحالا قرمه سبزی با رب انار امتحان نکردم باید امتحان کنم منم[خوشمزه] درمورد عکسات من خودم عکسای بی حجابم رو توی پذیرائی جلوی دید نمیزارم دوستم اما خب ماشالا خودت با سلیقه ای عزیزم [ماچ] در مورد خواهر شوهرت هم به نظرم فقط مثل خودش باهاش رفتار کن یه مدت که مرتب حالشو بگیری آدم میشه[نیشخند][چشمک] [خجالت] بوس بوس تمشکی[پلک]

ملودی

ای خواهر...منکه کلی تابلو و گل و بوته زدم به در و دیوار ...موقع رفتن که میشه یکمی پودر گچ سفید توی یه نایلونی دارم . شوهرم با کمی آب قاطی میکنه میشه خمیر بعد رد میخ ها رو باهش پر میکنه . تازه میشه با خمیردندون سفیدم اینکار رو کرد.هییییچ اثری هم نمیمونه. نمتونم بخاطر مستاجری از یه تابلو زدن هم خودمو محروم کنم که[نیشخند] چقدر حرف زدم تو این پستت[نیشخند] برم تا تو دهنی رو ازت نخوردم[نیشخند]

لیـــدی رها

به نظر من که جای مناسبی انتخاب کردی برا عکسهاتون

تبسم

ببخشيد تمشك شنبه نوشتي ولي من الان ديدم اخه ديروزم مرخصي بودم ببين احتمالا مثلا ويندوزت آپديت كرده و درايورها قاطي كرده. ممكنه بعد از چند بار خاموش روشن خودش درست شه وگرنه: 1 اگر ويندوزت را آپديت كني و بذاري كامل نصب بشه احتمال زياد درست ميشه. اگر نشد 2 وقتي سيستم رو روشن ميكني پشت هم كليد F8 رو بزن ، بعدش چند خط نوشته مياره - برو روي گزينه ي last known good configur... اينو انتخاب كن و باز احتمالا درست ميشه اگر تا الان درست نشده و با اين دوتا كار هم درست نشد باز بگو كه بهت يه كار ديگه هم بگم انجام بدي برو روز ماي كامپيوتر راست كليك كن برو توي mange بعد برو devie maneger اونجا از ليستي كه سمت راست مياد موس پد رو انتخاب كن بعدش روش راست كليك كن و بزن unistall بعد يه جا راست كليك كن بزن اسكن - واست مياردش كه يه علامت زرد كنارشه بعد دوباره روش راست كليك كن بزن اپديت - ديگه قطعا درست ميشه.

*بهار*

دستت درد نکنه :)) به نظرم قشنگ میشه بذاریشون اونجا[مغرور] امیدوارم فیلمتون رو هم زودتر بگیری عزیزم :*

تبسم

به ترتيب اون كارايي كه ميگم رو انجام بده اون 2تا اولي انجام نشد؟

تبسم

قربونت برم خودت حلش كردي كه من چيكاره ام [ماچ]

نفیس

شنبه که پستت رو خوندم عکس بازنشد[ناراحت] اماالان که دوباره رفتم دیدم باز شد میزتی ویت خییییییییلی خوگلهیعنی مطابق سلیقه منه[لبخند] فکرکنم جای خوبی برای عکسات باشه[تایید]

تی تی

عزیزم تبریک میگم که بلاخره میخواین عکسای عروسیتونو بگیرین، خداوکیلی خیلی باید قدر تورو بدونن[لبخند]