همینطوری

سلام خوبین ؟ منم خداروشکر خوبم . این روزها اتفاق خاصی نیفتاده . شاهتوت به فکر افتاده مغازه رو وقتی اجاره ش تموم شد عطاری بزنه ! هر چند وقت یک بار به یه فکری میفته و من پشیمونش میکنم . 

آخه ما باید بابت نصف مغازه به پدرشوهر اجاره بدیم . ازونورم دیگه جایی برای ضرر کردن نداریم . الانم درامدمون همون ماهی سیصد تومنه که گاهی پدرشوهر بهمون نمیده و میمونیم توی خرجمون . گفتن نداره الان دو سه هفته ست دیگه مرغ نداریم تو یخچال و شاهتوت هم پول نداره که بره بخره . البته همیشه چیزای الکی و چرت و پرت میخره . مثل توتون و ذغال برا قلیونش یا میره شیر و شیر کاکائو با هم میخره یا تخمه . دیروز حدود 15 تومن ازین چیزا خریده بود . گفتم خوب میرفتی مرغ میخریدی . 

میگه میخوام ماشین رو بفروشم و مغازه رو عطاری کنم . منم گفتم من نه طلا میفروشم نه ماشین رو . خداروشکر ماشین به نام خودمه ! بعدم رفت تو فکر وام گرفتن ! منم گفتم هر کاری میخوای بکن . من ماشین خریدم که بتونم راحت برم خونه ی مامانم اینا چون ازشون دورم . حالا ماشین رو بفروشم میره و ماشین مامانمینا رو میگیره ! پر رو تر از این حرفاست . 

همیشه به مشکل بر میخوره فکرش میره سمت طلا های من و ماشین و بعدم خانواده ی من . بعد میدونه مامانم 5 تومن پول توی حسابش داره هی میگه از کی قرض بگیریم . منم اصلن به روی خودم نیاوردم . حالا زنگیده به داداشش که بیا ده میلیون وام بگیریم بریم مغازه بزنیم . از چند نفر پرسیده گفتن خیلی سود داره ! 

 

برای بار دوم پان اسپانیا درست کردم . واقعا شف طیبه میگه باید همه چیز رو تجربه کنید تا دستتون بیاد من بارو نمیکردم . این بار متوجه شدم که باید ظرف کوچیکتر بردارم . بعدم یه بسته خامه ریختم توش . نمیدونم گفتم یا نه شاهتوت داشته مسافر میزده بعد طرف دو تا خامه جا میزاره توی ماشینش.  حالا من یکی از همون خامه ها رو ریختم . گفتم نهایت پولش رو میندازیم صندوق صدقات یا کمک میکنم به محک که حیالم راحت بشه ! 

صبح که بیدار شدم یه گردگیری کردم (‌انگاری اون دو روزی که نبودم سمت ما طوفان بوده کل خونه رو خاک گرفته )‌بعدم پان اسپانیا رو درست کردم و بعدم ناهار سیب زمینی تره ( همون غذای شمالی که گفته بودم ) و حالام در خدمت شمام . حوصله ی حموم رفتن ندارم نیشخند( تمشک شیپیشو ) ازونورم باید خونه رو کمی جمع و جور کنم چون امکان داره عصری مادرشوهر اینا بیان خونمون . هیچی هم تو خونه نداریم به جز چند تا سیب خوشمزه ! حالا مهمون بیاد هوا میزارم جلوشون میل کنند  اصلن هم حوصله ی مهمون داری ندارم چون یکم خونم نا مرتبه . من نمیدونم اونایی که همیشه خونشون مرتبه و برق میزنه چیکار میکنند نیشخند 

 

برادرشوهر هفته پیش یهویی رفته بود مشهد . زنگید به ما که چیزی نمیخواین و اینا . خوش به حالش با دوستاش رفته بودن با قطار . قسمت بشه ما هم بریم . الهی آمین . هر وقت حرم امام رضا رو میینما اشک تو چشمام پر میشه ! دلم مشهد میخواد آقا . ما رو هم بطلب . الهی آمین . به برادرشوهر گفتم ما رو ویژه دعا کن . اونم گفت باشه . حالا انگار نخودچی آورده مادرشوهر میخواد بیاره برامون ! حالا نمیشد خودمون بریم بگیریم ! نیشخند

 

خوب قبل از هر چیزی این لینک رو پیشنهاد میکنم ببینین . وبلاگ خانوم N این پستش یه سری ذکر نوشته که خوبه به نظرم 

 

این روزا همش تو فکر قلاب بافی و خیاطی هستم . فکر کنم علاقه دارم . تصمیم گرفتم یه پاپوش خوشگل برای دختر دختر خالم که چند وقت دیگه به دنیا میاد ببافم . کلی سرچ کردم و کلی مدل یاد گرفتم حالا دارم تمرین میکنم . دیروزم رفتم چند تا از لباسام رو که گشاد بود تنگ کردم . نه اینکه لاغر شده باشم ها ‍! کلن اینا گشاد بودند از اول . بعدم یه مدل دیده بودم توی نت که با یه شالم که خیلی بزرگ بود درستش کردم و خوب شد . حالا اگر بشه برم بارچه فتر ! بخرم و باش همین مدل پالتو درست کنم .

تا عکسش رو به پیازچه نشون دادم گفت منم میخوام !‌هر سال پالتو میره . گاهی سالی دو تا ! هر چی هم میبینه میخواد !‌ منم گفتم حالا برای خودم درست کنم اگر خوب بود برای تو هم درست میکم ! چی بگم خوب ! اینم مدلش امیدوارم باز بشه اگر باز نشد بگین که عکسش رو بزارم . 

 

برم که کم کم شاهتوت میاد و ناهار میخواد . آخر هفته ی خوبی داشته باشید . هوا شناسیه گوشیه من میگم امشب سمت ما بارون میاد . انشالله که بیاد . آمین 

/ 20 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میس بانو

بانو جان پست بالایی رمزش عوض شده ایا؟رمزشو ندارم [ناراحت]

مرضیه

ای ناقلا پست خیلی خصوصی گذاشتی که[زبان]

رها مير

تمشك جون توروخدا با رمز خيلي خصوصي ننويس بابا گناه داريم ما

Eli

slm, tashakoOr tashakoOr azat mamnoOnam ke behem etemad kardi, bazam Aaaaaaaajeghetam:-*

خانم خونه - تبسم

مدلش قشنگه - فكر كنم خوشگل بشه دوختي عكسش رو بذار ما هم ببينيم [لبخند] انشالله كه هركاري با مغازه ميكنيد واستون خير باشه گلم و كلي پولدار بشيد

مونا مونا

تمشک اگه واقعا شاهتوت توی عطاری زدن مسر هست توی زیبادشته کرج یه سازمان فنی حرفه ای هست که مخصوص آموزشه کشاورزیه. تو ایران تکه از لحاظه آموزشی. مدارکش بین المللیه. دوره های گیاهان دارویی داره و دوره های مخصوص عطاری. برای مردا هم استادش خیلی خوبه. استاد محمدی. خیلی سطح علمی اش بالاست. دوره ها هم کاملا رایگانه. فکر کنم از فردیس تا اونجا نهایت نیم ساعت راه باشه. بعدم سعی کنین شریک نشین خصوصا با فامیل شوئهر. یه بار با پدرشوهرت شریک شین بسه

بانوی بهاری

تمشک گلم حتما شروع کن به خوندن، و ببین چقدر ارامش میگیری، و خدا جوابتا میدی، از خودش بخواه کمکتون کنه و نتیجه اش را ببین [قلب] سایت مسکن خو همون مربوط به اون چیزی میشی که گفتم، پر بیراهم نگفتم[نیشخند] انشالا که شر نمیرسونه، راستی پست بالایی رمزش جدیده، جواب نداد [چشمک]

نفیس

رمز خیلی خصوصی به من تعلق میگیره یاهنوزبایدصبرکنم؟[خمیازه]

مهتاب

کاش میشد یه جوری این شاتوت خان به یه کاری پابند بشه اینقدر این کار و اون کار نکنه اینجوری همه اش ضرره!!! مگه در زمینه عطاری سررشته داره اطلاعات داره که میخواد عطاری بزنه؟؟؟ بابا یهو یه چیزی عوضی میده دست ملت بجای اینکه مثلا یارو موهای سرش در بیاد حامله میشه!!!! [زبان] اول باید بره یاد بگیره! عکس رو هم دیدم قشنگه . دوختی عکسش رو بذار ببینیم

بانوی بهاری

تمشک من الان بیش از 1 ساله از قبل عروسیت باهاتم ، اونوقت تو میگییی دوست 6 ماهه [عصبانی][نیشخند] الان من به تو چی بگممممممم [زودباش] ایا یادت نمی ایدددد، البته شاید چون این وبلاگم جدیده یادت نیست ، با اون وبلاگ قبلیم باهات دوست شدممممم