بقیه ش اینجاست

سلام . خوب زودی بقیه رو بگم و برم . 

فکر کنم تا 4 شنبه رو گفتم نه ؟‌نمیدونم !

تا اونجا گفتم که اومدیم خونمون . خوب خونمون موندیم و شاهتوت هم تصمیم گرفت که ماشین رو بفروشه و یه پراید بخریم . ماشین ما دوو ری.سر قدیمیه که ازش راضی بودیم حتی با اینکه قدیمی بود و ماشین شاید بیست سال پیشه اما خارجیه دیگه اما شاهتوت مگه وقتی میخوام برم سر کار تیو راه دو تا مسافر بزنم که پول بنزینم در بیاد اما مسافرا سوار دوو نمیشن واسه همین میخواست پراید بخره . 

خلاصه که هر روی میزنگیدن بابت ماشین . فکر کنم جمعه بود که گفتیم بریم خونه پدرشوهرم اینا هم دیدن و تبریک روز پدر هم شاهتوت اینا فوتبال بازی کنند . خلاصه که ظهر جمع کردیم ورفتیم خونه مادرشوهر که پدر شوهر دانشگاه بودی . ناهار خوردیم و کمی نشستیم تا اینکه عمه ی شاهتوت اینا اومد و بعدم زنداییش و اون یکی داییش و یه سری مردای دیگه هم اومدن برای بازی فوتبال . 

اتفاق خاصی که افتاد این بود که وقتی پدرشوهر اومد و من روزشو تبریک گفتم گفت پس کادوم کو ؟ گفتم دست شاهتوته (تو خونه که بودیم شاهتوت گفت پول ندارم کادو بخرم !!! ) این از این

بعدم که اتفاق خاصی که افتاده اینه که امسال فقط من و شاهتوت برای مادرشوهرم کادو خریدیم . بقیه شون نخریدن . حتی خواهرشوهرم سی تومن از باباش گرفت که خودش روش پول بزاره و بره کادو بخره که خانوم پول رو برداشت برای خودش . پارسال که ما پول نداشتیم کادو بخریم برای مادرشوهرم مادرشوهرمم برای من کادوی تولد نخرید . شاهتوتم که کلن تولدش به جز من و خانوادم کسی براش چیزی نمیخره . حالا منتظرم امسال مادرشوهرم برای بقیه کادو بخره تا من بهش بگم که پارسال برای من نخریدی . 

اتفاق دیگه این بود که داشتم به پدرشوهرم میگفتم که فیلم بردارمون گفته که یه زنگ به من بزن که فوری پیازچه میگه که نه . ئه ... بابام پول نداره . گفتم نداره دیگه ؟ ( نداره چرا خودش و دخترشو زنش هر روز خریدن ؟ چرا برای برادرشوهر موتور خریده؟ چرا هر روز خریدین شماها ؟) گفتم اوکی پیازچه جان . انشالله تو هم شوهر میکنی . که گفت نفرین میکنی ؟‌گفتم نفرینه ؟ ( کاری که باباش در حق من کرده و خانوم داشت طرف باباشو میگرفت نفرینه ؟! خوبه خودشم میدونه ) گفتم نه دعات میکنم . 

واقعا واقعا واقعا ازشون نمیگذرم با اون عروسیه مزخرفی که برای من گرفتن و حالا هر روز تا حرف عروسی میشه پیازچه میگه آرایشت خوب نبود ، موهات خوب نبود ، لباست خوب نبود ، من چی بگم ؟‌خوب هر چقدر پول بدی آش میخوری دیگه !!!‌ بابات پول میداد من میرفتم آرایشگاه خیلی خوب !!!‌والا به خدا 

 

خلاصه که کلی دلمو میسوزونه بعد ازونور میگه غیبت 40 روز نماز آدم رو باطل میکنه !!بگذریم . من سپردم به خدا 

 

دیگه اون شبم موندیم و شام سیر.واویج خوردیم . سیر وایویج اینه که برگای سیر رو سرخ میکنند و توش تخم مرغ میشکونند . یعنی مادرشوهرم همچین غذایی برای عروس و دامادش درست کرد برای شام ! خسته نباشه . 

شنبه صبح یعنی دیروز رفتیم و ماشین رو فروختیم . البته هر جا رفتیم محضر ها کار نمیکردن . گفتن سیستم قطعه . همه جا هم قطع بود . واسه همین ما یه قول نامه دستی نوشتیم و نود درصد پول ماشین رو گرفتیم و ماشین رو تحویل دادم ! امیدوارم که مشکلی پیش نیاد به خاطر پلاکمون که دسته آقاهه هست . اونم میخواست بره شمال و گفت از شمال اومدم کاراشو میکنم که بیاین و به نامم بزنین . گفتیم اوکی . 

پول رو هم ریختیم به حساب من (‌یادتونه که طلاهامو فروختم و ماشین خریدیم ) بعدم رفتیم خونه ی مامانم اینا و ماشین مامانم رو برداشتیم و خونه ی مامانم ناهار خوردیم (‌مامانم با بابام مسافرته . من کلید خونشون رو دارم ) و اومدیم خونمون . فقط یه اتفاق دیگه هم افتاده که توی پست بعدی میگم . انشالله . 

الانم که در خدمت شمام . ناهارم آبگوشت درست کردم فقط اشتباه کردم و توش دارچین ریختم . خودم طعم دارچین توی غذا رو دوست ندارم اما گفته بودند برای نفخش خوبه که دارچین بریزی توش ریختم که فکر کنم زیاد شده . آبگوشت داره میپزه . شاهتوت دراز کشیده و منم اینجام و دارم مینویسم . 

هوا هم که ابری و عالیه . 

خداروشکر به خاطر همه چیز . به خاطر دوستای خوبی مثل شما که دارم . به خاطر سلامتی و شاهتوت و اینکه پدر و مادرم سالمند . حالام یکی دو تا لینک معرفی کنم . 

قارچ سوخاری  

طرز تهیه  

انواع و اقسام اسنک   

مریمی    وبلاگ مریمی رو که باز کردین پست اول و دوم که هیچی سوم و چهارم و ایناشو بخونین . انواع کارهایی که به حاجت هاتون برسین رو نوشته . خدا خیرش بده . 

 

آداب غذا خوردن   خیلی لینک مفدیدی بود به نظرم بخونین اگر چه شاید تکراری باشه . کامنتاشم بخونین . یکی دو تا کامنت جالب داره 

 

خوب اینم از این . مواظب خودتون باشین . دوستتون دارم . 

 

/ 11 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

سلام علیکم...چقدر میری تو خونه مادرشوهرت...خوش میگذرونیا...خوش باشی همیشه انشاالله...راستی اون غذا که ساقه سیر رو سرخ میکنن وتخم مرغ میزنن خوشمزه میشه درست کنم؟؟خوشمزست؟؟ بعد تمشک جونم من خونه مادرشوهرم میخوابم جاریم نه...مثلا اونشب تو ماشین گفت جاریم میره سر کار تو که سر کار نمیری بیا بریم خونمون شب...گفتم وسیله نیوردم شلوار ندارم...گفتم نمیدونم وحید میدونه اگه برد خونمون که ببره نبردم که هیچی...اینجوری میگه یعنی دوست داره برم خونشون؟؟مثلا میگه اون سر کار میره نمیاد تو بیا بریم...

تنسگل

عزیزم سعی کن جلو خواهر شوهرات اصلا حرف نزنی با کسی که خودشونو بندازن وسط ایشالا یه روز خودشون عروس میشن اونوقت میفهمن چقدر حرف خانواده شوهر برا آدم سنگینه''''بله

محبوبه

ايشالا يه ماشين خوب بخريد. ممنون بابت لينكا

مهتاب

[بغل][ماچ] مرسی که تبلیغمو کردی! خودم رفتم ببینم دیدم وب خودمه! به قول مامانم سوس پیریز همون سورپرایز خودمون شدم!

خانم شوکا

سلام بالا خره بعداز۴.۵ ماه با شروع بکار وبلاگم از خاموشی در اومدم و با افتخار اولین دوست بنده شدین و پیوند ب امید دیدار دوباره.ماچ

خانومه:)

بله درسته سیستم دفترخونه ها دو سه روزه شدید مشکل داره ولی به محض اینکه آقاهه برگشت کار رو تموم کن عزیزم. یا بهش یه وکالت فروش با مدته مثلا 3 روز برای تعویض پلاک بدین و کل پول رو بگیرین و یا باهاش برین تعویض پلاک بعد هم در جا دفترخونه سند قطعی بزنین. در مورد دارچین آبگوشت هم مامان من همیشه 5 دقیقه قبل از اینکه غذا رو بیاره به اندازه یه قاشق چای خوری می ریزه که هم مزه ش خوب میشه هم عطرش[لبخند]

نسیم

ایشالا خدا اینقد به خودت و شوورت بده که هیجوره نیازتون به خوانواده شوور نباشه عزیزم این مادر شاهتوت این غذاهارو از کجاش در میاره به شماها میده [ناراحت]

مرمره

واااای چه صبری داری این دختره ی بی ادب واقعا کتک لازم داره موجود سبک مغز یه بار بهش بگو کی با تو حرف زد اصلا چطور موقع ظرف شستن و کمک کردن درس داری ولی واسه فضولی همیشه وقت داری ابگوووشت خیلی غذای خوبیه هم اسون هم خوشمززززه کلا عشق منه [نیشخند]

narjes

سلام تمشک عزیز. خوبین؟ خانومی شما خیلی به گذشته ات فکر میکنی هر کاری که خانواده همسرت کردن و کم گذاستن تموم شده به زندگی الانت توجه کن کاری کن که همسرت بهت وابسته شه میدونی عزیرم آقایون دوس دارن مورده توجه باشن و وابستگی خانوما رو حس کنن تو باید اول این وابستگی رو بوجود بیاری بعدش یاد بگیرین که در هر حالت احترامه همو حفظ کنید مخصوصا پیش خانواده ها. اونوقت کم کم بهش توجیه کنی کم کاریهایی بوده که مطمعنم خود همسرتون همه رو جبران میکنه. میدونی فک کردن به گذشته فقط خودتو آزار میدی و دور شدن از همسر عواقبش هست.... راستی یه چیزی همسرت اگه احترام خانوادشو نگه داره مطمعن باش همیشه و همه جا احترام تو رو نگه میداره... عزیزم ببخشید زیاد حرف زدم شرمنده

دیبا

عزیزم من تازه با وبت آشنا شدم خیلی نوشته هاتو دوست دارم ولی حیف که نمیتونم همشونو بخونم چون رمزی مینویسی راستی بابت لینک آموزش اسنک ممنونتم من عاشق اسنکم