تغییرات

سلام . خوب این پست یه سری عکس داره . توی عنوان مخصوصا نگفتم که کسی به خاطر عکس نیاد توی پستم نیشخندشیطان

خوب تغییرات انجام شد . اول عکسارو بگم بعد برم سر حرفام

خوب من همون اوایل یه میز گرفتم با عنوان میز خاطره برای اینکه عکس بزارم روش اما خوب اون اوایل که درامدی نداشتیم و عکسام همینطور موند تا یه روزی برم و ظاهرشون کنم یا پرینت بگیرم در اصل . بعد دیگه یه مدت خالی بود تا اینکه شده بود میز وسایل شاهتوت . کلید و مدارک و هر چی گیر میاورد میزاشت روی اون ! رو میزیش رو فکر کنم خیلی گرون خریدیم . بعد شده بود میز وسایل شاهتوت ! منم یه سری وسیله روش گذاشتم و کردمش میز تزئینی . به شاهتوت هم گفتم هر چی بزاری روش یه راست میره سطل زباله ! 

خلاصه که شد این ! 

DSC0535.jpg

کله قند ها کله قند عقدمه که روی سرم سابیدن ! عکس وسطی خودمم که سیاهش کردم و تازه گی ها گذاشتم . عکس عقدمونم در اصل سی دی عقدمه که اونجاست خنده همون سمت راستیه که سیاهه . خوب سیاهش کردم دیگه . سماوره هم که مادرشوهرم خریده بود سه هزار تومن و تنگم که دو سایز دیگه ش رو هم دارم که روی میز تی وی هست .  صندوق ها هم که یکیش روش با صدف کار شده توش کریستالای رنگی گذاشتم یکیشم گل هایی که شاهتوت برام آورده بود و خشک کردم و گذاشتم توی صندوق .  عکس وسطی هم پشتش یه شمع گذاشتم که اینطوری شد وگرنه صاف وایسه دید نداره . دیگه دلم نیومد ترکیب این میز رو بهم بزنم . حالا اگر فکر میکنید مزخرفه ترکیبش رو بهم میزنم . مشکلی نیست دوشواری نداره نیشخند

عکسایی هم که گفتم گذاشتم بالای میز تیوی شد این

DSC0536.jpg

البته رنگش بد افتاده و با اینکه کلی برایتنسش رو با فتوشاپ زیاد کردم بازم زیاد مشخص نیست . ببعی ها اومدن پایین . فیل داشتم توی سه سایز اومد توی طبقات و عکسا رفت بالا . دیده نمیشه درست ؟ خوب مشکلی نیست که الان یه عکس دیگه میزارم نیشخند

بفرمایید

DSC0538.jpg

 

خوب از سمت راست به چپ میگم . عکس سمت راستی که 4 تا خانومم اونی که از همه درشت تره و قهوه ای پوشیده منم . یعنی توی عکس میشه دومی از سمت راست . دو تای سمت چپیم هم خواهرشوهرامن وسمت راستی عروس اون یکی عموی شمالیه که دختر خوبیه . 

عکس بعدی شاهتوته  که جلوی سد کرج تو جاده چالوس خودم ازش گرفتم . اینو ظاهر کردم که نگه فقط عکسای خودت رو ظاهر کردی نیشخند یه جوری دهنش رو بستم نیشخند

عکس بعدی منم و شاهتوت اولین سیزده به در زندگیمون . 

بعدی من تنها زمان مجردیم که کنار فنس گرفتم . مسعود امامی (‌خواننده ) یه عکس اینطوری داشت منم تا یه فنس پیدا کردم رفتم و کنارش عکس گرفتم . خیلی قدیمیه شاید سال 88 یا نمیدونم اون وقتا ! 

عکس بعدی هم منم و مامانم که توی زمان عقد با شاهتوت رفتیم شمال و من و مامانم توی ساحل عکس گرفتیم . یه سری عکس دیگه بود که اونا رو نزدم روی شاسی . گفتم بزنم به یخچال . حالا باید برم آهن ربای خوشگلی بگیرم بعد بزنم به یخچال ! 

خوب دیدین ؟ جلوی عکسا هم شمع گذاشتم ! خوب شده ؟ خدا وکیلی رودرواسی نکنین . راستش رو بگین . اگر خوب نشده عوضش کنم ؟!

 

خوب یه چیز دیگه . این عکس رو ببینین . 

DSC0539.jpg

این فیلا رو هم اینطوری گذاشتم . دیگه جا نداشتم براش.  باید میزاشتم روی اپن که دیگه شلوغ میشد ! منم اینطوری گذاشتم . نظرتون چیه ؟ کجا بزارم این سه تا فیل رو به نظرتون ؟ 

خلاصه که نظراتتون رو بدون هیچ ترسی بگید . من کاملن انتقاد پذیرم . فقط بگم کسی انتقاد کنه دیگه بهش رمز نمیدم نیشخندخنده شوخی کردم . 

 

خوب این روزا اتفاق خاصی نیفتاده . دیگه خونه مادرشوهر رو کمتر کردیم . روزا خیلی ساده میگذره ! حقوق شاهتوت رو ندادن هنوز . قسط وام ازدواج عقب افتاده و حساب ضامن رو بستند و ضامنمونم زنگیده که من حقوقم رو میخوام ! خلاصه که الان همه چی تو هم رفته . حدود یک میلیون تومن باید بدیم اونجا که من به شاهتوت گفتم وام منو نده چون وام من رو باباش ضامن شده . بزار حقوق باباش رو ببندند ! نیشخند

کلی دلم خرید میخواد . حس میکنم دیگه نمیتونم تحمل کنم نخریدن رو . دلم کار هم میخواد که تنبلی نمیزاره . فقط دو روزه میرم روی تریدمیل و یواش پیاده روی میکنم . نهایتش با سرعت سه و نیم . آخه من تپلی هستم و به پام و زانوم فشار میاد وقتی تند تند بدوم . حدود بیست دقیقه ای میرم روی تریدمیل تا اینکه یکم عادت کنم و مدت یا شدتش رو بیشتر کنم . وقتی شاهتوت نیست خونه منم تنبلیم میاد و هیچ کاری نمیکنم . حس آشپزیمم رفته اصلن ! کلن تنبل شدم ! 

میدونم این حسام به خاطر این رفته که مواد غذاییه زیادی نداریم تو خونه . یعنی داریم اما من صرفه جویی میکنم . شاهتوت که حقوق بگیره باید به یخچالمون هم سرو سامون بدیم . البته نه که خالی باشه ها . اما من با ملاحظه غذا درست میکنم که اگر مهمون اومد بتونیم چیز آبروداری درست کنیم ! من همیشه با ملاحظه خرج میکنم .! 

 

دو روز دیگه تولد دلقکه و پیازچه گفته بیاین اینجا اما من میخوام برم خونه مامانم چون هم امسال تولدم رو هیچ کدوم تبریک نگفتند هم اینکه دلقک اصلن تا حالا تولد من رو تبریک نگفته ! اول گفتم براش کیک تولد درست کنم که بعدش پشیمون شدم و گفتم بیخیال .به من چه اصلن ! کم خون به جیگرم کردن ؟!

 

فکر نکنین من افسرده ام ها ! نه خوشحالم الان . اینام درد دل بود . خوشحالم چون بالاخره حقوق شاهتوت رو میدن و اگر کنس بازی در نیاره میتونیم یه نیمچه خریدی بریم و دلمون شاد بشه . هورااااااااااا نیشخندهورا

/ 27 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب

عکسهات خیلی جاشون خوبه قشنگ شده اگه پایه داشته باشه بتونی یه کم عقب و جلو بذاریشون فکر کنم خیلی خوشگلتر بشن اگه پایه نداره ازین پایه پلاستیکیها که توی بلور فروشیها زیر ظرفهاشون میذارن از پلاستیک فروشیها بخر سایزهای مختلف داره عکسها رو روش سوار کن برای فیلها هم بچینشون کنار یه دیوار اگه دیوار خالی داری انگار که دارن از کنار دیوار رد میشن برای میز خاطره ات بنظرم جای صندوقچه ها رو با چراغ و سماور عوض کن اینجوری به نظر میاد که جلوی عکسها گرفته شده یه بار این تغییر رو بده ببین کدومش بهتره

مونا مونا

سلام تمشک چقدر قشنگ شده عکسارو گذاشتی اون بالا. مدله چیدمانه فیل هارو هم دوست داشتم. به نظرم شمع بنفش های کناره عکسا هم قشنگه. بازم به نظرم تولده دلقک نرو تبریک هم نگو. اگرم رفتی به هیچ وجه کیک میک درست نکنیا.

بانو سین

سلام چطوری خوبی؟؟نیستی؟این روزها کمتر میای آپ کنی!!! تمشک جان،یه سوال؟؟ میدونی که چطور میشه،مطالب قبلی رو آرشیو کرد!! میخوام از این به بعد هرماه مطالبمو آرشیو کنم!!همین طور مطالب قبلی رو!! یا روشون یه رمز بذارم برای خودم!! بلدی چطور میشه این کارو کرد؟؟[سوال] اگر امکانش هست،لطفا بیا تو وبلاگ خودم برام جواب بذار!ممنون عزیزم[ماچ][قلب]

مهتاب

راستش منم اول نوشتم سماور رو بردار اما پاکش کردم گفتم شاید دوست داری باشه که گذاشتیش و خاطره اش برات مهمه! سماور رو بذار کنار اپن

مینا

سلام تمشک جون.خوبی؟نمیدونم چرا این پستت برام باز نمیشد ولی بالاخره باز شد.میز تی ویت با عکسایی که کذاشتی خیلی زیبا شده.من که خوشم اومد.فیلها رو هم جاش خوبه به نظرم حالبم شده.در مورد میز خاطرت یه جوریه.نمیدونم یا زیادی شلوغه یا خوب چیدمان نشده..اون گلدون پر گله قشنگه ولی شاید جای صندوقا خوب نباشه.نمیدونم.خلاصه که خانم با سلیقه ای هستی.انشالله زود حقوق شاهتوتو بدن بری خری دلی از عزا دربیا،ی کیفشو ببری.

خانومه:)

عکسات عالییییی بودن تمشک جان[قلب]

خانوم N

میدونم واسه تغییر دوکوراسیون نباید نظر بدم دیگه و وقتش گذشته....ولی میخوام نظر بدم[زبان][نیشخند] ب نظر من اون سه فیل رو پشت سر هم بزاری جالب تر میشن راستی میدونی مجسمه فیل ی انرژی مثبت داره؟؟؟شایدم چشم زخم دقیقشو نمیدونم ولی میدونم داشتن فیل تو خونه خوبه[عینک]

خانوم N

میدونم واسه تغییر دوکوراسیون نباید نظر بدم دیگه و وقتش گذشته....ولی میخوام نظر بدم[زبان][نیشخند] ب نظر من اون سه فیل رو پشت سر هم بزاری جالب تر میشن راستی میدونی مجسمه فیل ی انرژی مثبت داره؟؟؟شایدم چشم زخم دقیقشو نمیدونم ولی میدونم داشتن فیل تو خونه خوبه[عینک]

خانوم N

تمشک منم دوست دارم بدونم چظور میشه آرشیو کرد ب منم بگو[بازنده]

بهار(فرصت دوباره آفتاب)

اون چراغت خیلی خوشگله... روزمیزی من هم همین شکلیه منم گرون خریدم تازه تو ارزونی اما فعلا که از دست تارا خانوم رفته تو کمد جای عکسها هم خیلی خوب شده مخصوصا که شمعها رو گذاشتی ... عکاسیت خوبه ها عکس سد کرج خیلی خوب شده اون ببعی قرمز رو از اونجا بردار خیلی میز تلوییزیون رو شلوغ کردی. من هر کی رو دیدم فیلها رو گذاشته جلوی تی وی اش حالا نمی دونم اونی که گذاشتی روزی زمین از دور نمای خونه چطوریه!