هنرمند تمشک در خدمت شماست !

سلام. روز همگی خوش . 

تمشک خانوم هنرمند میشه ! بله که میشم . 

پریروز شاهتوت اومد خونه و من انتظار داشتم طبق گفتن خودش ده هزارتومن پول توجیبی به من بده اما بیشور فقط 5 تومن داد و بعدشم گفت که اون موقع گفتم ده تومن میدم که تو آروم بشی . یعنی واقعا به این میگن مرد ؟! منم که تا اون موقع مهربون بودم زدم به سیم آخر و گفتم پس چی میگن مرده و حرفش ؟ مرده مارو نگاه کن . گفت برام یه شربت دیگه درست کن گفتم با 5 تومن همین یه دونه شربت رو درست میکنن !! خلاصه کمی عصبانی شدم و نق زدم بعدم رفتم از جیبش دو تومن برداشتم ، چایی ریختم و شام هم مرغ درست کرده بودم برنجم دم دادم و نشستم . 

البته شاهتوت مثلن صد تومن همون روز به من داد گفت بیا اینو بگیر بزار کنار . اما اون پول دیگه ماله من نیست برای وقتیه که خودش احتیاج داره . منم بهش گفتم ازین به بعد هر چی بخوام بخرم تو باید پولش رو بدی و اینکه 5شنبه ها و جمعه ها هم ازت پول توجیبی میگیرم . آخه تا اون روز روزایی که نمیرفت آژانس پول نمیگرفتم . 

اون روز گذشت تا دیروز که شاهتوت زودتر اومد و رفت که خونه ببینه و یه خونه دید گفت بیا ببین اگر خوشت اومد بخریم . یه خونه شصت متری رو به روی مغازه شون ! که خیلی کثیف بود . رنگ نداشت کابینت هاشم خیلی کم بود شاهتوت گفت اگر بخریم اینو من خودم اینو برات رنگ میکنم و کابینت ام دی اف میزنم . (‌منظورش این بود که کابینت فلز که دربش ام دی اف باشه ) دیدیم و راستش اون خونه ای که دیدم و خوشم اومده باعث شده دیگه هیچ خونه ای به چشمم نیاد !‌ اما بازم گفتم اگر مامانم بیاد ببینه و بپسنده من هیچ حرفی ندار( مامان من الان سی و خورده ای ساله تهرانه و کلی خونه خریدن و فروختن و اجاره کردن و اجاره دادن . یعنی دیگه توی خونه خریدن استاد شده ، منم میگم ما که سرمایه خاصی نداریم مامانم بیاد ببینه بابامم البته همینطور و اگر اونا اوکی بدن منم موافقم . اما خوب شاهتوت زیاد راضی نیست با این حرفم و میگه تو منو کوچیک میکنی . هر بار هم براش توضیح دادم بازم گوش نمیکنه . ) بعدم که یکی از دوستای شاهتوت گفت اون ساختمون زیاد خوب نیست و متری یه تومن بیشتر نمی ارزه . خداروشکر . اما خوب حال و پذیراییش نسبت به متراژش خیلی بزرگ بود اما اتاق خوابش بی نهایت کوچیک بود ! 

 

خلاصه اومدم خونه و به گل هام آب دادم و سیب زمینی گذاشتم بپزه و نشستم پای لپتاب . بعدم سیب زمینی ها رو له کردم و تخم مرغ زدم و پیاز رنده شده و ادویه کمی بکینگ پودر و دیگه دیدم حس سرخ کردن ندارم گذاشتم توی فر . طعمش بد نبود اما خدایی کوکو سیب زمینی سرخ کرده یه چیز دیگه ست اما خوب اینم خوبیش این بود که دیگه پای گاز ایستادن و سرخ کردن و خورد شدن کوکو نداشت ! 

بعدم که دیگه خوابیدیم . 

امروز صبح بیدار شدم شلوار شاهتوت رو دوختم . بعدم ناهار خوردم و کمی هم نت گردی و بعدم به روش شف طیبه زولبیا درست کردم . فعلن که گذاشتم تا شربت اضافی شون بره . امیدوارم خوشمزه شده باشن . خودم یه ناخونک زدم خوب بود پسندیدم . شاهتوت هم خوشش بیاد دیگه عالی میشه . 

همین  

ماچ

/ 30 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانم شوکا

سلام تمشک بانو۱مرسی بابت رمز۲ب سلامتی انشاا...۱خونه مناسب پیداکنیدواسه خرید۳احتمال۹۰درصدمام امسال بیایم سمت فردیس

خانم شوکا

راستی اونورا خونه۷۰.۸۰متری خوب چند میافته رهنو اجاره ها.احتمالآ شوهری نتونه پول بگیره ک بریم تهرااان

فاطمه

سلام تمشک جونم.انشاالله بزار مامان بیاد انشاالله که خونه دار میشین.دعا میکنم براتون عسیسم...

فاطمه

تمشک جونم من خیلی ناراحتم.کلا احساس میکنم مریضی اعصبی گرفتم.کلی حرف دارم باهات.انقدر دلم میخواد یه هم صحبت خوب داشتم رودر روش میشستم حرف میزدم.تمشک برات حرفهام رو زدم اما ارسال نمیشه نمیدونم چرا.اون هفته مراسم هفت همو شوهرم بودو ما رفتیم.جاریم نیومده بود.بعد مراسم که همه دورهم نشستیم عمو کوچیکه شوهرم تو جمع ازم پرسید اون جاریت چطوره خوبه؟باهاش خوبی.منم گفتم اره دختر خوبیه.باهاش خوبم.بعد گفت تو باهاش خوبی.گفتم نه باهم خوبیم.بعد برگشت به مادرشوهرم گفت فکر کنم این عروست باهاتون همه جا میاد و اون نمیاد...به من گفت اون جاریت دختر خاکی هست یا نه.گفتم اره.گفت فکر نکنم.مادرشوهرمم گفت اون رفته دماوند پیش مامانش.درصورتی که خونشون بود و الکی میگفت.شوهرمم فرداش گفت داداشم نمیاره اون رو فکر میکنه اینجوری کوچیک میشه و کلاسشون حفظ میشه.گفت تو خوبی همه جا میای.بعدم فردا که جمعه بود ما رفتیم خونمون رو تمییز کنیم که دیدیم مادرسوهرم با برادرشوهرم اومدن پیشمون.زنش نبود.منم برگشتم گفکم این چرا هرجامیره زنش نیست.گفت این فکر میکنه ادم هرجا برهعقب مونده است و کمتر جایی میرن.بعد امشب که دارم بهت پیام میدم دلم پره...اخه جاریم شب اومده

ارزو

سلام خانوم هنرمند. انشاالله که خونه دار بشین واز مستاجری هم راحت بشین گلم... منم زولبیا میخوام خوش بحال شاهتوت خان که همچین خانوم هنرمندی داره [لبخند]

ملودی

تمشکی من همین الان توی گوگل طرز تهیه هات چاکلت رو سرچ کردم دقیقا همینی بود درست کرده بودم

ملودی

آره منم ازونا دارم ولی واقعا اینو درست کنی عاشق طعمش میشی یعنی برای من که اینجور بود و خیلی دوست داشتم . خاهش میکنم عزیزم دشمنت تسلیم باشه[ماچ][بغل]شما استاد ما شاگرد[نیشخند]

بهار

تمشك جون خونه خريدن ضرري نداره . بعد هم كليت خونه مهمه. كثيفي و غيره رو ادم يواش يواش رفع ميكنه. انشاللا تو اينده هم تبديل به احسن ميكنين. ببين دختر جون مردا از اينكه تصميماي مهم زندكي شونو فاميل و اينا نظر بده خيلي بدشون مياد. همسر من كه اكه حرف تو رو ميزدم ديوونه ميشد و!!!!! راست ميكه اين طوري احساس ميكنه غرورش له شده. تا تنور داغه زودي خونه بخرين[لبخند]

دیبا

تمشک جون اگه بتونید خونه بخرید حتی اگه کاملا هم مطابق سلیقت نباشه خیلی بُرد کردید چون به مرور هم می تونین تعییرات دلخواهتنو توش بدید هم اینکه ان شاالله میتونین بعدها بزرگترش کنید و پیشرفت کنید. ما خودمون همینجوری خونه دار شدیم. امیدوارم هرچی به صلاحتونه اتفاق بیافته.[گل]

خانم شوکا

سلام.چ باحال تمشکی من نمیدونستم شوهریت ب قول خودت زیر۲۵سالشه.۱چیزی پس اگه دوست داشتی توخصوصی سنتونو بگی خوشحال میشم ک فوضولیم نتیجه بخش بوته.بوس بوس