عکس تمشک خانوم + خیاطی + کمی درد دل

میخوام بنویسم اما نمیدونم چرا نمیشه ؟ چرا اینقدر وبلاگستان ساکته ؟ به جایی که الان شلوغ باشه که با وبلاگ خوندن کمی سرمون گرم بشه الان وبلاگستان خلوت شده !!

خوب از روزهام بگم . دلم میخواد بنویسم اما نوشتنم نمیاد واسه همین چند تا عکس میزارم که نوشتنمم بیاد .

روزها تا ده یازده میخوابم . بعد بلند میشم وضو میگیرم و میرم ظرفای سحری رو میشورم . یکم خونه رو مرتب میکنم و بعد میام سر وبلاگ و نت . اگرم سحری نداشته باشیم یه خورشت میزارم. شاهتوت خان میاد ... من میرم سراغ نماز و شاهتوتم بعد از نماز میخوابه . منم نماز و معنی قرآن رو میخونم و بعدم صلوات میفرستم و حمد و توحید و سوره ی قدر میخونم ! 

بعدم همینطوری سرم رو گرم میکنم تا نزدیک افطار و ماه عس.ل 

چای دم میکنم و وسایل افطاری رو کم کم آماده میکنم . مثل نون و پنیر و چایی و اینا . دیروزم شاهتوت رفت برای افطار حلیم خرید ! 

بعد از افطار هم یکم به آشپزخونه میرسم و سالاد درست میکنم برای سحری و برنج میزارم و سس درست میکنم و ازینجور کارا . 

امسال اولین سالیه که ماه رمضون تو خونه مشترکمونیم . که از مامان و بابا جداییم !! 

وقتی مجرد بودم تا سحر بیدار میموندم . ازونور بعد از سحری میخوابیدم تا یک ظهر . بعد دوباره سه و چهار میخوابیدم تا افطار . بعد افطارم سریال و نت . یعنی رسمن هیچ کار مفیدی نمیکردم . اما الان ...

نمونش امروز که شاهتوت خان مرغ خرید. مرغارو شستم و گذاشتم خشک بشه بعد اومدم سبزی خوردن رو پاک کردم که اتفاقا خیلی وقت گرفت ازم ... بعد مرغارو بسته بندی کردم و گذاشتم توی فریزر . سبزی رو ریختم توی کیسه و گذاشتم توی یخچال تا هر وقت کمی ازش رو بشورم و بخوریم . بعدم دوتا موز پوست گرفتم و حلقه ای بریدم و گذاشتم توی فریزر برای بستنی موزی به روش شف طیبه ! 

قبلشم ظرفای سحری رو شستم . خداییش خیلی سخته . بنده خدا مامانامون .

امرزو افطاری مادرشوهر زنگید دعوتمون کرد ! شاهتوت میگه نه آخر هفته میریم . حالا اگر بشه راضیش میکنم بریم . خسته شدم از خونه موندن !!!

دلم میخواد کیک بپزم اما اصلن حسش رو ندارم ! یعنی احساس میکنم توان حرکت ندارم . 

نمیدونم چرا ناراحتم !! البته خودم میدونم مقداریش به خاطر حسودیم به یکی از فامیلامونه نیشخند

 

خوب این شما و این عکس تمشک خانوم نیشخند

یعنی وقتی فهمیدم که ناراحتیم به خاطر حسودی به فامیلمونه حالم کمی بهتر شد !! حل الخالق !!!

 

خوب اولیش عکس دامنی که دوخته بودم . تن بالشت کردم . ببینین اینطوریه که یکی در میون هفتی هشتیه . توی عکس بد افتاده 

 

 

DSC5089.jpg

این دامنه یه چیزی شبیه این دامنه سمت راستیه  .همین نارنجی سفیده

دومیش عکس منه نیشخند وقتی روپوشی که گفته بودم رو پوشیدم . این روپوش الان پشتش روی کمر  هیچی نیست . یعنی یه تیکه داره که میندازی گردن و اینم جلوشه . آقا نمیتونم بگم چطوریه . اینطوریه که جلوی نامحرم میشه روی لباسایی که کوتاهن پوشید . 

IMG20140630175824.jpg

ایشونم پانچ هستند . قبلن شال بودن . البته سمت چپش پشتش بد افتاده اما اینطوری نیست . خوبه . مخصوصا برای روزای گرم تابستون که میشه پوشید و راحت . 

 

شیکمم توی عکس مشخصه . البته حس میکنم شکمم کمتر نشون داده شده !!

DSC5090.jpg

 

یادتون نره من رو هم دعا کنین عزیزانم . مرسی از همه تون ماچ

/ 25 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانم خونه - تبسم

واي حسودي واسه چي تمشك جان؟ خياطي هات هم خيلي قشنگه خيلي خوبه كه خودت شروع كردي و همچين كارهايي رو انجام دادي عاليه موفق باشي ما هم از اين هفته ديگه تمام 5شنبه جمعه ها دعوتيم بعضي وقتها هم كه وقت كم مياد وسط هفته هم ميريم مهموني

فيونا

يعني مردم از خنده ، بالش خيلي باحال بوددد[خنده]

خانم خونه

سلام تمشک جان این دامن هفتی هشتی رو از کجا یاد گرفتی؟از چه سایتی؟

عاشقانه های یک مدیر با مهندسش

خخخخخخخخ تو روحت تمشک ببین تمشک ب نظر من هیچکی ارززش رو نداره ادم براش خودشو ناراحت کنه ... حالا اون فامیلتون خوشبخت ترین ادم روی زمین!! حسودی کردن نداره ک ننه [ابرو] خخخخخخخ یعنی نقاشی هات تو حلقم [خنده] اون ک با شال درست کردی خیلی قشنگ شد ... برا موهات کجا ارایشگاه میری ؟؟ [نیشخند][خنده][مغرور]

نی نی

خوبه چهرتم دیدیم :))) خوبه کار خیاطیتم مثه شیرینی پزیت خوبه :)) خوشگله..من این پانچه رو دوس داشتم :دی

دیبا

سلام تمشک جون خوبی؟ طاعاتت قبول باشه عکسات خیلی باحال بود[نیشخند] الان که فکر میکنم میبینم منم وقتی مجرد بودم روزام دقیقا عین اون روزای تو میگذشت[خجالت] ولی از وقتی ازدواج کردم قدر مامانمو خیلی بیشتر میدونم[قلب] راستی قضیه حسودی چیه؟

tanin

خیاطیات مبارکه عزیزم..میگم تو همچین گفتی من چاقم و توپولیم من فکر کردم چی هستی،اصن اینجوریا نیستی دختر، من ک چیزی ازت ندیدم..نماز روزه هاتم قبول.منم دعا کن

خانم شوکا

وای تمشکی برا۱۰تا وبلاگ نظر گذاشتم ولی برا تو هنوز ثبت نشده شاید چون طولانی بود کلا بیخیالش شدم

ana

تمشک جون!!کامنتهای من نمیاد! یا هنوز تایید نشدن!! من همیشه برات کامنت میدمااا!