اندر احوالات روابط ما

سلام . خوبین ؟ اون زمانایی که من خیلی ناراحت و دپسرده بودم خیلی هاتون برام کامنت گذاشتین . منم از همه تون ممنونم . خیلیا میگفتن تقصیره تو هست . یه سری میگفتن تقصیر شاهتوته . یه سری میگفتن همه مردا اینطورین . یه سری از تجربیاتشون میگفتن که شوهرشون اینطوری بوده اما خوب شده . خوندن یه سری کامنتا دلگرمم میکرد . یه سری کامنتا عصبانیم میکرد . یه سری کامنتا غم به دلم میداد که خوانندم متوجه منظور من نشده و یه سری شادم میکرد . مثل همون که تحربه ش رو گفته بود . و یه سری کامنت ها راه رو بهم نشون میداد . بازم میگم از همه تون ممنونم خوب ؟ اما یک نفری از خواننده هام هست شاید همیشه کامنت نزاره اما وقتی کامنت میزاره سعی میکنه راه رو بهم نشون بده . نه همدردی میکنه ، نه نا امیدم میکنه ، حتی سوال بیربط هم نمیپرسه بی تفاوت هم از کنار قضیه رد نمیشه ، بلکه یا تجربه ی خودش در مورد این مساله رو میگه یا لینکی رو بهم معرفی میکنه که مفید باشه . با لینک هایی که بهم معرفی کرده ( اگر چه من یه وقتایی تنبلی و کاهلی میکنم توی استفاده از راهکارهایی که میگه مثل استفاده از توصیه های اپیلاس.یونیش ) الان یه وبلاگی که بهم معرفی کرده خواننده ی ثابتش شدم و هر روزی که آپ میکنه خیز میرم روی وبلاگش ( وبلاگ چرا تن به این رنج میدهد عشق ) و یه لینک دیگه که بهم معرفی کرد که تیپ های شخصیتی مردان و زن هارو میگه که خیلی برام خوب بود به نظرم . حداقل یه چیزایی رو فهمیدم . که البته این لینکی که داده نود صفحه هست و هر روزم داره بیشتر میشه و من نتونستم خیلی جلو برم اما تا اینجاشم خیلی خوب پیش رفتم و راستش فکر میکنم هر دختر مجردی باید این مطالب رو بخونه .

این دوست خوبم ایشونه . من یک منظره ی شادم  

از ته دلم ازش تشکر میکنم . چون یه سری چیزارو برام جا انداخت . امیدوارم که به هر چی میخواد برسه . با اینکه من وبلاگش رو میخونم ولی زیاد کامنت نمیزارم اما همیشه براش انرژی مثبت میفرستم و امیدوارم همیشه سلامت باشه . مرسی یامور عزیزم ماچ

 

حالا نمیخوام بگم بقیه خواننده هام کمکی بهم نکردنا . کمک یامور رو چون میخوام تو این پست بگم براتون مینویسم . 

توی اون لینکی که داده بود یک خانومی داشت تیپ های شخصیتی رو توضح میداد . کلی هم کتاب معرفی کرده بودم که من دانلود کردم یک سریش رو . 

اینطور که میگفت . یکی از تیپ های شخصیتی شاهتوت آرس هست . آرسی که میگفتن کسیه که خیلی به هیکلش اهمیت میده ( حالا شاهتوت اینطوریه که دوست داره که درشت باشه هیکلش و ورزیده . لاغری دوست نداره ) و خدای جنگه و سرش درد میکنه برای دعوا ( واقعا اینطوریه ) میگفت به یه آرس نباید دستور بدین . باید حس حمایتش رو قلقلک بدین . 

وقتی این رو خوندم دیدم واقعا شاهتوت این آرکتایپ ! قالبشه . یعنی دقیقا سرش درد میکنه برای دعوا . الان بهتر شده اما بازم همینطوریه . میخواد با پدرش شوخی کنه میگه بیا کشتی بگیریم !! یعنی تا این حد !  

وقتی یکم توی رفتاراش دقت کردم دیدم تا حدی هم لجبازه (‌قبلن کمتر بود الان بیشتره ) یعنی بهش بگی باید بریم خونه ی مامانم مخالفت میکنه اما اگر یکم زیر پوستی بهش بگی احتمال قبول کردنش بیشتره ! اینطوری حداقل یکم یاد گرفتم که چطوری باش رفتار کنم . بالاخره خوبه که حریفت رو بشناسی دیگه !‌ و من اینو مدیون یامور هستم . البته شاید شما بگین خودت میتونستی اینارو با یه سرچ بفهمی یا دقت کنی تو اخلاق شاهتوت متوجه بشی اما متاسفانه من نه سیاست دارم نه این چیزارو میدونستم .  اما اون لینکی که به من داد حکم یه جور سرنخ بود که به من داده شد . شاهتوت متولد سال اسب هست . 

خودم اینطوری فکر کردم که اگر بتونم این اسب سرکش رو اهلی کنم اونوقت میتونه بهترین دوستم باشه ! ( اسب هم همینطوره دیگه . اگر بشه اهلیش کرد دیگه همش بهت سواری میده نیشخند

خلاصه دارم ریز تر میشم . چند تا کتاب هم معرفی کرده بود . یکیش فکر کنم این بود ( مریخ و ونوس در اتاق خواب  اگر اشتباه نکنم نوشته جان گری ) و جند تا کتاب دیگه که لینک دانلودشم گذاشته بودند . 

برای اینکه بهتون لینک رو بدم باید از یامور اجازه بگیرم . شایدم ازتون باج گرفتم بعد معرفیش کردم خنده

خوب از روزهامون بگم . خونه ی مامان اینا خیلی خوش گذشت فقط شاهتوت نامرد زد زیرش و من رو نبرد دکتر و این باعث شد کلن نرم دکتر . چون باید یکی دو ساعت توی راه میبودم یا کلی پول آژانس میدادم . این همون لجبازیش بود که منو نبرد دکتر.

شیرینی نخودچی رو بابا که خورد گفت خیلی خوشمزه ست اما یه اسانسی کم داره . مثلن هل یا وانیل . بعدن که سرچ کردم دیدم بله . هل باید میریختم که نریختم . ازونورم مامانم گفت یکمم زعفرون میزدی بهتر تر میشد . هم رنگش هم طعمش . که دیدم بازم تو یه سری رسپی ها زعفرون هم داره . خوب کم کم تجربه دست آدم میاد دیگه . حالا قراره یک بار مامان بیاد و با هم برای عید شیرینی نخود چی درست کنیم  .

ازونورم رفته بودیم یه مهمونی که عمو و زنعموم هم اونجا بودن و به شاهتوت گله کردن که تو نیومدی مهمونیه ما و شاهتوت هم فقط عذر خواهی کرد . با خودم گفتم اگر میخواستی عذر خواهی کنی چرا نیومدی ؟ حداقل یه جواب دندون شکن بده بهشون !!‌ 

که زنعموم هم به شاهتوت و من گفت من از دست مامان و بابات ناراحت شدم که چرا اونا شمارو راضی نکردن . گفتم اتفاقا مامانم خیلی گفت بیاین اما شاهتوت قبول نکرد . انشالله داماد دار شدی متوجه میشی . 

پریشبم رفتیم مغازه لوازم شیرینی فروشی و کلی خرید کردم . البته کلی که نه . خیلی چیزارو میدیدم و دلم میخواست داشته باشم اما با وضع مالی الان نمیشد . اما پودر ژلاتین ، شکلات تخته ای ، چیپس شکلات ، قالب نخودچی ، آرد نخود چی ، پودر کاکائو ،  پودر نارگیل برای شیرینی نارگیلی ، و کلی چیز میز دیگه خریدم که کلن شد سی هزار تومن . بعدم که شاهتوت اومد با ذوق و شوق بهش نشون دادم خریدامو که زد توی ذوقم و گفت اول باید به من زنگ میزدی بعد میگفتی میخوام خرید کنم . من تو این 6 ماهی که با هم بودیم یک بارم خرید تنهایی نکرده بودم . و البته انتظار داشتم شاهتوت پولش رو بده که نداد ! خیلی از دستش ناراحت شدم اما بیخیال شدم . بعدم که جمعه صبح بیدار شدیم و اومدیم کر.ج که من به شاهتوت گفتم بریم خونه ی خودمون که قبول نکرد و رفتیم خونه مادرشوهر . اونام عصری میخواستن برن خرید که بعدازظهر رفتیم خونه ی خودمون و شب مثلن رفتیم بگردیم که شاهتوت فقط یه آیس.پک بهم داد و دوباره منو برد خونشون . بعدم به باباش گفت پول بده برای عروست لباس عید بخرم . پدر شوهرمم گفت حدود صد هزارتومن بهت میدم که بری خرید کنی . منم به شاهتوت گفتم که اگر برام لباس و کفش و کیف نخری عید نمیام شمال ! شاهتوت دوست داره عید باز بریم شمال خونه انواع و اقسام فامیلاش . 

شبم که اومدیم خونه ی خودمون  . این بود این چند روز گذشته ی من . 

شاد باشید دوستای گلم . ماچ

/ 8 نظر / 20 بازدید
یامور

وای تمشک [خجالت]الان که من دارم از خجالت آب میشم که [خجالت] میخواستم زودتر کامنت بذارم وبلاگت باز نمیشد خیلی خیلی بهم لطف داری [ماچ] و خوشحالم که لینکه تونسته کمکت کنه ، عزیزم اجازه ما هم دست شماست به هرکی خواست بده لینکو تو وبلاگتم خواستی بذار وای من هنوز کلی خجالتیم اصلا [خجالت] اصلا نمیدونم چی بنویسم در مقابل اینهمه لطفت اون کتابایی که نوشته خوبن ولی کتابی که الان خودم دارم میخونم و راجب همین نوشته "انواع مردان" و "نمادهای اسطوره ای و روانشناسی زنان" هست که خوب توش توضیح داده فقط یه نکته ای که تو لینک هم اشاره شده اینه که این سلاح تو هست نباید شاهتوت ازش خبر دار بشه یه جور اسلحه ی سری :P که بدونی بتونی طرف مقابلتو تحلیل کنی بدونی چه جوری بهش نزدیک شی اگه کتابا رو میخری تو کتابخونه یه جایی بذار که نبینه ( اگه اهل کتابخوندنه) وگرنه که نمیدونم چه جوری بخونیشون شاید پی دی اف خوب باشه

GOLSHIFTE

کلی چیز یادگرفتم از مطالبت.. خیلی عزیزی

مهرناز

سلام عزيزم[گل] خيلى خوشحالم که زندگيتون رو دارى ميبرى به سوى بهتروبهترشدن. و اينکه تجربيات رو بکار گرفتى تمشک جون. زندگى واقعا صبرو تجربه ميخواد که اگه بدست بيارى قطعا موفق و راضى ميشى. شاهتوتم يسرى کاراش خوب و بجا نيست اما عزيزم نگران نباش خوب ميشه نياز به زمان داره. و اميدوارم مشکلات ماليتون هم حل بشه زودتر. تمشک جون مشکل مالى حل شدنيه و هميشگى نيستش خيالت راحت. [گل]

محبوبه

سلام تمشک جان خوبی گلم؟ راستش من اوایل ممکن بود چیزی رو بخرم و همسری خبردار نباشه اما اون ناراحت میشد و میگفت حق داره چون زندگی مشترکه خبردار بشه به همین خاطر من الان هرکاری بخوام بکنم و بخرم بهش میگم حتی اگر یه جوراب باشه مطمئن هستم به گذر زمان دیگه نمیپرسه. در مورد خرید عیدم من امسال به همسری گفتم بذاریم واسه برج 2 که یه مقدار که همه جا خلوت تر شد خرید کنیم و تنها دلیلی که این حرفو زدم این بود که الان همسری خیلی دستش تنگه و واسه اینکه خالت زده نشه اینجوری گفتم. امیدوارم شما هم ثانیه به ثانیه زندگیتون به وفق مراد باشه.

ana

چقدر خوبه که اینجا دوستایی داری که میتونن درست راهنماییت کنن و بهتر از اون اینه که تو دختر خوبفبرای بهتر شدن زندگیت راهماییاشونو بکار میگیری[دست][ماچ]

نوعروس

تمشک خوشبحالت که مینویسی از روزانه هات من خیلی تنبل شدم خیلی چیزا هست باید بنویسم اما تنبلی نمیزاه ایکاش یه فرجی میشد[نگران]

ليلا

من ميخونمت،فكر ميكردم تو نميخوني منو