من برگشتم

سلام . بالاخره سفرهای نوروزی تموم شد و من برگشتم ...

کلی از قسمت های زندگینامه رو نوشتم و سیو کردم ... کلی عکس گرفتم و یکمم با شاهتوت خان دعوا کردیم نیشخند در کل 92 خوب شروع شد ... امیدوارم تا آخرشم خوب باشه ...

خوب یه پست پر و پیمون باید بزارم . امیدوارم بشه ... 

کلی وبلاگ نخونده داشتم که از دیشب تا الان داشتم میخوندم ... 

کلی کتاب بهم معرفی شده که باید بخونم . تازه تصمیم گرفتم که از فردا روزی یک ساعت برقصم تا هم رقصم بهتر بشه هم یکمی اضافه وزنم رو کم کنم .. 

اینا رو مینویسم تا شمام بدونین و  مجبور باشم انجامش بدم نیشخند

برمیگردم به زودی 

/ 5 نظر / 4 بازدید
تابان

الان ما بدونیم تو انجام میدی؟؟[ابرو] چرا پای مارو وسط میکشی آخه!![خنثی]

مامان تربچه

سلام تمشکی خوبی خانومی ! سال نوت مبارک باشه و انشاله پر از خاطره ها ی خوب خوب باشه برات البته بدون دعوا باااقای شاتوت ! بوس

فاریا

سلااااااااام من که همش خونه بودم و جایی یم نرفتیم. خوش گذشت؟؟؟؟ دوست من توپول بود تازه بد قواره چاق بود میدونی بد اندام . به بارم بت گفتم رفتم خونشون فکّم چسبید زمین از منم لاغر تر شده بود با اندام بسیار زیبا و باربی ... گفت روزی یه ساعت میرقصم طوری که خیلی عرق میکرده ... قول بت میدم ای کارو کنی باربی میشی ....

فاریا

خوب زندگی نامه هارو همشو بزار بابل دلمون پوسید

فاریا

تریف کن بینیم عید خود را چگونه گذراندی زود باش