مخشسه دیگه (mokhashase dige )

سلام ... خوب مشخصه این چند روزی که نبودم خونه ی مادرشوهر بودم ... 

خوب جمعه صبح بیدار شدیم با مامان و آزاده و شاهتوت که دیشبش اومده بود خونمون رفتیم خرید .. برای پدر دو عدد شلوار خریدیم . شلوار پارچه ای که بیرون بپوشه .. من و خواهرمم برای شاهتوت یه تیشرت خریدیم 50 تومن . البته خواهرم سر یه شرطی به شاهتوت باخته بود واسه همین نصف پول بلیزش رو خواهرم داد ... برای خودمم دوتا ازین شلوارا که کنارش بند داره تا پایین .. دوتا بند از بالا تا پایین دوخته شده بهش که معمولا خانوما بیرون هم میپوشن خریدم با یه ساپورت ( البته من بهش میگم شلوار استرچ که قبلا ها میپوشیدیم و یه چیم داره میره کف پا ) خریدم که البته دوست دارم بیرون میرم بپوشمش ... آخه مانتو های من بلنده معمولا اما هنوز که نپوشیدمش ... یکم برای خودم خرج کردم از پولای خودم البته ... از کادوی بابا هم 25 تومنش رو شاهتوت داد به عنوان کادوی ما ...

البته 200 تومن هم از قرضی که داشت بهم داد و خوشحال شدم .. بعد از ناهارم رفتیم به سمت خونه ی مادرشوهری . البته صبحش یه اس به پدر شوهر دادم و روز مرد رو تبریک گفتم و ساعت 1 ظهر هم بهش زنگ زدم و تلفنی تبریک گفتم البته شمال بودن و همون جمعه ای شب برگشتند تهران ... جمعه عصری خونه ی شاهتوت اینا بودم و شام  رو من درست کردم .. یعنی خواهر شوهر بزرگه که باشه تربچه دست به سیاه و سفید شام درست کردن نزد ... ( مادرشوهرم شمال بود دیگه ) من هم برنج درست کردم هم مایه کتلتی رو که از ظهر توی یخچالشون بود رو سرخ کردم( نمیدونم چرا اینطورین از کتلت یا کوکو یا هر چی زیاد درست میکنن یا اگر زیاد درست کنن بقیه اش رو میزارن توی یخچال برای وعده ی بعدی سرخ میکنن البته که اگر توی ظرف در دار باشه و هوا نخوره اشکال نداره اما این یکی رو همینطوری گذاشته بود توی یخچال اصلا سیاه شده بود .. من که از خورش قیمه ای که گرم کرده بودیم خوردم فقطسبز) البته سرخ کردنش کاری نداشت اما نیست ماهیتابه هاشون ماله 500 سال پیشه همش میچسبید به ماهی تابه و اعصاب و روان من رو خورد میکرد ... بعد از شامم من یکم توی جمع کردن سفره کمک کردم و ظرفارو حتی یه تارفم نکردم که بشورم .. آخه همش وایساده بودم کمرم درد گرفته بود خوب!!

شنبه و یک شنبه همش خونه مادرشوهری بودم دیگه دنبال شوهری نرفتم مغازه !

جمعه عصری یه سر زندایی شاهتوت اومد خونشون ... بعد حرف شد از همه چیز منم پرسیدم اینجاها آدرس دکتر زنان خوب سراغ نداری؟ آخه سه چهار ماهیه پریود نشدم ! میگه حامله نیستی ؟ میگم نه ... میدونم بدنم به مشکل خورده .. میگه خوب تست کن ببین حامله نباشی ؟! میگم میدونم حامله نیستم عزیزم ! میگه آخه میدونی دست خود آدم که نیست یهو در میره !!! حالا یه تست بگیر دو سه تومنه شاید حامله ای ؟ میگم عزیزم خودم میدونم نیستم ! میگه علائمشم نداری؟ سرگیجه حالت تهوع زیر شکمت درد نمیکنه ؟ تودلم گفتم اصلا غلط کردم نمیخوام دکتر معرفی کنی ! گفت اینجا هست اما اگر سونو بهت بده باید از ساعت 4 صبح بری وقت بگیری ! گفتم غلط کردم نمیخوام اصلا !

البته گِله گیش رو به مادرشوهرم کردم که اینطوری بهم گفته .. بیشور

یکی از فامیلاشون 6 ماه نیست عقد کرده حاملست آخه ...

یه چیزه جالب بگم روی کابینت مادرشوهرم که جعبه های آبمیوه گیری و ایناست یه حعبه کا.ند.وم خجالتگذاشته بودن . به طوری که کاملا قابل رویت بود ...متفکر اتفاقا ازین اناری ها بود ...نیشخند به شاهتوت نشون دادم میگم راستش رو بگو این ماله تو هست ؟ میگه دیوونه شدی ؟ من که دیشب پیش تو بودم !!! بعد به برادر شوهرم یواشکی نشون دادم اونم خندیده میگه این ماله کییههههههههههه؟ گفتم معلومه ماله تو هست ! میگه من اگر داشته باشم میزارم اینجا ؟ خلاصه شاهتوت اومد و جاسازیش کرد بین کارتنهای روی کابینت ! بعدم خواهر شوهر کوچیکه اومده میگه راستش رو بگو چی پیدا کردی؟! بهش نگفتم ... آخه بی ناموسی بود ..شیطان حالا یا ماله شوهره منه یا برای خواهرشوهر بزرگه ستنیشخند که هر روز صبح میره حموم !چشم یا برای پدرشوهرمه ..سبز اما برای هر کی هست نباید یه طوری بزارتش که کسی نبینه خوب ؟ابلهکی گفته من فضولم ؟ یولمن فقط دقیقم ...مژه باز خداروشکر توی ویترینشون نزاشته بودننیشخند ... چند وقت پیش شاهتوت توی ماشین باباش ازین ژلهایی که ماه.وا.ره تبلیغ میکنه و توان.بخشی.ه جنس.یه آقا.یونه پیدا کرده بود خجالتنیشخند

قربونش برم میاد زودی به منم میگه بغل

 

دیگه  خبر بدم بهتون بگم که تربچه خانوم پریروز عصری دیدیم داره حاضر میشه بره بیرون .. پیازچه که ازش پرسید کجا میری جواب نداد ... وقتی رفت و بعداز یکی دو ساعت برگشت گفت وای چقدر گرمه و پیچید توی حموم نیشخند منم که خیلی دقیقممژهفقط یه لبخند زدم .. به من چه که با شوهرش کجا رفته و چیکار میکنه ؟ بعدم به مامانش گفت با شوهرم رفتیم یکم گشتیم توی خیابون ! بعد فرداش مادرشوهرش اومد خونه ی شاهتوت اینا . اول که کلی سراغ عروسش رو گرفت که عروس خانوم که خواهرشوهر من باشه بعد از چند دیقه از اشپرخونه اومد بیرون و بهش سلام کرد و باز رفت تو آشپزخونه ... من نشسته بودم پیشش و باش حرف میزدم .. بعد دلقک از مادرشوهره پرسید پسرت ( اسم شوهر تربچه رو گفت ) کجاست .. گفت تعمیرگاهه دیگه ( جدیدن یه پیکان خریده همین داماده .. یه پژو داشت که مادرش به زور بهش گفت فروخت و رفتن یه زمین خریدن به نامه مادره البته بعدن یک مقدار از زمین رو زیر لفظی داد به عروسش که همین تربچه هست ) برادرشوهرم گفت تعمیرگاه چرا ؟ مادرشوهرش گفت مگه خبر نداری؟ زن و شوهر دیروز رفتن بیرون و ماشینشون دمه تعمیرگاه خراب شده ! کلی خندم گرفته بود آخه خواهر شوهره به ما نگفت که ماشینشون خراب شده ... بعد که مادرشوهرش رفت گفت اه اه .. بدم میاد ازش .. دهن لق .. من خندیدم و گفتم تو نگفته بودی دیروز ماشینتون خراب شده بود .. گفت وقتی شوهرم میگه نگو من چی بگم ؟ ( البته با طلب کاری گفتا .. بیشوره دیگهزبان ) منم دیگه تو دلم خندیدم ... قرار بوده ما ندونیم ماشینشون خراب شده که مادرشوهرش سوتی داد !!!شیطان

 

اعصاب شوهرم حسابی ریخته بهم . اصلا اسم عروسی که میادا میریزه بهم .. باباش عروسی نمیگیره اینم اعصابش خورد شده !

پدرشوهر میگه شاید انتقالی گرفتم و رفتم شمال زندگی کردم .. به تربچه میگم تو راضی هستی برن ؟ گفت خوب میخوان برن دیگه من چیکار کنم ؟ برن خوب ! پیازچه بهش گفت ایول عاطفه ! گفتم من از تهران میخوام بیام کرج که 45 دیقه راهه کلی ناراحتم اونوقت تو چقدر راحتی ...!!! 

 

پدرشوهرم جلوی من زنگیده به داداشش میگه داداش شما رفتین تالار گرفتین عروستونم بردین تالار رو ببینه ( دختره تا 4سال پیش توی داهاتای شمال بوده تازگیا رفتن توی شهر کوچیکی تو شمال !) داداشش میگه نه ! خودمون رفتیم حتی پسرمم نبردیم !!! منم رو کردم به خواهر شوهر کوچیکه میگم الان توقعات تویی که تهران به دنیا اومدیو بزرگ شدی با یه دختری که توی یه شهر کوچیک بزرگ شده یکیه ؟ میگه نه ! گفتم خداروشکر یه نفر فهمید من چی میگم !اوه

ببخشید دیگه کلی حرف زدم ... 

/ 17 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تابان

بعد تو رفتی به زن دایی شوعرت گفتی 3ماهه پریود نشدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عقل نداری مگه دخدر...الان میره همجا پر میکنه این فلانه بیساره...[متفکر]

مرمره

سلام تمشک جونم [ماچ] هییییییییییییه هیهههههههه هیههههههههه هیییههههه وای وای چه بی ناموسی های بزرگی وای وای کاندوم هیه هیههه. شاید مادر شوهرت اینا خریدن واسه اعضای خانواده که درغیابشون یهو نوه ای چیزی تولید نشه [نیشخند]. بعد شم خوبه تو هی تو بهشت خونه درست میکنی خواهر شوهرت طفلک چرا نکنه بذار بیاد همسایتون شه شاید بعدا به دردتون خورد. خواهر جان حتما به دکتر زنان سر بزن ببین مشکل چیه ادم باید حواسش به بدن نازنینش باشه. بعدش هم این پدر شوهرت دیگه داره منم عصبانی میکنه اییییییییییییششش.

مرمره

الان ن نمیدونم کامت قبلیم اومد یا نه

مرمره

نه فک کنم نیومد یادم نیس چی گفته بودم. ای وای بر من. مهمترین قسمتش این بود که حتما حتما حتما برو دکتر زنان و ببین مشکل از کجاست و این قضیه رو پشت گوش ننداز سفااارش نکنماااا حتما برووو

طلا خانوم

سلامممممممممممممممممممممممممم تمشک جونمی خووووبی؟ خووووووووووش بحال خودم که خونه مادر شوهری نه پیازچه دارم نه تربچه:) (فخر فروشی کردم الان:))))))) ایشالله که شما هم زود عروسی میکنید میرید سر زندگیتون همه چی رو براه میییییشه بوووووووووووووووووووووووووووس [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

تابان

اگه تاخیری باشه که حتم مال خارشوعر و بردار شوعرته[نیشخند]

مامان تربچه

خانومی نظر قبلی رو یادم رفت خصوصی بنویسم لطفا پاکش کن ممنون

مهتاب

پریود نشدنت همه اش به خاطر استرسه اما یه دکتر بری بد نیست البته چیزی هم بهت نمیده غیر از آمپول پروژسترون که باز بشی و بعد هم سه ماه قرص ال دی! من سابقه اش رو دارم.نگران نباش اگه کار ماری صورت ندادید امکانش کمه که باردار بشی به این راحتیام نیست! خانواده شوهر منم بهمون توی خرج عروسی کمک نکردن هدیه عروسی هم به من یه گردنبند 450هزارتومنی دادن که اینقدر زشته خجالت میکشم نشون کسی بدم موقع اعلام هدیه ها خواهرشوهر چنان با آب و تاب گفت یه گردن آویز طلا از طرف پدر مادر داماد به عروس خانم که همه فکر کردن سرویس طلا برام خریدن! همون بهتر که کمکتون نکنن منتش به سرتون نباشه! ما وام خودرو گرفتیم ماشین رو زیر قیمت خرید با ضرر دادیم رفت به 9و نیم میلیون بعد چندماه شد دوبرابر!آی میسوزم!فقط کاش همسری یادش بمونه این خدمات خانواده اش رو بجاش جبران کنه که فکر نکنم! تا پول کم میارن غش میکنن طرف ما انگار سر گنج نشستیم همسری هم سر کیسه رو شل میکنه براشون پس دادنشم با خداست! اگه تا خرخره برید زیر قرض بهتره تا منتشون سرتون باشه!ما که به عالم و آدم بدهکار شدیم بیشتر از همه به بابام که 10میلیون برای پول پیش خونه بهمون داده.

arezu68

تمشک خانوم چرا به زندایی شوهرت گفتی؟؟ حتی به مامانتم نپو تو فرهنگ ما حامله شدن تو دوران عقد کم از زنا نداره[نگران] حتما دکتر برو