وقتی بچه بودیم مامانم برامون شکلات صبحونه درست میکرد . مزه اش هنوزم توی ذهنمه . خیلی دوسش داشتم . البته بعد از اون دیگه درست نکرد . میگفت یادم رفته اما من فک کنم یادش بود اما تنبلیش میومد . شایدم دیگه اعصابش رو نداشت ؟

اما قضیه از اونجا شروع شد که چند روز پیش وبلاگ مهرسا مستقل رو باز کردم و دیدم که خورشت قلیه میگو رو درست کرده و آدرس سایتی که از توش طرز تهیه رو یاد گرفته گذاشته بود . از اونجاییم که من عاشق دیدن عکسای آشپزیم رفتم توی این سایت و دیدم وای چقدر مثل من عاشق شکلاته و به طور اتفاقی دیدم طرز تهیه شکلات صبحونه و خیلی چیزای شکلاتیه دیگه رو گذاشته منم که عاشــــــــــــــق شکلات زودی طرز تهیه اش رو خوندم و درستش کردم و خودم عاشـــــــــــــــــق شکلات صبحونه ای شدم که خودم درستش کردم اگر چه مامان و بابا و شاهتوتم بدشون نیومده بود اما دقیقا همون طعمی رو میداد که مامانم درست میکرد توی بچگی هامون  . از همینجا هم اول از مهرسا جون که منو سایت کارگاه آشپزی آشنا کرد تشکر میکنم هم از عطیه جان عزیز که طرز تهیه شکلات صبحونه رو برای ما گذاشته .

حالا اگر سایت خوبی برای اپلود پیدا کردم عکساش رو توی ادامه مطلب میزارم ببینین 

خوب این روزها میگذره . قرار بود این هفته بریم شمال اما به دلایلی نرفتیم و موندیم خونه . امشبم احتمالا با آزاده و مامان و بابا میریم بیرون شام مهمون شاهتوت . احتمالا هم جگر و اینا میخوریم چون هم من هم آزاده هوس کردیم . بعدشم اگر مامان نق نزنه میریم کن به صرف قلیون و چای . البته اگر ...

 

زندگی نامه در دست نوشتنه . احتمالا امروز میزارمش .

پست عروسی هم فعلن ثبت موقت میشه تا زمان عروسی دوباره ازش استفاده بشه . تمام کسانی هم که توی اون پست نظر گذاشتند منتظر یه سورپرایز کوشولو باشند . البته خیلیم سورپرایز نیستا اما بالاخره وقتی دوستام کمکم کردن منم سعی میکنم یه جوری جبران کنم . نظرتون چیه عکس بزارم و پسور رو فقط به دوستانی بدم که برای پست عروسی کامنت گذاشتند و راهنماییم کردن ؟ هوم ؟ ترجیحا یکی از عکسای عقدمون رو بزارم . البته چون فایل اصلیش رو ندارم از روی شاسی یا آلبومم عکس میگیرم و خوب شاید کیفیتش کم باشه . خوبه ؟ راضی هستین ؟

 

توی ادامه مطلب یک سری عکس هست و یکمی دستور العمل و اینا .

به افتخار 22 بهم.من که باعث شد من شنبه رو هم مرخصی بگیرم و چند روی بدون کار کردن حال کنیم


خوب من یه استکان ( تو خونمون پیمونه نداشتیم ) پودر کاکائو ی سرپر + یه استکان شکر + یک لیتر شیر البته من نمیونستم یک لیتر شیر چقدره همینطوری ریختم نیشخند توی قابلمه گذاشتم روی حرارت وقتی جوش اومد زیرش رو کم کردم که یکم قل بزنه . بعد هی همش زدم هی بقلاش شکلات خشک شد و من با قاشق چوبی کندم و خوردم و حال کردم . بعد که یکم غلیظ شد ما داشتیم شام میخوردیم یکم ته گرفت ( فک کنم چون کاکائوش زیاد بود واسه همین ته نشین شده بود ) توی دستورش نوشته ته دیگش رو نکنید اما خواهرم که اومد هم زد کاملا همش زد و قاطی شد البته فک کنم به خاطر همین یکم گوله گوله شد . اونم خیلی کم . بعدم که دیدم غلظتش خوبه یه قالب کره 50 گرمی انداختم توش .بعدم ریختم توی ظرف و وقتی سرد شد گذاشتم توی یخچال . توی یخچال یکم سفت تر میشه . در هر صورت من دوسش داشتم ...

اینم عکسش وقتی توی قابلمه داشت میپخت و اون فلشم قالب کره رو نشون میده  . چون با گوشیم هنوز وارد نیستم چطوری بهتر عکس میگیره اینجا یکم رنگش بد شده . نمیدونم چرا ؟

ub5fuizoly48sxz3njxy.jpg

عکسش وقتی از یخچال درش آوردم  فک کنم یکم غلظتش باید کمتر باشه البته وقتی گرم شد غلظتشم کم شد

6pdwxyik24829j1db497.jpg

اینم وقتی صبحانه داشتم میخوردم . یه لقمه ی خوشمزه

ydmb3u4n9cvnxiyzenr.jpg

تجربه ی من اینه که ته قابلمه ته دیگاش خیلی خوشمزه بودن  خیلی دوست داشتم . بازم دست عطیه خانوم درد نکنه

 

اینا عکساییه که جمعه هفته پیش وقتی داشتیم از ویلای زنعموم میومدیم گرفتم . عاشق اون هوام . هوای ابری منو عاشق میکنه و منو خوشحال میکنه. اصلا یه حس خاصی دارم به هوای ابری

عاشقشم

fx0bd9958xgg3xh5viu7.jpg

اینم یکی دیگه

j4zuhbaz3847g8fswyp8.jpg

خوب اینم یه عکس دیگه . چند وقت پیش با شاهتوت رفتیم بستنی فروشی که همیشه میریم . بستنی فروشی حاج احمد توی شهران . من خیلی دوست دارم بستنی هاشو . همیشه هم بستنی شکلاتیه تلخ میخوردیم اما این بار شیر پسته انبه سفارش دادم . خیلی خوشمزه بود . خیلی

فکر کنم آب انبه ( که فکر کنم پوره اش باشه خیلی بهتره ) ریخته بودن . روشم بستنی و یکم شیر و پسته و عسل و خامه روش بود . من این بار تابستون کلی انبه توی فیریزر احتکار میکنم تا بتونم این دسر خوشمزه رو درست کنم . اینم عکسش

gmwohcq6nqr6bwdcatit.jpg

منتظر زندگینامه باشین . حتمی برای من و خانواده م دعا کنین . مواظب خودتونم باشین

بوس بوس