سلام 

خوب این دو روزی که نبودم خونه مادرشوهر بودم ... رفتارشون معمولی بود اما وقتی به خواهر شوهر گوچیکه ( پیاز چه ) گفتم تو چرا نیومدی خونمون ؟ مامانش گفت پیازچه میگه چون تمشک خونه ما نمیاد منم نمیام خونشون منم گفتم ئهههههههه اینطوریه ؟ خوب پس منم دیگه نمیام خونتون . با خنده گفتم . مادرشوهرم گفته نههههههه شوخی میکنم . درس داشت 

خوب عصرشم مامانم اینا اومدن خونشون و با مامانم و من و شاهتوت رفتیم چند تا خونه دیدیم که تقریبا از خونه مادرشوهرم با یه تاکسی میشد رفت ...

خونه دومی که دیدیم نو ساز بود و حدود 80 متر . خیلی قشنگ بود . کابینت ام دی اف و پکیج و کنتور گاز جدا و آسانسور و خلاصه خیلی خوب وبد . مشکلش این بود که پذیرایی پنجره نداشت . آشپزخونه اش داشت و اتاق خواباشم یکیش که بزرگ بود توش حموم بود و اون یکی تراس داشت که خوب بود . تویه کوچه ی خلوت بود و خلاصه همه چیش خوب بود . فقط جای ماشین ظرفشویی بزرگ نداشت متاسفانه که اونم میشد پول بدیم درست کنند.

رنگشم مولتی کالر خوشگل بود . توی هال پذیرایی تقریبا طلایی بود و اتاق خواباشم میشد گفت رنگی بزنن . خلاصه عالی بود . اما مشکلش این بود که 25 تومن میگرفت برای رهن کامل . و ما عید عروسیمونه و یک مقدار روی پول کادوهای عروسی حساب کرده بودیم و بقیه اش رو بابای من و بابای شاهتوت بدن .

خلاصه که خونه هم فکر کنم کنسل شد اما خیلی دوسش داشتم ...

 

برای عروسی پدرشوهرم میگفت ناهار بگیریم عروسی رو توی شمال !!! من هیچی نگفتم اما خداروشکر پیاز چه و دلقک و دایی شهرام گفتن نه مگه جشن تولده ؟ ده بگیریم تا 4 عصر !!!

بعد گفتن شب میگیریم و برای فامیلای منم چند تا از خونه های فامیلاشونو خالی میکنیم که شب اونجا بمونن و شامم که زرشک پلو میدن اما خوب چون توی داهاتشون میگیرن باید به کل داهاتی های اونجا و فامیلا شام بدن که خوب میدونین که توی داهات خیی ابکلاس برگزار نمیشه 

اما من گفتم مشکلی ندارم ولی آرایشگاه و ارکستر و آتلیه و لباس باید به سلیقه ی من باشه . گفتن اوکی اما شاهتوت دوست نداشت شمال باشه چون خیلی سخت میشد مخصوصا که توی تالارم نبود . جالب اینجاست که میگفتن شب عروس و داماد میرن خونه ی فلان فامیلمون که مامانم گفت نه . باید برن هتل .

به افتخار مامان تشویقهورا

بعد مامانمم گفت من عروسی توی شمال رو اصلا نمیپسندم چون میوه درست و حسابی نمیدن . شیرینی و میوه رو میارن یه بار جلوی همه تارف میکنن . میز نمیچینن فقط صندلی چون تعداد زیاد میشه دیگه . همه میگن عروسیه پاشیم بریم بخوریم . اما خوب کادو خوب جمع میشه 

دیگه شاهتوت گفت فردا میریم اینجا تالار میبینیم . رفتیم توی کرج تالار دیدیم که با 400 تا مهمون و ارکستر و اینا و قاطی میشد 8 تومن . خیلی قیمت خوبی بود چون گفت کمتر میشه که بیشتر نمیشه . غذا هم 50 درصد باقالی پلو و 50 درصد زرشک پلو و نوشابه و سالاد . راستش من دیگه زیاد به غذا اهمیت نمیدم چون در هر صورت پشت سر آدم حرف میزنن

خلاصه دوتومن به خاطر قاطی بودن میگیرن که رو اون 8 تومن حساب کردم ...

خوب بابای شاهتوت راضیه اما مامانش میگه شمال بهتره ... احتمالا همینجا بگیریم . خدا باید کمک کنه دیگه که ما بتونیم ظرف دو ماهه آینده عروسی بگیریم .

خوب هنوزم معلوم نیست اینجا باشه یا شمال . بستگی به بابای شاهتوت داره

 

از همه کسایی که توی پست عروسی نظر گذاشت و میزارن خیلی خیلی تشکر میکنم . انشالله بتونم جبران کنم براتوت . بازم مرسی کسایی که واقعا راهنمایی کردن ماچ