من از وقتی یه گوشیه دیگه خریدم سیم کارت 912 م رو انداختم تو اون یکی گوشیم و این یکی سیم کارتم رو گذاشتم تو گوشی جدیدم . 

912 م یه سه سالی خاموش بود . آخه ماله زمان شیطنت هامون بود و فک کنم خواجه حافظ شیرازی شماره اش رو نداشت نیشخند

تا این حد رو بدون که وقتی پارسال دو روز روشنش کردم ( بعد از 2 سال خاموشی ) یهو دیدم یکی از بچه های قدیم نیشخند زنگ زد . نیست این جماعت ذکور ادم های پیگیری هستن ...

خلاصه روشنش کردم و چند روزی هیچ اثری نبود . یعنی فقط اسمس های تبلیغی بود که میومد 

دیشب نصفه شی ( ساعت 1 نصفه شب) که طبق عادت بیدار شدم . یه نگاهی به گوشام انداختم ببینم شاهتوت یه اس چیزی داده ایا یا نه ؟ ( همیشه عادتم بود نصفه شبی بیدار میشدم گوشیمو میدیدم . چه عادت مزخرفی )

که دیدم میس کال دارم روی خط ثابتم . یه شماره ناشناس بود . منم بیخیال شدم و خوابیدم که امروز صبح بازم میس انداخت

منم اس دادم که شما ؟؟؟

اونم نوشت پاکشوما .. شما ؟

منم جواب ندادم . حوصله ی دردسر داشتم . 

دیدم زنگ زد و گفتم بله ؟ دیدم صدای یه دختر اومد که سلام . خیلیم با ناز و آروم حرف میزد .

گفت این خط شماست ؟

میخواستم بگم نه خط عمه منه .. 

گفتم بله خط منه از 7 سال پیشم ماله من بوده 

گفت یعنی ماله پدرام نیست ؟

گفتم نه  . من پدرام نمیشناسم . که خدارو شکر خدافسی کرد و رفت

منم کرم گرفت و گفتم نکنه این دوست دختر شاهتوت باشه ؟ بهش اس دادم گفتم شما که بچه فلان جا نیستی ؟ گفت نه . مطمئنی پدرام نمیشناسی ؟

گفتم نه عزیزم اما یه شاهتوت میشناسم . ( آخه اول اسم شاهتوتم پ هست ) مطمئنی با اون کار نداری؟

گفت مهندسه عمرانه ؟ زانتیا داره 

گفتم نه هیچ کدومو نداره .

خلاصه مشخص شد یکی بهش شماره داده و سرکارش گذاشته و گفته این خطم خاموشه اما روشنش میکنم

دختره میگفت ایرانسلش رو دارم . گفتم اگر داشتی که الان به من اس نمیدادی . زنگ میزدی به اون و پدرش رو در میاوردی ...

هیچی دیگه خلاصه اقا پدرام بنده خدارو گذاشته بود سرکار ..

اینم از کار مفید امروز من. کلن سر کار 2 تا تلفن زدم . یک ساعت چرت زدم و خوابیدم و بقیه اش با گوشیم بازی کردم . همین