سلام عزیزانم خوبید؟ خیلی خیلی ممنونم از تبریکاتتون بابت تولد

راستش دوست دارم اولین پست وبلاگ جدید با تولدم شروع بشه به خاطر همین دارم اینجا مینویسم

یک هفته اخیر فقط یک شب خونه خودم بودم

اول که مهمونیه مامانم بود بعدم رفتیم باغ یکی از اقوام و بعدم بابام... 

بابام یکی از رگای قلبش گرفته و امروز صبح بردیمش برای آنژیوگرافی،  بنده خدا کلی ترسیده بود و استرس داشت

خلاصه آنژیوگرافی  جواب نداده و براش بالن زدند و فنر انداختند!  

الانم بیمارستانه و شب باید بمونه 

ازتون میخوام که برام دعا کنید امشب 

برای منو خانواده م برای سلامتی خانواده م از همه مهمتر پدر و مادرم بعدم برای بهتر شدن اخلاق شاهتوت که چننننند بار اشکمو دراورده تو این شبا به حدی که واقعا تصمیم گرفتم فعلا بچه دار نشم اینقدررکه این بشر رو اعصابه منه! 

 

منم شب احیای قبل آمین گفتم برای دعاهاتون 

تک تک کسایی که یادم بود اسم بردم بعدم گفتم تمام کسانی که وبلاگمو میخونند و برام کامنت میزارن یا حتی اونایی که نمیزارن 

 

اگر من دلتون رو شکندم یا اذیتتون کردم یا ازم رنجیذید ازتون حلالیت میخوام و منو ببخشید 

الخیر و فی ما وقع