سلام . خوبین ؟ منم خوبم نیشخند 

خوب اون روز یادم رفت بگم که وقتی میخواستم برم دوش بگیرم طبق وبلاگ خیلی خوبه چی نپوشم عزیزم گفتم یه اسکراپ درست کنم و بزنم به صورتم . این اسکراپ یه کرمی هست که توش یه سری دونه داره که روی صورت میکشن تا یه لایه پوست مرده رو از بین ببره . حالا برای اینکه اطلاعات بیشتری کسب کنید به سایت همین چی نپوشیم عزیز سر بزنین . همین اول کار بگم که شاید خیلیا بشناسینش اما اگر نمیشناسین حتمن بهش سر بزنین . از اینکه هیکلمون چی هست و چی به هیکل و صورت و پوستمون میاد بگییییییییییییییییییییییر تا اینکه چه لباسایی بهتره توی کمدمون باشه و چطوری اعتماد به نفسمون رو افزایش بدیم و خلاصه خیلی وبلاگ خوبیه . حتمن بهش سر بزنین و آرشیوش رو کاملن بگردین  . منم یه کرم مرطوب کننده داشتم که زیاد استفاده نمیکنم کلن من پوستم چربه و نیازی به مرطوب کننده ندارم اما نمیدونم چه مرگیه که میخرم همیشه ! خنثی بعد یک مقدار کرم  رو ریختم توی ظرف و روشم مقداری نمک ریختم و مخلوط کردم و روی صورتم ماساژ دادم و احساس کردم کمی صورتم سفید تر شد . احساس کردم البته !‌

این دوروزه نماز هام رو خوندم البته منهای نماز صبح  . انشالله که کم کم اون رو هم میخونم . آمین . خدایی حس خوبیه و اینکه احساس میکنم اگر همون لحظه هم بمیرم حداقلش اینه که نمازم رو خوندم . نماز اول وقت . البته تا یکم سختی پیدا کنه تنبلی میکنم . مثل وقتی که آرایش دارم یا مهمونیم و حوصله ی پاک کردن آرایش یا موقعیتش رو ندارم !‌حالا باز انشالله که بخونم همیشه . حس خوبی دارم . آرامش و تازه یه راهی مریمی گفته بود بخونین که تنبلیتون بره من خوندم و احساس میکنم از تنبلیم کمتر شده . 

خوب از دیروزم بگم . کلن این روزا اینطوری شده که هر چی درست میکنم همون یه وعده خورده میشه و مجبورم یه وعده ی دیگه غذا درست کنم ! خیلی بده خدایی ! سخته ! دیروز کشک و بادمجون درست کردم برای ناهار . گفتم یه وعده هم برای شام میمونه با اینکه کم بود گفتم شاهتوت میخوره من نمیخورم. اما شاهتوت گفت بازم گرسنمه و اونم آوردم و با هم خوردیمش  ! برای شب هم نخود خیس داده بودم که فلافل درست کنم . تقریبا از ساعت 10 صبح خیس کردم و یکی دو بار آب جوش ریختم سرش . یکی دو بارم آب سرد . که شب شاهتوت رفت بیرون و عصری زنگ زد که مامانم فلافل داده بهم دیگه درست کنم . مادرشوهر سس مایونز و نون ساندویچی هم فرستاده بود و دیگه من خیارشور و گوجه خورد کردم و همون رو خوردیم . نخود ها هم موند خیس ... تا صبح . 

صبح که بیدار شدم گفتم نخود هارو میزارم آبش بره و میزارم فریز اما بعد تصمیم گرفتم باش نخودی درست کنم . پارسال یا سال پیشش محرم که رفته بودیم شمال توی لاه.یج.ان عاشورا شب توی خیابونا کلی شمع گذاشته بودند و هر کی یه چیزی میداد . راستش یه رسم خاصی بود که اسمش یادم نیست . اما نخودی میدادن . مثل خورک لوبیا نخود رو با قلم گاو و گوسفند (‌نمیدونم کدومش ) پخته بودند و تو خیابون میدادند . منم یکم اسکلت مرغ داشتم گذاشتم با پیاز و نمک و ادویه و نخود با هم گذاشتم بپزه . تقریبا از صبح گذاشتم بپزه . آخه مامانم گفت دیر میپزه نخود . اما زودی پخته بود چون من خیس داده بودمش . کمی هم رب بهش زدم  حال شب میخوریم و نتیجه رو اعلام میکنم . 

 

نیشخند

 

الانم شاهتوت بلال خریده بود و درست کرد و آورد خوردیم جاتون خالی خیلی چسبید . خوشمزه

امروزم من خونه رو کامل طی کشیدم و شاهتوت هم یه جارو برقی سر سری کشید . فردا هم اگر نریم مسافرت احتمالن خونه رو با بخارشور تمیز کنم . 

از جوجه هام بگم که قشنگ بزرگ شدن و دیشب و امشب جفتشون ازخونه اومدن پایین . البته من فکر کنم مامانه انداخته شون بیرون . حالا اونی که دیشب اومده بود بیرون امروز رفته بالا تو خونش . دیگه خودشون تنهایی غذا میخورن . توی نت هم سرچ کردم نوشته بود اشکال نداره بهشون برنج بدین . بهشون برنج و نون میدادیم آخه . نون خیس شده و برنج کته شده ! حالا امیدوارم مشکلی پیش نیاد براشون . آمین . خیلی جوجه ها تپلی و ناز هستند . خیلی خوشگلن . ماشالله . امیدوارم 4 تای دیگه هم از تخم در بیان . شاهتوت که کلن همش تو کفشونه و نمیزاره من برم پیششون میگه که میترسن ازت . خلاصه که فنچ هام شدن هووی من ! خندهنیشخند

تعطیلات خوبی داشته باشین . نمیدونم چرا این بارون عزیز ما نمیاد . باران جان ببار عزیزم . دلمون برات تنگ شده . 

قلبماچ