سلام . پست رمز رو نگاه کنید !‌ دو تا شمارنده ای که گذاشتم . 

یکیشون سه سال و سه ماه و سه هفته و سه روزه ( حالا 1 روز بیشتر که اونقدرام مهم نیست که ) 

بعد پایینیش شده یک سال و یک هفته و یک روز ... 

چقدر دوسش داشتم . 

مرسی نی نی که گفتی .قلب نی نی دیده بود آخه . 

Unti008tled.jpg

 قبل از اینکه برسیم به ادامه مطلب به شدت خوندن این پست پیشنهاد میشه . لطفا کاملن بخونین و به اسم های سخت سختی که توش آورده دقت نکنین . توش نکته زیاد داره ... تازه وبلاگ منم توش تبلیغ کرده ! بله .  منظورم پست اعتیادش هستا . حتمن بخونین.

ادامه مطلب حاوی عکس خوراکی های خوشمزه هست . پس خانومای باردار ، خانومای گرسنه ، افرادی که نصفه شب دارن میان وبلاگم و این پست رو میخوان ببیننند ، همگی توجه کنید که به ادامه مطلب نرید . چون همش عکس خوراکیه ! من بعدن هیچ مسئولیتی رو قبول نمیکنما ! گفته باشم ! پس با مسئولیت خودتون بفرمایید ادامه مطلب ...


اولی عکسی که گفتیم از توی رودخانه گرفتیم . البته شاهتوت گرفت . بیرون آب هم من هستم . مثلن میخواست از من بگیره خنده

U0t5il55ed.jpg

یه صبحونه خوشمزه . بستنی وانیلی کمی عسل کمی آجیل روش کمی مربای تمشک و کمی مربای آلبالو . من که خیلی دوست داشتم . مخصوصا که عسل روی بستنی سفت میشه و خیلی خوشمزه میشه . 

 

nt09i08tled.jpg

 

کیک گردالی شده همون کیکی که گفتم خراب شد . خیلی خوش طعمه و دوست داشتنی . کیکش رو میگم . زرش کاغذ روغنی گرفتم که روغنش رو بگیره . بعدم توی پودر نارگیل چرخوندم که دیگه عکسش رو نزاشتم . 

nt09i0038tled.jpg

 

 

عکس تزئیینات . ایشون یکی از سالاد الویه ها هستند 

U00ntiled.jpg

 

دومین سالاد الویه . 

Untitled.jpg

 

کشک و بادمجون که دو تا بود تقریبا شکل هم بودن دیگه عکس یکیش رو گذاشتم . تقریبا از کیک زبرا ایده گرفتم . 

U00tiled.jpg

 

این مثلن گل ما بود . انگور هم مثلن گلبرگشه

U0tiled.jpg 

اینم نمای کلی ژله . U00ntitled.jpg

راستش ایده ش رو از کافه شکلات عزیز گرفتم . یه گلدون مزه درست کرده بود و من با میوه درستش کردم . ژله هم ایشون یه همچین شکلی درست کرده بود بعد چون یکم سخت بود من راحتش رو انجام دادم . بالاخره اینترنت باید توی زندگی واقعی هم کاربرد داشته باشه !‌

U0t5iled.jpg

 

این سیب زمینی تره هست . خدایی طعمش بد نبود 

 

Unt0i008tled.jpg

 

چلو گوشت عزیزم . به نظرم طعمی از بهشت میداد ! دیگه تصمیم گرفتم بیرون توی رستوران ها ماهیچه نخورم . خودمون بریم ماهیچه و گوشت بخریم و خودم توی خونه درست کنم . اینقدر که من اعتماد به نفس دارم نیشخند

Unt0i0038tled.jpg

 

و در آخر شیربرنج شکلاتی . البته همسری ساده خورد . من برای خودم کمی پودر کاکائو و سه تا تیکه شکلات تلخ ریختم و هم زدم . ما خونه مون شیر برنج رو سرد میخوریم اما شاهتوت اینا گرم میخورند 

 

Unt09i0038tled.jpg

ولی خدایی چون شیر تازه گاو بود و از دامداری گرفته بود خیلی غلظ و چرب بود و یه کاسه ی بزرگش البته که خیلی سنگین بود و دیگه شام نتونستیم بخوریم !‌

 

 

دیشب حدودای عصر خیار ! ( شوهر خواهر شوهر ) زنگید به شاهتوت که کجایی بیام ببینمت . میخواست بیاد خونمون و قلیون بکشه . فوری به شاهتوت اشاره کردم که من مهمون قبول نمیکنم امشب . شاهتوت هم که بالاخره حرفا و نق هی من کمی رش تاثیر گذاشته بود بهش گفت فردا شب بریم پارک ! خداروشکر بالاخره شاهتوت یاد گرفت که مهمونی های الکی رو مدیریت کنه . خدایا شکرت .