سلام . چند روز پیش همین آقای مک.ارم داشت میگفت که زمان پیامبر به پیامبر گفتند که یعنی گناه زبان ما رو هم حساب میکنند ! حرف که باد هواست . یعنی چیزی که ما میگیمم جزو حساب و کتاب گناه و ثواب هست ؟ ( حالا دقیقا همین جملات گفته نشده که من چیزی که یادمه میگم )‌ 

پیامبر فرمودند بله که نوشته میشه . چون حرفی که میزنین گاهی میتونه دل بشکنه و گاهی دلی رو تسکین بده . 

یعنی چیزی که شاید وجود خارجی نداشته باشه . دیده نشه ، ( حرف ها که دیده نمیشن ) نشه با دستت لمسش کنی اما به خاطرش مواخذه میشی یا پاداش بهت میدن . 

 

حالا این سوال رو از شما دارم . اگر شما وقتی دارین توی خیابون راه میرین ،‌ببینین یکی کلیدش رو روی در خونه ش جا گذاشته ! خونش قفله اما کلیدش روشه ! شما درو باز میکنین که برین تو ؟ که خونه رو ببینین . حتی بدون هیچ نیت دزدی ای . اصلن برین تو از مثلن خنکی هوای تو استفاده کنین ! یا چه میدونم برین تو و مثلن از امکاناتی که توی اون خونه ست استفاده کنین !؟ به نظرتون دزدی نمیشه این کار  ؟ 

نهایتش اینه که آدم کلید رو بر میداره بعدن از صاحب خونه اجازه میگیره و اگر اجازه داد وارد خونه میشه در غیر اینصورت این میشه دزدی یا حق ناسی که به گردن شما ( یا من ) خواهد بود . چون اون مکان برای صاحبخونه ست ! و اگر راضی نباشه که شما حتی دید بزنی خونش رو این یه حقیه که میمونه به گردنت !‌

 

حالا اینو طعمیم میدیم به دنیای مجازی . که شاید وجود خارجی نداشته باشه اما قابل دیدن و لمس کردنه ( دیگه همه لپتاپ داریم و داریم میریم وبلاگای همو میخونیم ) وقتی کسی یه قفل زده به یه پست وبلاگش یعنی دوست نداره هر کسی بخونه . شاید طرف رمز پستش رو به همه بده ، اما دوست نداره هر کسی اومد و دید کلیدش افتاده یه جای خونش ( ندانسته ) دوست نداره کسی بخونه . و به نظر من خوندن پستی که صاحبش راضی نباشه گناهه . به نظر من دزدی محسوب میشه ! شاید توی دنیای واقعی نشه رفت شکایت کرد یا هر چی . شاید نوشته های من الکی باشه و هیچ چیز خاصی توش نباشه . اما من ترجیح دادم یه قفل بزنم به درش . 

 

حالا یه خانومی که از اوایل هی بدون اسم و رسم برای من کامنت میزاشت که چرا به من رمز نمیدی و از استان خراسان رضوی بود . یه روزی توی کامنتای من میبینه که من رمز پستم رو برای یکی از خواننده هام گذاشتم و اشتباهی اون کامنت رو عمومی کردم ! 

حالا میبینم این خانوم اومده و پستای خصوصی منو خونده ! و وقتی ازش میپرسم چطوری خوندی میگه دیدم رمزت رو اشتباهی توی یه کامنتی گذاشته بودیو منم برداشتم !‌  خوب عزیزه من میتونستی همون لحظه یه سوال بپرسی تمشک خانوم رمزت رو عمومی گذاشتی و من برداشتم و با اجازت میخونم پست هات رو ( حتی نمیخوام اجازه بگیره که بخونم یا نه ‍! احداقل یه خبر بده که من میخونم ) که من بدونم . درسته مغزم درست کار نمیکنه  و یادم نمیمونه به کی رمز دادم یا نه ! و ساده هستم و هر کی بگه رمز بده میدم . چون دوست ندارم کسی ازم ناراحت بشه . پست هامم چیز خاصی توش نیست که لازم به حصوصی کردن داشته باشه اما دوست دارم حداقل بدونم کی میخونه !!! و این حق منه !‌ و خانوم محترم الان این حق بر گردن شماست !‌که من راضی نبودم بی اطلاع بخونی پست هام رو . 

 

قضاوت نمیکنم . ( فکر کنم کردم ) شاید منم تو همچین شرایطی قرار بگیرم نتونم خودم رو کنترل کنم . مخصوصا که خیلی هم فضول هستم . و اقرار میکنم که یه وقتی یواشکی دفتر خاطرات خواهرم رو خوندم . که همین الان ازش حلالیت طلبیدم . اما اون موقع دبیرستان بودم !‌ و اونی که دفتر خاطراتش رو که فقط یک صفحه ش روخوندم خواهرم بود . نه کس دیگه ای . 

خلاصه که الان خیلی ناراحتم !!! از بی محبتی این خانوم. وشاید خیلی های دیگه که بهم نگفتن و پست های خصوصیم رو خوندن  و متاسفم که بگه من از حقم نخواهم گذشت . چون مطمئنم دنیای مجازی هم قانون داره و خدا تمام این لحظات رو هم به حساب میاره. لحظه هایی که به هم دیگه دلداری دادیم و یا لحظاتی که دل همدیگرو شکوندیم !!!

 

خوب رمز عوض میشه و سعی میکنم ازین به بعد به هر کسی رمز ندم (‌شما باور نکن این حرفم رو ) و هر کسی رمز میخواد توی همین پست یه کامنت مجزای خصوصی بزاره و رمز رو بخواد و آدرس ایمیلش رو توی قسمت ایمیل کامنت بنویسه تا رمز برای ایمیل بشه . به جز دو سه نفری که میدونم نمیتونن ایمیل بزارن !‌ و اینکه اگر کامنت دیگه میخواین بزارین و نظرتون رو راجع به این پست بزارین و احتیاج به جواب داره تو یه کامنت مجزا از درخواست رمز بزارین که جوابتون رو بگیرین . 

التماس دعا دوستای گلم . ماچ