سلام .

دیشب خواهر شوهرم بم اسمس داد که ببخشید دیروز اومدی خونمون و ما نبودیم که من نوشتم خواهش میکنم

از وقتی فهمیدم قاشق های اندازه گیری رو اشتباهی میگرفتم دلم میخواست کیک شکلاتی محبوب خودم و شاهتوت رو درست کنم و دیشب درست کردم . شاهتوت گفت میای بریم خونه ی مامانم اینا که من گفتم نه . شاهتوت رفت یه سر خونه مامانش اینا و بعدم خرید کنه و منم دست به کار شدم . و این بار اندازه های بکینگ پودر و اینام رو درست ریختم . خداروشکر . و نتیجه چی شد !؟ واقعا عالی شد . یعین کیکی که خمیر مانند میشد و منم خیلی با لذت میخوردم اینبار قشنگ پف کرد ! کیکی که در حالت معمولی یک سانتم پف نمیکرد این بار چند سانتی پف کرد . طوری که شاهتوت هم فهمید و گفت چقدر پف کرده . حالا نتیجه به همین عالی ای که من میگم نبود اما از دفه های قبل خیلی بهتر بود و هر تیکه از کیک رو میخوردم لذت میبردم . مزه ی بهشت میداد برای من . کیک شکلاتی .

 

بعدم که هنوز کیک درست نشده شاهتوت برگشت ( البته یکی دو ساعت بیرون بودا ) و مرغ خریده بود که حالا باید اونارو میشستم . خداروشکر یه دونه مرغ گرفته بود که اونم شستم ظرفای ناهار و کیک رو هم شستم و اومدم نشستم به استراحت . بعدم رفتم و مرغارو بسته بندی کردم و کیک آماده شده رو میدیدم و کلی تو دلم لذت میبردم ازین پف ! کسی میتونه بفهمه من چه حالی دارم که خودش تو کار کیک پزی باشه 

مامانم طی دیدن هنر های من تصمیم گرفته شیرینی های عیدش رو خودش درست کنه البته با کمک من . یه مدل شیرینی هم درست کرده ازینایی که قدیما درست میکرد وقتی ما کوچولو بودیم و منتظرم برم خونمون و برم توی نوستالژی طعم ها قرق بشم . 

مامانم بچگی هامون خیلی کیک و شیرینی درست میکرد . منم چون تو نوجوونی یکی دوبار رفتم سراغ شیرینی پزی و مامان دعوام میکرد که چرا مواد رو حروم کردی یا چرا ظرفای کثیف رو نمیشوری این حس در من خشکید تا اومدم خونه ی خودم . 

نیم کیلو شیرینی نخو.دچی رو دیروز دیدم ده هزارتومن میفروشن . همین شیرینی نخودچی نهایتش نیم کیلو آرد نخودچی میخواد که قیمتش 4500 هست و روغن نباتی و پودر قند . همین . واقعا مقرون به صرفه ست . حالا هفته ی دیگه میریم تو کار شیرینی پزی

 

مامانم طی یک اقدام انتحاری میخواد بره با.نه  منم بهش گفتم کیف خوشگل و شال و روسری قشنگ و یه سری خرت و پرت دیگه برام بیاره البته دنگش رو میدم . 

 

دیروزم که اومدم قبض ماهانه موبایلم رو پرداخت کنم دیدم پرداخت شده که نگو بابایی خان پرداخت کرده ! اون روز میخواست بهم پول بده من نگرفتم حالا قبضم رو پرداخت کرده بود . حالا باید بهش بگم ازین کارا نکنه . این وظیفه ی شاهتوته . البته من به شاهتوت گفتم تا ببینه من چه بابای خوبی دارم . بله .

خاله پری اصلن نمیخواد بره . همینطوری ادامه داره برای خودش ! 

قلبماچ