سلام . خوب من قهر کردم . بله که قهر کردم . چرا قهر نکنم اصلن . به من برخورده . بله تازشم . 

خوب ازینجا بگم که جمعه صبح مادرشوهر زنگید که ناهار بیاین خونه ی ما من میخوام فسنجون درست کنم . که شاهتوت قبل از اینکه به من بگه گفت تمشک ناهار گذاشته . ما یه روز دیگه میایم . دیگه طبق معمول ماماشن کلی اصرار میکنه که شاهتوت میگه بهت اسمس میدم . ( حالا ما هنوز ناهار نداشتیم حتی تصمیم هم نگرفته بودم چی درست کنم ؟) بعد شاهتوت بهم گفت بیا بریم گفتم نه من نمیام . تو میخوای بری برو . به من توهین شده . که دیدم اگر ادامه بدم اعصابش خورد میشه دیگه چیزی نگفتم . گفت باشه پس من برم خونه ی مامان اینا ماشین رو بشورم و موتورش رو نگاه کنم ببینم از کجاش روغن میریزه برای ناهار میام خونه . گفتم اوکی . 

خلاصه شاهتوت رفت و من هم ناهار کباب تابه ای درست کردم .

شاهتوت اومد و گفت که مامانم خودش فهمیده که تو قهر کردی . گفت به تمشک بگو من خودم بهش پول میدم . بعدم گفت چرا نیومد و اینا . 

گفتم من دیگه یه هزاری از مامان تو نمیگیرم که بعدن بخوان منت  بزارن . وظیفه ی تو هست که برای من خرید کنی . من دیگه یه دونه برنج هم از مامانت نمیگیرم . تو هم نگیر . به منتایی که بابات میزاره نمی ارزه ! والا به خدا . 

که البته مادرشوهر کلی خوراکی و بستنی شکلاتی و بیسکوییت و اینا فرستاده بود که یکم شاهتوت رو به شوخی دعوا کردم که چرا اینارو گرفتی نیشخند

خلاصه ناهار رو خوردیم و بعد شاهتوت دوباره رفت خونشون برای فوتبال (‌قبلن هر وقت شاهتوت میرفت منم میرفتم . میگفتم بهتره که تنهایی نره اونجا . خودمم دلم باز میشه . دیگه بدی هاشون رو فراموش کرده بودم دیگه اما دیدم نه . هر چی خوبی کنی اینا فکر میکنند وظیفه ست ) خلاصه شاهتوت که میره این بار پدرشوهر بهش میگه چرا خانومت رو نیاوردی که نمیدونم شاهتوت چی جواب میده ! بعدم که مادرشوهر یکم فسنجون بهش داده بود آورد . 

حالا تا چند روز نمیرم خونشون . بله تازشم . 

خودشون میگن پول میدیم بهت بعد خودشون میگن نمیدیم . البته به خدا من به خاطر پولش ناراحت نیستم . به قول هیلا من باید از خدا بخوام نه پدرشوهر . خدا خودش کلی منبع بزرگیه که بخشنده هست و منت هم نمیزاره . اما من ازین ناراحت شدم که اینطوری من رو اسگل کرد پدر شوهر بعدم میگه که ما به کسایی که کمک کنن پول میدیم . 

باز من نمیخوام نق بزنم اما این یه تیکه رو بگم و برم . عروس اون یکی عمو که میره کمک مادرشوهرش میکنه و تمام فتنه ها از گور اون بلند میشه واسه اینه که پرده های خونه ش + ماشین لباسشویی + یخچال + تی وی + کلی خرید عقد و طلا و غیره و پول پیش خونه شون و حتی خرجشون رو پدر شوهرش داده و میده چون پسره الان سربازه . خوب دختره باید بره کمک کنه دیگه . نباید ؟ حالا بابای من پول پیش خونمم داده و به خدا قسم این سری بهم یه تراول داد گفت بیا برو خرج کن برای خودت اما من نگرفتم . بابام الان وضع مالیش خیلی خوب نیست . خوب بنده خدا 15 تومن داد به من و کلی جهیزیه خرید دیگه . البته نمیگم وضعشون بده ها . نه . اما خوب دمه عیده دیگه . باز مامانم میخواست جداگونه 40 تومن بهم بده که باز من نگرفتم . نمیدونم شما چطوری هستین ؟ احساس میکنم خجالت میکشم وقتی بخوام از مامان و بابام پول بگیرم . حالا کادو و عیدی فرق میکنه با مثلن مامانم هر دفه بهم گردو یا مربا یا گوشت چرخ کرده و اینا میده اما من سعی میکنم یه جوره دیگه یه چیزی براش بگیرم جبران کنم . شما اگر مامان و باباتون بهتون پول بده راحت میگیرین آیا ؟

اما به نظر من پدرشوهر و مادرشوهر وظیفه شونه که به پسرشون کمک کنند . حالا اینا برعکسن به دخترشون کمک میکنند . خوب از بحث منحرف نشیم . 

خداروشکر خوبیم . فقط مونده خرید عید و خونه تکونیه کوچولو . همون گرد گیریه حسابی و جارو برقیه حسابی و تی کشیدن حسابی . همین . 

پست بعدی عکس داره .