سلام . خوب یه خبر خوب برای خودم و البته شما . خانوم خونه تبسم از وبلاگ عشقونه5000مین کامنت رو برای من گذاشت . 

اینم سندش . 

UntitledVmsdO.jpg

وبلاگ پایینیش هم سورپرابزمه که بعدن براتون میزارم ببینین چیه نیشخند راستی یه وبلاگم توی نینی وبلاگ فکر کنم ساختم برای توتکم . یعنی بچه م . البته هنوز که خبری نیست همینطوری گفتن درست کنم . دیدم بامزه ست . درست کردم . بله تازشم . 

دیشب شاهتوت رفت خونه داییش یکم فوتبال بازی کرد ( زنداییش نبود )‌بعدم گفت میخوام با دوستم برم قلیون بکشم که یهو دیدم در زد و اومد تو گفت دوستم گفته یکی دو ساعت دیگه میام خونتون . منم یکم ناراحت شدم و پا شدم یکم به خونه برسم . که شاهتوت شروع کرد نق زدن باز . اما من چیزی نگفتم و خودمم کمک کردم و هی قربون صدقه ش میرفتم و میگفتم مرسی که کمک میکنی . آخه داشت کمک میکرد برای جمع و جور کردن روی کابینت . البته به نظر من منظم بود اما شاهتوت دوست داره روی کابینت هیچی نباشه !!! 

خلاصه که نزاشتم که اعصابم داغون بشه و هر چی میگفت من قربون صدقه ش میرفتم . دو تا هم بستنی گرفته بود که خوردیم و بعد شاهتوت به دوستش اس داد که پس کی میای ؟ که گفت گیر افتادم نمیام ! ساعت 11 شب وقتی من کلی چای دم کردم !! آی حرص خوردم . بعدم بهش گفتم که اگر گفت میخوام بیام خونتون بگو نه بیا بریم بیرون قلیون بکشیم و 

آخه اون روزی که خونه مادرشوهر بودیم و عمه شون اومد شوهر عمه ش بهش میگه بیا بریم خونتون قلیون بکشیم که شاهتوت میگه من حوصله ندارم الان بریم خونه ما ، بریم قهوه خونه که شوهر عمه ش قبول نکرده و بعدم رفته بود توی قیافه !! خلاصه کلی حال کردم با این رفتار شاهتوت . آخه عمه ی شاهتوت هی میگه که شوهر من قلیون نمیکشه مگر پیش شاهتوت باشه !!! 

کلن همه شون میان خونه ی ما انتظار قلیون دارن . انگار خونه ی ما سفره خونه ست . البته من اینجور موقع ها اینقدر اعصابم خورد میشه که میگم مگه خونه ی من طویله ست !!؟؟ 

خلاصه که بهش گفتم به این دوستت زیادی رو دادی . این دفه اگر گفت میام خونتون بگو نه !! والا به خدا !! 

خوب امروزم سعی کردم خونم مرتب باشه . ناهار استمبولی درست کردم ، لباسارو شستم ، صبحونه هم آماده کردم تازه ! بعدم که دیگه با شاهتوت نشستیم و بعدم رفت

آره من باید یکم حوصله م رو بیشتر کنم . یکم زود از کوره در نرم . شاهتوت هم نق زد من قربون صدقه ش برم . البته فکر میکنین من قربون صدقه ش میرفتم چی میگفت ؟ میگفت داری خرم میکنی دیگه !! من خر نمیشم . یا میگفت من زن به تنبلیه تو ندیدم ؟! تنبلیه وقتی من ناهار درست میکنم یا کیک درست میکنم ؟ خوب یکم تنبل هستم اما نه اونقدر که !!‌

برای شاهتوت یه کار پیدا شده کجا ؟ شرق تهران !! که میگن حقوقش 700 تا 800 تومنه ! البته اگر این مقدار باشه خیلی خوبه ! برای شروع البته !‌ حالا قراره فردا شاهتوت بره صحبت کنه ببینیم چی میشه ! البته میدونین که ما خونمون کرجه ! یعنی از اینجا هر روز باید بره شرق تهران ! البته خوبیش اینه که ساعت کاریش از 9 صبح شروع میشه . 

برای چهارشنبه هم مهمونی دعوتیم و 5 شنبه هم میخوام برم دکتر غدد برای اینکه بهم دارو بده برای لاغری . البته من فکر میکنم که زیاد خوب نیست که الان برم دکتر . خوب دو سه ساله دیگه که بخوام توت کوچولو رو به دنیا بیار باز چاق میشم که ، نمیشم ؟ البته خوب برای به دنیا آوردن نی نی باید لاغر بشم ! و سعی کنم که دیگه چاق نشم . 

خوب در هر صورت 5000 تایی شدنمون رو به خودم تبریک میگم . این یعنی کلی دوست خوب پیدا کردم . مرسی از همه تون که میاین پیشم ، که کمکم میکنین که البته بگم از یه سری کامنت ها خیلی دلخور میشدم و دلم میخواست که بیام و یه پست دلخوری بنویسم اما بعدش بیخیال شدم . گفتم شاید دوستام از دستم ناراحت بشن . من خیلی دوستتون دارم ، تک تک تون رو مخصوصا کسایی که بهم راهکار میدین یا دلداری میدین و اونایی که انرژیه مثبت میفرستین . 

یه دنیا بوس و انرژی مثبت برای همه ی شما . ماچ