سلام . اینم یه پست عکسی با آشپزی های من . 

بفرمایید ادامه مطلب بدون رمز 


خوب یه توضیحات کوچولو بدم . خواهر شوهر کوچیکه هی میگفت برای ما کیک درست کن و اینا . دیگه منم دیدم برای ولن تاین چیزی نخریدم واسه همین یه کیک درست کردم . کیک شکلاتی

تقریبا دو روز طول کشید . میدونستم مادرشوهر اینا زیاد شکلاتی دوست ندارن اما من که دوست دارم . واسه همین درست کردم و خیلی لذت بردم از درست کردنش . 

 

اینم عکساش . 

DSC4385.jpg

 اونم اول اسم منو شاهتوت هست .من ای و شاهتوت پی 

 

نمای دیگه

DSC4387.jpg

بعد از برش 

 

DSC4395.jpg

لاش یکم گردو و موز گذاشتم و خامه

و اینم برش خودم

DSC4397.jpg

 

اینم که شکل قارچ شد

DSC4398.jpg

اینم بگم که وقتی این کیک رو بردم خونه مادر شوهرم و برش زدم یهو عمه ی شاهتوت اومد . مادرشوهرم کیک رو بدو بدو برد تو آشپزخونه و یه سینی گذاشت روش که به عمه اینا نده بخورن . اینطوری تمام تزئیین کیکم ترکید... یعنی حرصی خوردم . این همه زحمت بکش و ... اما آخرشم برای اونا هم کیک آورد که بخورن . چون میدونست شاهتوت بیاد دعوا میکنه که چرا کیک رو قایم کردین . البته شاهتوت توی حیاط بود و داشت ماشین میشست . 

خلاصه کیکم رو ترکوند گریه

البته برام زیاد مهم نبود . اما بازم احساس کردم پف نکرده بود . 

 

اینم مرغ بریونی که مامانم اینا خونمون بودن درست کردم . 

DSC4379.jpg

 

از اتفاقات این روزا هم خواهم گفت . فعلن یه پست عکس دار داشته باشیم تا بعد