سلام . خوبین ؟ منم خوبم . دیروز بعد از آپ این پست داشتم وبگردی میکردم و اینا . کیکمم داشت توی یخچال گاناش روش رو جذب میکرد و خوشمزه میشد . آخه کیکی که پختم از یه سایت برداشتم که تازه پیدا کرده بودم و البته که خوب نشد و فقط صدقه سر گاناش روش خوشمزه شد . وگرنه تنهاییش مزخرف بود . البته خداروشکر که کم بود که توی 5 دیقه خورده شد . خیلی کم بود . اگرچه شاهتوت گفت خوبه اما من که کیک رو بیشتر از شاهتوت میشناسم فهمیدم که اصلن هم خوب نبود . بلکه گاناش خوشمزه ش کرده بود . 

حالا بازم آقا گفت کیک درست کن !! خیلی جالبه . اون زمان که هی کیک میپختم میگفت چرا اینقدر کیک میپزی و یک بارم که به بابام گله کرد که نگا دخترت هی کیک میپزه و چاقمون میکنه !! بعد حالا که من از ذوقش افتادم میگه چرا دیگه کیک نمیپزی ؟ آدما قدر چیزایی رو که دارن نمیدونن خوب !!! حالام گیر داده که کیک شکلاتی که همیشه میپزی رو درست کن ! خوب من دوست دارم کیک های مختلف رو امتجان کنم اما شاهتوت اون کیک بهش مزه داده دیگه !!! 

سرما خوردگیمون بدتر شده . قبلن فقط گلو درد بود الان بی حالی و آبریزش بینی هم بهش اضافه شده !! تو این حال آقا هوس کیک هم میکنه ! عجبا ! 

خوب یه چیزی بگم و بریم سراغ عکسا . دیروز صبح که داشتم کارامو میکردم یهو حس کردم یه سایه از پذیرایی رد شده . یه سایه سیاه . بعد کلی ترسیدم اما چون شاهتوت خونه بود و صبح بود دیگه نترسیدم . خلاصه که من کلی آدم ترسویی هستم . دست خودمم نیست خوب ! از ج.ن میترسم . البته میگن جایی که سوزن باشه نمیره منم کلی سوزن و سنجاق قفلی تو خونم دارم . توروخدا بیاین یکم منو دلداری بدین . دیشب کلی فکرای مزخرف اومد توی ذهنم و نتونستم راحت بخوابم . شما چیزی نمیدونین ؟ چیزایی که آدم رو از شر اینجور مسائل دور کنه ؟! مثلن دعای ناد علی و دعای عکاشه دارم که همیشه توی کیفمه با خودمه همیشه اما خوب ترس چیزیه که وقتی بیاد سراغم دیگه نمیره . 

پ.ن : طبق این تست آی کیو من 105 بود و آی کیو شوهری 107 . البته شوهری سوالای آخرش رو شانسی جواب داد اما من جواب ندادم .

کی گفته شوهری باهوش تر از منه ؟! نیشخند 

عکسا توی ادامه مطلب 


میزی که روش ظرفای شام رو چیده بودم . شانس آوردم که ظرف زیاد خریدم . وگرنه که کم میومد . 

DSC4157hc63u.jpg

 

این بالکنه مونه . آخه یخچالم جا نداشت واسه همین هر چی که آماده میشد سفلون میکشیدم و میزاشتم توی بالکن . 

DSC4161TX8Us.jpg

1 انار گل شده ست . یعنی دون نشده گلاش رو مامانم درآورد که راحت تر انار خورده بشه . میخواستیم دون کنیم که دیدیم باز کلی ظرف کثیف میشه و باید دوباره قاشقارو بشورم و کاسه یا پیاله بشورم گفتیم بیخیال . گلش میکنیم . 

2 . کشک و بادمجون که روش خودم نوشتم یلدا مبارک البته خیلی بد شد آخه کشک روون بود و خلاصه هول هولکی شد .

3. سالاد فصل 

4. انواع رنگ های نوشابه که شاهتوت خان خریده بود . بقیه هم که دیگه مشخصه . بعد بالکنمم خیلی بهم ریخته ست . مشخصه دیگه . من همیشه بهم ریختم دیگه

DSC41580QrED.jpg

انار گل شده + کشک و بادمجون از نزدیک 

 

DSC4163Prfe.jpg

سفره شام البته این طرفش .تعداد زیاد بود مجبور شدم دوتا سفره بندازم . بعد همه چی رو ریختم توی ظرف بزرگ که سفره شلوغ نشه .

1 . دلمه . یکی هم اونطرف سفره هستا . 

2 که مشخصه . 3 ترشی . 4 کشک و بادمجون . 5 قورمه سبزی  6 هم مرغ 

 

DSC41647w6dA.jpg

ژله ی انار با دونه های انار که توی قابل ریخته بودم اما خوب در نیومد از قالب . ژله ی آناناسمم که کلن داغون از قالب اومد بیرون و شکست و بازم من با اعتماد به نفس کامل آوردمش که همه بخورنش . فقط من یادم رفته بود که قالب رو قبلش چرب کنم . هر چی هم سشوار کشیدم و اینا از قالب جدا نشد . الان مشخصه که شکل گله رزه ؟

 

اینم پی نوشت : پدر شوهر اینقدر خورد که دیگه جا نداشت . بعد دیگه کشک و بادمجون نتونست بخوره . بعد انگاری به شاهتوت گفته بود برام بریز توی ظرف ببرم . که براش ریختم . یکمم قورمه سبزی ریختم توی ظرف برای مامان شاهتوت که دفه ی پیش گفته بود من قورمه سبزیاتو دوست دارم . بعد ژله ی انار مونده بود یکم که اونم انگاری پدرشوهر یادش رفته بوده بگه که بریز تو ظرف ببرم . فردا ایناش پیازچه گفت که بابا یادش رفته بود ژله ی انار ازت بگیره . بعد من دیدم که مادرشوهر تربچه بدش نمیاد که من برای پسریش که تو خونه ست غذا بدم ببره اما من پر رو تر از این حرفا بودم و به روی خودم نیاوردم . بعد تازه پیازچه میگه وقتی اومدیم خونه مامان میگه یادم رفت به تمشک بگم یکم غذا برای پسر مادرشوهر تربچه بده !! گفتم خودم یادم بود اما ندادم . به من چه !! میخواست بیاد !!! البته به اون گفتم که یادم نبود ! اما دروغ گفتم . البته میدونم این بد ذاتیه منه . اما خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند . دوست ندارم برای کسی غذا بفرستم . مگر که خودم بخوام . یعنی چی ؟ اومدن خونم بخورن بعد براشونم بفرستم ؟ البته مادرشوهر هر دفه که شام میریم خونش کلی به من میده بیارم خونم . که هر چی هم میگم نمیخوام قبول نمیکنه و میده ! اما من بد ذات تر از این حرفام شیطاننیشخند

 

خودم عاشق ژله ی انار شدم . به نظرم خیلی خوشمزه شده بود اگرچه مامانم گفت دونه های انارش زیاده اما خوب من که خوشم اومد . 

 

عنوان پستم هم نیشخند مخاطب خاص داره که هر چی لایق خودش و خانوادش بود به من گفته بود . اول یه پست برای جبران نوشته بودم براش بعد دیدم جواب ابلهان خاموشیست . نیشخند