سلام . خوب فکر کنم مشکلات پرشین بلاگ و کد شماره چند برطرف شده ! نشده ؟

 

زودی بگم . دیروز بود فکر کنم یه پست از نازی گلم خوندم  که این پست رو لینک داده بود  رو خوندم و تصمیم گرفتم تابلوی کائنات درست کنم البته توی نت . ( تابلوی کائنات عکس اون چیزاییه که میخواینش و ندارین . میزنین روی تابلو ی کائنات و هر روز نگاهش میکنین و این باعث میشه اون چیزار و جذب کنین . مثل عکس ماشین دلخواه یا هر چی ) من توی تابلوی کائناتم عکس ده تا تراول چک 50 تومنی رو زدم . بعد که تابلو کائناتم تموم شد یهو دیدم شاهتوت زودتر از همیشه اومد و هنوز در رو باز نکردم که یه تراول 50 تومنی بهم داد و گفت بیا اینو نگه دار . وای نمیدونین اون لحظه چقدر خوشحال شدم وقتی دیدم تابلوی کائناتم جواب داد . تازه عکس تابلو کائناتم رو گذاشتم روی والپیپر لپتاپ که هر روز ببینمش . هم من هم شاهتوت . تازه شاهتوتم دید که تابلو کائناتم جواب داده کلی خوشحال شد . بالاخره از یه جایی شروع میشه دیگه . 

بعدم بعد از ظهری با شاهتوت رفتم مغازه و اونجا حرف  شد که باباش میگه به مامان گفتم یه قلک برات بزاره تو خونمون که از الان به بعد برات پول بندازه توش ( همه بچه ها یه قلک دارن تو خونه پدرشوهرم یا قلکم نداشته باشن روزانه یه مبلغی مادرشوهر بهشون میده  اونم از اول مهر که بچه هامیرن مدرسه  . اونوقت الان سه ماه از مهر گذشته اینا تازه یادشون افتاده من و شاهتوت هم بچه هاشونی . البته میخواستم بگم نمیخوام . من صبر میکنم شوهرم هرچقدر داشت خرج میکنم . اما شما که میشناسین منو . زبونم به موقع کار نمیکنه ( فکر کنم خواهر شوهر کوچیکه به باباش گفته که شاهتوت به من پول تو جیبی نمیده ) البته نباید چیزایی که کائنات بهت میده رو دفع کنی حالا نمیدونم . 

بعدم شاهتوت که یه معامله کرده بود و یکم پول داشت رفتیم یکم خرید کردیم . مثل پودر ژله هندونه و انار برای شب یلدا و پودر کاکائو و ازین جور چیزار . بعدم داییش اومد مغازشون که گفت مام شب یلدا برای شام دعوتیم دیگه منم که میدونین زبون ندارم گفتم بله ... بگم نه بعد شام بیاین ؟ نمیشه که !!! به شاهتوت گفتم من مشکلی ندارم مهمونات بیان اما اینطوری کم کم عادت میکنن و هر چی درمیاری باید بریزی تو شکم فامیلات . اونم گفت چیکار کنم بگم نیاین !!

من برای این شب یلدا مهمونی میگیرم که مامانم پیشم باشه و چون شاهتوت هم دوست داره پیش خانوادش باشه و اینکه میخوایم که بابام با پدرشوهرم آشتی کنه واسه همین اونارو دعوت کردم اما اونا دارن سو استفاده میکنن و بقیه فامیلاشونم میارن . شامم قرار شد مرغ درست کنم و فسنجون با گوشت قلقلی . مامانمم که گفته میاد کمکم . الهی فداش بشم . بچه ها مامان و بابامم یه دعای کوچولو بکنین . 

الانم که به دستور آقای خونه کیک گذاشتم و میخوام برم تزئینش کنم . عکسش رو حتمن میزارم . برای ناهارمم یه کباب تابه ای زودکی درست کردم که عالیییییی شده بود عاشق این کباب تابه ای هستم . خدا دست سازنده وبلاگش رو پر نعمت کنه ! 

دیگه چیزی یادم نمیاد . بوس بوس برای همه