سلام . از تمام دوستانی که توی پست قبل کامنت گذاشتن و از تجربیاتشون یا دانسته هاشون گفتن کمال تشکر را دارم . مطمئن باشین که توی آینده زحماتتون رو جبران میکنم . بالاخره یه جوری از خجالتتون در میام ... نیشخند

کسی هم درین موارد سوالی داره میتونه بگه من دوباره یه پست راجع بهش مینویسم و از دوستان بسیار خوبم خواهش میکنم که راهنمایی کنن . 

خوب ازین چند روز بگم ..

چند روز پیش باز من بیکار بودم و رفتم تو سایت های آشپزی و بامیه رو دیدم و  زودی درستش کردم . خوب شده بود خدایی اما مشکل اینجا بود که من آبلیمو نداشتم و باعث شد شربتم شکرک بزنه و ازونورم حواسم نبود و با کفگیر پلاستیکی بامیه ها رو توی روغن داغ هم میزدم که روغن داغ کفگیر رو سوزوند و این شد که یکم روغن طعم پلاستیک سوخته گرفت . اما کلن خوب بود مخصوصا داغش و الان یه سری نکته هاش اومد دستم ...

وقتی بامیه هام شکرک زد خیلی خورد تو ذوقم و این شد که دیشب نه . شب قبلش بلند شدم و کیک شکلاتی به روش صد و یک رسپی درست کردم که خیلی خوشمزه شد فقط چون یکمی خشک بود با شکلاتی که دوست شاهتوت برای اولین بار که اومد خونمون آورد ( از همین شکلاتایی که کادویی میبرن ) ده بیستاشو برداشتم و با خامه ای که شاهتوت گرفته بود و دو سه روزی بود نخورده بودیم یه گاناش خیلی خوشمزه درست کردم ( گاناش خیلی خوشمزه ست . اصلن فکر نمیکردم به این خوشمزه ای باشه . و بعد روی کیک رو باش تزئین کردم . که با این گاناش خیلی خوشمزه تر شد . از کیک شکلاتی قبلی هم که درست کردم گفتند این بهتره . هم شاهتوت هم آزاده که دیشب با مامان اینا اومده بود خونمون . 

دیشبم قبل از اینکه مامان اینا بیان یه  شگرد زدم . یه یک ماهی بود شاهتوت یه کارتن ازین خرما له ها آورده بود و با اینکه نصفش رو به مامانم و مامانه شاهتوت دادم اما بازم تموم نشده بود . منم پاتک زدم و خرما هایی که رو دستمون باد کرده بود برداشتم هسته هاش رو گرفتم و با گوشکوب برقی ( بلندر ؟) پوره مانندش کردم که پوستاش اذیت نکنه . ( نمیشد پوستاشو کند آخه ) بعدم تو یکم کره سرخش کردم و گلوله کردم و توی پودر پسته و بادام و نخودچی غلتوندم و گذاشتم که با چای بخوریم . البته که فقط دو سه تاش رو ما خوردیم . بقیه ش رو بابا جان همه رو نوش جان کردن . نوش جونش . 

دیشبم که مامان اینا اومدن خونمون بعد از شاید یک ماه شام قورمه سبزی خوردیم و ناهار هم ساندویچ گرفتیم از بیرون . مامان اینا هم یه سرو سامون به کمد دیواری اتاق میهمان که توش تشک و پتو هامه دادنو آشپزخونه رو قدری مرتب کردن . من همیشه تمیز کردنم ضعیفه . میدونین دیگه

مامان جونمم برم ترشی و بادمجون سرخ شده و بدمجون کبابی و پیاز آورده بود که منم یه قوطی روغن جامد بزرگ که داشتم و تاریخش داشت تموم میشد دادم به مامان + یک مقدار خوراکی مثل چیپس و پفک که از خجالت بادمجونا در بیایم . الانم مامانم اینا رفتن و من دلم گرفته .. 

 

چند شبیه که شاهتوت گیر داده شام نخوریم . البته شام نمیخوریم اما کیک میخوریم یا بامیه میخوریم که کلن کالریش بالاتر از شام میشه . البته شاهتوت میگه اگر غذای نونی هم درست کنی میتونیم یکم بخوریم .. خودش تصمیم به رژیم گرفته و البته به نفع من دیگه لازم نیست شام درست کنم و خوب مشخصه که خوشحالم ..

 

سر یه موضوعی هم با شاهتوت بحثمون شد و این یکی دو روز قهر بودیم . قهر به این صورت که خیلی کم با هم حرف میزدیم . البته دیشب که مامانم اینا اومدن بهتر شدیم . 

شاهتوت یه اخلاق بدی که داره وقتی عصبانی بشه و قهر کنه دیگه لجبازی میکنه و غر قابل تحمل میشه . اما من قهر و حرف نزدن رو بدم میاد . میگم آدم باید با حرف زدن به نتیجه برسه اما شوهر من فقط از پدرش قهر کردن و لجبازی رو یاد گرفته . واقعا چرا آدم باید هزار تا بچه پس بندازه اما تربیتشون نکنه ؟! به بچه هاش چیزی یاد نده !؟

اونوقت مامانه من بهم میگه به شوهرت گیر نده و تحمل کن و صبور باش .. اونوقت مادرشوهرم میگه نه باش دعوا کن که دیگه قلیون نکشه . میگم آخه قهر میکنه . میگه به جهنم . قهر کنه . تو بزن قلیونش رو بشکن !!! اینم مادرشوهره ما . معلومه دیگه ازون مادر این پسر ...

 

هیچی دیگه .. همین . 

دلم گرفته . مثل همه جمعه ها . وقتی تو خونه بیکار میشم کیک پزی بهم آرامش میده . 

چی میشد ازدواج نکرده بودم و الان پیش مامانم اینا بودم ؟! 

خدایا شکرت بابت همه چیزایی که بهم دادی و ندادی ...

 

پ.ن : میخوام سی دی های دکتر م.عظمی رو بخرم . به نظرتون خوبه ؟ کسی تجربه ی استفاده شو داره ؟

پس بعدی با عکس آشپزی هام خواهد بود .

پ.ن 2: دیدن این لینک بابت تلطیف روح به شما پیشنهاد میشود