سلام . خوب وظیفه خودم میدونم که صلح رو تبریک بگم . راستش از وقتی که فهمیدم هیچی عادلانه نیست دیگه اخبار رو نگاه نکردم مگر ورزشی . الان فقط گاهی بیست و سی رو نگاه میکنم . قبلن هر شب میدیدم منهای جمعه ها که نشون نمیداد . خلاصه که امیدوارم که این همه حرف و حدیث آخرش توی زندگیمون نمود داشته باشه و همینطور که یلخی و یهویی همه چی گرون شد حالا ارزون بشه . باور میکنین داشتم فکر میکردم که اگر تحریم ها برداشته بشه و همه چی اروزون بشه میتونم با خیال راحت کیک درست کنم و کلی تجربه کسب کنم . آخه یکی از سایت های آشپزی که رفتم بهم گفت خودت باید با تجربه خیلی چیزا بیاد دستت . خوب تو این گرونی من چطوری تجربه کسب کنم آخه ؟! خلاصه امیدوارم که زندگی مون راحت تر از قبل بشه . 

 

دیروز بعد از ارسال پست و جواب کامنت ها و ارسال رمز برای دوستای گل .. شاهتوت خان ساعت 3 بعدازظهر اومد که ناهار بخوریم . ماشین وسطای کار خراب شده بود و شاهتوت مجبور شده بود ببره درستش کنه . وقتی اومده بود اگر ناهار رو نمیاوردم خودم رو میخورد ! تا این حد گرسنه بود . 

بعدم یکم نشستیم و چای نوشیدیم و شاهتوت خان ابراز ناراحتی کرد از اینکه من ویچت دارم !! و بی توجهی من نسبت به نگرانیه اون تصمیم گرفت یه سر بره خونه مامانش اینا که منم همراهیش کردم . البته قبلش بهش گفتم شاهتوتم عزیزم وا ندی و زودی بگی باشه از فردا میام مغازه . یکم خودت رو بگیر . حالا مثلن از هفته ی دیگه برو مغازه . که گفت اوکی . بعدم قرار گذاشتیم شام خونه مامانش نمونیم . 

رفتیم و خوشبختانه باباش نبود . مامانش میگه چیه بابا یه شوخی بات کرده فوری قهر کردی !!! ( شوخی کرده فقط با این همه منت ؟ ) شاهتوتم گفت دیگه نمیرم مغازه و میرم آژانس فقط و ازین حرفا . یکمم پذیرایی شدیم با بستنی و چای و خامه و نون بربری ( ساعت 6 شب رفتیم خونشون تا 7 و خورده ای . خامه حکم عصرونه داشته لابد ) بعدم مامانش رفت برنج خیس کرد که شاهتوت گفت پاشو بریم . من که گفتم شام نمیمونیم . بعدم مامانش به من سی تومن بدهکار بود که 36 تومن به من داد و ده تومن هم به شاهتوت داد همینطوری محض رشوه ( خسته نباشه . صدقه داده انگار ) بعدم رفتیم داروخانه که برای پای من دارو بگیریم که دکتره گفت برو پیش متخصص پوست . رفتیم دکتر پوست هم بسته بود ! بعد شاهتوت زنگید به دوستش که عطاره و دوستش گفت اگر عطش داری و تکرر ادرار یعنی قند خونش بالاست و بره تست قند بده ! ( من کلن آب زیاد میخورم و طبعا دستشویی هم زیاد میرم اما آب رو نه به خاطر تشنگی که به خاطر 8 لیوان در روز میخورم که البته گاهی هشتا کمتر میشه اما خوب کلن عادت کردم قبل از تشنگی آب میخورم ...) بعدم گفت عرق شاتره ؟! بزنه به پاش !

شبم اومدیم خونه و شاهتوت خان لطف کرده و دیگه نمیره فیس بوک بگرده . ویچت جواب داده برای من . 

شامم گفت نمیخورم منم نخوردم اما کلی گرسنم شد !! بعدم یه دو تا لیوان آب پرتقال گرفتم و به جای شام میل نمودیم .  شبم موقع خواب با یکی از دوستای خوبم کمی تو ویچت چتیدیمماچ و بعدم که خواستم بخوابم اونقدر پام خارش گرفت که نتونستم بخوابم . منم با دستمال کاغذی حسابی از خجالتش درومدم و خواروندمش و بعد با خیال راحت خوابیدم ....

شاهتوت خان هم از صبح ساعت 6 رفته آژانس و هنوز نیومده !!

 

یه چی بگم بخندیم . یکم شاهتوت رو مسخره کنیم ...خنده بفرمایید ادامه مطلب 


 خوب میدونین که مردا برای آزمایش اعتیاد باید جلوی آقای آزمایشگاهی یا دوربین آزمایش ادرار بدن ( شاهتوت برای بیمه شدن باید عدم اعتیاد بده ) خلاصه دو روز شاهتوت پا میشه میره آزمایشگاه اما جلوی آقای آزمایشگاهی جیشش نمیاد خجالت امروز صبح داشت میترکید اما نزاشتم بره دستشویی که بره آزمایش ادرار بده ! حالا بیاد ببینیم که تونسته یا نه !نیشخند