سلام . خوبین ؟ خوب من خیلی بهتر شدم . همون شب یه چایی دارچین پر رنگ زدم بر بدن جاتون خالی خیلی بهتر شدم . شایدم به خاطر دو تا استامینوفنی بود که قبل و بعد از شام خوردم . البته بعد از شام بازم کلی احساس گرسنگی کردم . شاید به خاطر گرسنگی هم بوده !!

خوب بگم که ما صبح 5 شنبه خامه فرم گرفته درست کردیم و از اونجایی که ما در قسمت های داهاتای کرج زندگی میکنیم ( توهین به هیچ کس نباشه ها ) پودر خامه اصلن پیدا نمیشد واسه همین از کارگاه آشپزی عزیز استفاده کردم  و با این خامه های صورتی کاله و پگاه یه خامه فرم گرفته خوشگل درست کردم . خودم کلی باش حال کردم . کلیشم همینطوری خوردم . البته خیلی میترسیدم که خراب شه واسه همین یکم بهش شکلات اضافه کردم که فک کنم خیلی کم بود چون خامه م رنگ نگرفت . کیک رو هم که از همون کارگاه آشپزی استفاده کردم که شکلاتی بود و خیلی دوست میداشتم ( حداقل خودم دوسش داشتم ) درست کردم  و تزئیین کردم و بینش رو خامه فرم گرفته ریختم و روشم گاناش دادم و خلاصه کلی حال کردم . اما اینطوری که حساب کردم قیمتش با بیرون یکی در میاد . خامه ها دونه ای 2500 . شکلات تلخ هم 2000 تومن و شکر و فلان و بیسان هم که داشت !!! نیشخند ( آیکون تمشک مادی گرا ) اما اون یکی برای من صد هزارتومن می ارزید چون اولین بار بود میپختم و برای مامانم درست میکردم . خلاصه درست شد . یک مقدارشم دادم شاهتوت بخوره که هی نق نزنه . خودمم چون خامه اینا خورده بودم احساس میکردم زده شدم و البته شاهتوت همه مقدار کیکی که بهش دادم رو تنهایی خورد و برای من نزاشت . 

خلاصه ناهارشم یه املت من دراوردی قارچ درست کردم و خوردیم و رفتیم به سمت خونه ی مامانم اینا . البته که بردن کیک حدود 40 کیلومتر اونورتر یکم سخت بود و کلی آیه الکرسی و حمد و سوره خوندم تااااااا رسیدیم . 

حالا بردن کیک توی بارون و توری که مامان توی آیفون تصویری نبینه کلی ماجرا بود . ازونورم زودی پیچیدم توی آسانسور که اون همسایه مذکور که هی میومد خونه ی ما و کارای اینترنتیش رو میکرد نبینه بازم خودش ماجرا داشت ( دفه پیش که حلوام رو بردم خونه مامانم اینا توی راه منو دید و گفت من از حلوات میخوام بخورم . منم دادم یکم خورد و گفت خوبه اما کم شیرینه . اینو پسر همسایه گفتا . بعد رفته بود شهر دانشگاهش و به مامانش زنگ زده بود که فلانی حلوای خوشمزه پخته برو بخور . اما وقتی مامانش اومده بود حلوا تموم شده بود . بیشترشم خودم خوردم نیشخند

مامان که کیک رو دید گفت خودت درست کردی ؟ گفتم آره .. گفت نه خدایی راستش رو بگو . گفتم نه ظرف پیرکسم رو بردم قنادی گفتم واسه این ظرفتم کیک بده ؟ ( عکس کیک توی ادامه مطلب گذاشته میشه ) مامان بزرگمم بود ( از شهرستان اومده بود ) باور نمیکرد . حالا همون شب کلی از فامیل اومدن خونمون و من اصلا به روی خودم نیاوردم که توی یخچال کیک داریم ( منظور خونه مامانم ایناست ) اما وقتی همه رفتن و خاله موند آوردیم و خوردیم که اول قیافش مورد استقبال بود اما خودش خیلی مورد استقبال قرار نگرفت و همه گفتن ما رو زد ! اما خودم تا تهش رو خوردم . خیلی هم بهم چسبید . 

قبل از اینکه بریم خونه مامانم اینا توی ماشین که بودیم دوست صمیمی شاهتوت زنگ زد و گفت که از اصف.هان اومده و خواست بیاد خونمون که شاهتوت گفت ما فردا شب میایم تو بیا خونمون . فرض کن خونه ای که من توش کیک پختم کلن پشت و رو میشه . حالام مهمونی بودم . چطوری میخواست فردا دوست شاهتوت بیاد . به روی خودم نیاوردم کلن . ناهار جمعه هم خونه داییم دعوت بودیم . ساعت 5 برگشتیم خونه مامانم و ازونورم زودی اومدیم خونه و توی ترافیک گیر کردیم و هفت و نیم بود رسیدیم خونه و من با این شرط مهمان پذیرفتم که شاهتوت خونه رو مرتب کنه . که کرد . البته خیلی هم سخت نبود چون آشپزخونه بهم ریخته بود که خودم مرتبش کردم . شامم کباب تابه ای درست کردم ( روش شیوا شف که الان دیگه وبلاگشون نیست شده انگار !!! گریه) برنجم که طبق معمول کته کردم و  دوستش اومد . بنده خدا محرده . برامونم یه بسته شکلات تلخ آورده بود . پذیرایی کردیم و شامم خوردیم . میوه هم فقط انار داشتیم که خودم دون کردم و با هم سه تایی خوردیم و دوست شاهتوت هم کلی از دستپختم تعریف کرد . البته تارف بود فک کنم . بعد شامم تا مهمون رفت منم بیهوش شدم چون صبحش ساعت 7 صبج بیدار شده بودم . خلاصه اینم از مهمونی یهویی.

فرداش باز ساعت 10 دوستش اومد خونمون که یه قلیون بکشن ( میخواستن برن بیرون که من گفتم بیاین خونه ) ظرفا رو شستمو برای ناهار کشک و بادمجون گذاشتم که طرف برای ناهار نموند . 

بعدم با شاهتوت دعوام شد الکی . چون به من توجه نمیکنه . کلن هم دیوونه شدم بودم دیروز سر دردم داشتم . بعد از ناهارم دو سه ساعتی خوابیدم که سر دردم بدتر شد و بازم با شاهتوت قهر بودم . 

حالا قضیه بیکاری شاهتوت

شاهتوت نزدیک دو میلیون خرج مغازه کرد که وسطش تیغه بکشن . بعد که مغازه بقلی رو دادن اجاره دو میلیونش رو از رو پول پیش برداشت ! و یک میلیونش رو گذاشتیم روی طلاهای منو ماشین خریدیم . اما یک قسط از مغازه شون موند ! وام این مغازه به نامه فروشنده شونه هنوز . و تا یه قسط دیر میشه فوری زنگ میزنه و میگه چرا ! حالا وقتی مغازه رو خریده بودن 11 میلیون تومن وام عقب افتاده بود حقوقش رو قطع نکرده بودن حالا که دیر میشه زنگ میزنه کلی نق میزنه . اون به بابای شاهتوت نق میزنه و بابای شاهتوت میاد مغازه و کلی نق و منت و دعوا با شاهتوت که چرا ماشین خریدی میرفتی وام مغازه رو میدادی !!! چرا میری مسافرت چرا میری مهمونی و خلاصه کلی منت و دعوا . شاهتوتم عصبانی اومد خونه و گفت بابام اینطوری کرده و منم گفتم اشکال نداره . بعدم یه اس داد به باباش که اگر من نبودم الان فقط یه خونه داشتی که نهایت صد میلیون می ارزید اما الان یه مغازه داری که هفتصد میلیون می ارزه  حالا یکم وام داره و قرض که می ارزه ( مغازه رو توی ارزونی خریدن . حالا هفتصد میلیون نمی ارزه اما ارزشش خیلی بیشتر شده ) بعدم نوشت من نمیام مغازه . اجاره بدش و وامش رو بپرداز . ( برادر شاهتوت توی همین ماه هفتصد تومن داد برای ماشینش سیستم خرید . میزان وامشون هم 600 تومنه . هیش کی به برادرش نمیگه چرا سیستم خریدی ) 

خلاصه شاهتوت عصبانی شد و گفت دیگه نمیرم . حالا فعلن صبح ها میره آژانس . میگه یکی دو روزه دیگه عصرا میرم مغازه . البته من میخوام نزارم به این زودی بره  . بهش گفتم یکم قهر باش حداقل یکی دو روزه دیگه برو ....!

اینم از این . 

عکسا رو هم میزارم توی ادامه مطلب . که صفحه سنگین نشه . 

امروزم یکی از قورباغه ها رو قورت دادم و اتاق میهمان رو جارو برقی کشیدم. بله تازشم . شاهتوت هم صبح ساعت 6 رفت سرکار.  دیگه مجبور نیستم صبحونه درست کنم . هوراااا از خود راضی


DSC4064.jpg

کیک تولدی که برای مامان پختم

تزئین شدش

تــــــــادااااا

DSC4067.jpg

خسارتی که موقع کیک درست کردن بهم وارد شد ... داشتم روی گاز خامه رو برای گاناش داغ میکردم که ظرفم ترک برداشت . خداروشکر نترکید . اینقدر این ظرفم رو دوست داشتم . ولی فک کنم تقصیره خودمه . آخه قبلش گذاشته بودم توی فریزر . البته یک ساعت بود بیرون بود اما خوب ترکید

DSC4071.jpg

 

اینم عکس پایه منه . پام یه مشکلی داره که یکی دو بارم رفتم دکتر خوب نشد . یعنی هی خوب میشه هی بد میشه هی درست میشه هی خراب میشه . یه دونه های آب دار میزنه و بعد هی میخاره و آخرش میشه این ... شما درمانی براش نمیشناسین ؟

DSC4072.jpg