سلام ... سه روز گذشت و امروز روز چهارمه که من و شاهتوت از هم خبری نداریم ... البته من از خواهرش میپرسم احوالاتش رو و دورادور کنترلش میکنم اما نه یه اسمس داده نه زنگ زده و منم همینطور ... راستش کم کم دارم زندگی بدون شاهتوت رو یاد میگیرم .. البته بد نیست ! نمیخوام این بار کم بیارم .آخه میدونم به اصطلاح خودش میخواد منو تنبیه کنه .. مطمئنن منتظر بوده من بهش اسمس بدم و زنگ بزنم و اون جواب نده اما منم کوتاه نیومدم .. میدونم لجبازی زندگی رو میسوزونه اما اینبار دیگه کوتاه نمیام ... هز چه پیش آید خوشاید ... قرار نیست همیشه من کوتاه بیام و همیشه من برم منت کشی .. مثل بیشتر وقتا .. تازه وقتی آقا بیاد منت کشی من باید سریع ازش تشکر کنم و دیگه باش آشتی کنم . اگر یکم ناز کنم فورا قهر میکنه و این بار من باید برم منت کشی !!!

خواهرم که چند روز پیش بهش اسمس داده بود که زندگیتون رو خراب نکن بهش گفته بود اجازه بده این بار خودم زندگیمو درست کنم ! مثلن داره من رو آدم میکنه ... تزش اینه که وقتی که من معتاد نیستم و رفیق بازی نمیکنم و شبا میام خونه یعنی یه لطف بزرگی به تو میکنم و تو باید تشکر هم بکنی و نق نزنی و من رو بزاری روی سرت !!! خیلی جالبه نه ؟

بابا گفته میرم باش صحبت میکنم اما هنوز که نرفته و معلومم نیست بره !!! اما حتی اگر من نق بزنم باز هم اون اجازه نداره با من بدرفتاری کنه و همش با غضب و شاکی گونه با من صحبت کنه !! من که بیخیالش شدم ..

خوب امروز رفتم موهای زائد صورتم رو سوزوندم .. هزینه اش شد 140 تومن .. البته خوب من موهای صورتم زیاد بود اما هنوزم موها روی صورتمه .. یعنی با اینکه سوزونده شده اما از بین نرفته !!! نمیدونین چرا ؟ صورتمم داره میسوزه !