سلام ... مانند خری در گل گیر کرده ایم ... آخه یکی نیس بگه نونت نبود آبت نبود دیگه ترجمه 8 صفحه زبان برای پدرشوهرت چی بود ؟ نه آخه یکی نیست بگه ؟ یکی بگه دیگه !!! افسوس 

نیشخند

خوب اومدم کلمه کلمه معنیش رو پیدا کنم و بعد خودم جمله بسازم دیدم نه اصلا نمیفهمم چی میگه .. آخه یکم اختصاصی هست و راجع به تفاوت های دینی مذهبی هندو ها و مسلموناست ... یکم تخصصی هست و اصلا به درسیم که پدرشوهر برداشته ربطی نداره .. فکر کنم استاده خودش میخواسته یه کتابی رو ترجمه کنه داده دانشجو ها براش ترجمه کنن ...

بعدش اومدم سراغ گوگل ترنزلیت ... خوبه اما خوب گاهی یه جمله رو میخونم میبینم اصلا هیچ ربطی به موضوع که نداره هیچ اصلا جمله نیست .. یعنی معنی نمیده اصلا ... هیچی دیگه باز خودم فعل و فاعلش رو عوض میکنم که یه معنی بده اما بازم معنی درست و درمونی نمیده.. آخه من که نمیدونم اصلا راجع به چی هست ؟ !

اما خوب دیروز یکم بازار گرمی کردم و قیمت رو بردم بالا .. انشالله که جواب بده ...

 

آقا ما دوباره با شاهتوت خان یکم دعفا کردیم ... دیگه تصمیم گرفتم به حرف اون توجه نکنم ... دیگه چقدر بهش بگم صبح بیدار شدی بهم اسمس بزن یا وقتی سرکاری یه زنگ به من بزن !! و اون بگه سرم شلوغه یا یادم رفت یا هزار و یک بهانه بیاره ؟ تصمیم گرفتم ازین به بعد خودم هر یک ساعت یه بار بهش زنگ بزنم ... خوب چیکار کنم دیگه ... اعصاب ندارم !!! اونم خیلی خره من بهش زنگ نزنم اونم نمیزنه . تازه گاهی میگه یه ربع دیگه بهت زنگ میزنم میره سه ساعت بعدم زنگ نمیزنه !!! خر 

دلم یه عالمه شکلات میخواد... کاکائو یا کیک کاکائویی یا هر چی که توش کلی شکلات مخصوصا تلخ باشه ... کلی شکلات ذوب شده ی داغ ... با بستنی شکلاتی و خلاصه ... معتاد شکلات شدم ... من باید با یه کافی شاپیست ازدواج میکردم که کلی برام دسر های خوشمزه درست کنه ... منم کلی لذت ببرم ...

چی میشد شوهر منم کلی قربون صدقم میرفت و کلی منو میبوسید و کلی بهم توجه میکرد ؟ از چیه دنیا کم میشد آخه ؟ هی ... دنیا ...

 

عاقا بیاین آیة الکرسی و سوره ی توحید زیاد بخونیم و البته سوره ی زلزال ؟ تا بلکم خدا مهربونیش بیشتر تر بشه و زلزله رو حذف کنه 

آمین ...

اینجا و اینجا رو ببینین .. لباس عروس برای خانومای تپلیه .. خیلی قشنگن .. من عاشقشون شدم ... شمام ببینین خوب ؟

خوب من برم سراغ مشقای پدر شاهتوت خان ...