سلام . خوب همه دارن 91 شون رو تشریح میکنن خوب منم گفته همه کردن مام بکنیم نیشخند

سال 91 با خاطرات خوبی شروع نشد . 

دومین سال تحویلی بود که با شاهتوتم بودم .. این بار خونه ی مادر شوهری بودیم . البته پدرشوهرم زودتر رفته بود پیش مامان جونش ولایتشون ... اصلا توجهی نکرده بود عروسم سال اولیه که میاد خونمون ! فدای سرم

سال تحویل با کلی پول خورد تو دستمون شروع کردیم که سال پر برکتی داشته باشیم دریغ از اینکه اونی که بخواد برکت بده میده ...

ناهار سال تحویل رو خونه ی خودمون خوردیم کنار مامان و بابا و خواهر و شوهر خواهرم پدر بزرگم .. شوهرم و شوهر خواهرم با هم کدورت داشتن و واسه همین ناهارش اصلا نچسبید ... 

توی 91 لپ تاپ خریدم . خیلی خوشحال بودم از خریدنش . ای دی اس ال دار شدم . کلی دوستای خوب وبلاگی پیدا کردم .. اولین تجربه ی کاریم توی 91 بود . 6 ماه رفتم سر کار... یک ماه بیمه شدم و طعمش رو چشیدم . اولین بار توی 91 مبلغ حساب بانکیم 8 رقمی شد ( به ریال ) توی 91 حدود 10 میلیون ضرر دادیم . ماشینمون رو فروختیم ( من و شوهرم ) کلی از پدر شوهر حرف شنیدم ... سه دنگ مغازه به نام شوهرم شد (با کلی منت ) توی 91 گوشی خریدم و واقعا بهم لذت داد خریدنش .. توی همین 91 یکی از مشکلاتمون حل شد که خیلی خداروشکر میکنم ...( مشکلات خانوادگیم ) یه سری اتفاقات پیش اومد که من به فال نیک میگیرمشون ... از شر یه مزاحم راحت شدیم خداروشکر ... توی 91 خواهر شوهرم ازدواج کرد ... خلاصه توی 91 اتفاق زیاد افتاد .. اتفاقای خوبش نسبتا بیشتر بود . به جز ضرری که کردیم .

شش ماه دوم سال مثل برق و باد گذشت برام ...

امیدوارم 92 پر از شادی باشه . اونقدر اتفاقای خوبی بیفته توش که اتفاقای بدش دیده نشه ... 

توی 92 تصمیم دارم :

اول از همه عروسی کنم و برم سر خونه زندگیم 

لاغر بشم (25 تا 30 کیلو کم کنم )

برم کلاس خیاطی

روابطم رو با شاهتوت بهتر کنم . کمتر گیر بدم و نق نزنم نیشخند چه کار سختی 

روابطم رو با خدام بهتر کنم . نماز هام رو بخونم خجالت

کلی دوست وبلاگی پیدا کنم 

شمار کامنتام چند ده رقمی بشه نیشخند

خونه داریمو بهتر کنم ... مرتب باشم و تمیز ... 

به خودم بیشتر برسم . هم برم اپیلاسیون نیشخند هم برم موهای زائد صورتم رو بسوزونم کلافه

 

 

همگی سال خوبی داشته باشین . ان شالله بعد از عید با کلی عکس بر میگردممژه

 

92 تون مبارک قلب

 

پی نوشت : دیروز اسمسی یکم نق زدم سر شاهتوت و کلی کارایی که نکرده برام رو زدم توی سرش . باعث شد ازم عذر خواهر کنه بابت اینکه سرم داد زده  و از خر شیطون پیاده بشه و بگه که میریم شمال ( دو بارم تاکید کرد ) امروز صبحم گاز رو تمیز کرد ( روش ذغال گذاشته بود برای قلیون ) اپن رو یکم مرتب کرد . جارو برقی کشید ( البته سر سری کشد اما بازم خدارو شکر ) یکم خونه رو مرتب کرد و برام چایی گذاشت و میز صبحونه ای که خودش خورده رو جمع نکرد تا وقتی بیدار شدم خودم بخورم . بعدم رفت سمت خونشون ... مامانم اینا امروز از مسافرت بر میگردن و دیگه از تنهایی خبری نیست .. نیشخند