سلام . فکر کنم این بی حوصلگی های امروزم به خاطر نزدیک شدن بهار و خوابالوده شدن من باشه !! شایدم نه !!

 

از روزانه هام بگم از اول هفته هی خودمو جمع کردم به دکی بگم من از هفته ی دیگه نمیام سرکار اما نمیتونستم . بالاخره امروز با هزار بد بختی بهش گفتم اونم گفت باید یکی رو جات پیدا کنیم بعد تو بری ! خوب منم گفتم که من که از یه ماه پیش بهتون گفته بودم . اونم گفت به آقای فلانی ( فامیل شاهتوت ) گفتی ؟ منم گفتم نچ . گفت بهش بگو , بگو اون به من بگه !

هیچی دیگه . شاهتوت میگه فردا کلید محل کارت رو بزار توی کشو و من خودم شنبه زنگ میزنم میگم نمیخوام خانومم بیاد سرکار !

آخه شما ببین چیکار کرده امروز . به من میگه آقای فلانی ( بهش میگیم ایکس ) آقای ایکس نامه ی فلان رو چیکار کرد ؟ گفتم گفته که طول میکشه فعلن . دسته من نیست . البته داشت برای آقای گلابی توضیح میداد . میگه خوب زنگ بزن ببین دقیقا چند روز طول میکشه اینا وظیفه ی تو هست ؟ زنگ زدم میگه دو سه روی طول میکشه. قطع کردم بهش گفتم باز  میگه خوب بپرس اگر نیومد باید چیکار کنیم ؟ زنگیدم . میگه اون شماره ای که بهتون دادم میریم اونجا پیگیریش میکنیم . حالا اگر نیومد من خودم پیگیری میکنم . باز دوباره دکی میگه اونجا کجاست ؟ زنگ بزن بپرس . میگم فلانی گفته حالا اگر نیومد من پیگیری میکنم . میگه نه خودت زنگ بزن بپرس . منم دیگه زنگ نزدم . میخواد حرص همین آقای ایکس رو دربیاره میگه هی زنگ بزن ..

 

 

بعد از یک سال و نیم ( از وقتی عقد رسمی کردم ) بالاخره منم دفترچه بیمه دار شدم . اینبار به خاطر خودم. خداروشکر مهلتش یک ساله هست نیشخند من بجه بودم همش سرما میخوردم . یعنی قشنگ یادمه هر سال کلی آمپول میزدم . به حدی میرسید که مامانم یه شال گردن کم عرض روی مقنعم میبست روی پیشونیم تا سینوزیتم مریض نشه !! ازونورم از ناظممون اجاره مو میگرفت که زنگ تفریح ها نرم حیاط تا سرما خوردگیم بد تر نشه ( اون وقتا نمیزاشتن کسی زنگ تفریح توی کلاس باشه . همه باید میرفتن توی حیاط ) قضیه ماله ابتداییمه ها . حالا الانا خدارو شکر خداروشکر خداروشکر گوش شیطون کر بزنم به تخته کمتر مریض میشم . دفترچه ی قبلیمم سالم و تمام کمال مونده بود . اما حالا هم تصمیم گرفتم برم چشم پزشکی جهت تعویض عینک و هم برم برای این بیماری پوستی که دوباره عود کرده و نمیدونم چیم هست !!

 

امروز چک حقوقمون رو دادن . اما چون باید کپیش رو میداشتیم آقای مهندس برد کپی بگیره و دیگه نیاورد !!! خوب بابا من حقوقم رو میخوام . راستش حقوق ماهه پیشم و ماه قبل ترش تقریبا 90 درصدشون تو حسابمه . 

یادگرفتم که به شاهتوت بگم خرجمو بده . دیگه بسه هر چی خودمو خانوادم خرجم رو میدادن .

 

دیشب جهت تلطیف کردن روح آزاده بازم رفتیم کن . این بار رفتیم سفره خونه کاکتوس . الحق که خیلی جای خوبی بود . حالا از سرویس چایی ش عکس گرفتم و بعدنی میزارم . خیلی جای خوبی بود البته قیمتش هم بد نبود . اما خوب من دوست داشتم جاشو . برامون آجیل و آلبالو خشکه و میوه و چایی آورد  . مهمون آزاده بودیم البته . نی نی خانوم میدونم نمیای اینجا رو نمیخونی اما طبق راهنماییه شما هندونه کشیدم خیلی هم خوب بود .

 

خانوما جایی برای لیزر موهای زائد صورت ترجیحا غرب تهران که قیمتشم مناسب باشه اگر میشناختین به منم بگین . مرسی . 

 

پی نوشت : آهای خانومی که دیشب حدود ساعت های 6.30 حوالی پاسداران توی ترافیک و البته سر بالایی پشت یه پرایدی بودی که هی خاموش میکرد و نمیتونست راه بیفته به خاطر ترافیک . همون که رانندش یه خانومه میان سال بود و رانندگیشم تعریفی نداشت . همونی که وقتی رفتی کنارش گفتی وقتی بلد نیستی مرض داری رانندگی میکنی . بله شمارو میگم . شما بیجا میکنی به مامان من اینطوری میگی . خوب بنده ی خدا رانندگیش خیلی خوب نیست که اینم به خاطره استرسی هست که میگیره وقتی دو نفر براش بوق میزنن . خودت مرض داری. خیلی هم اسبی خانومه بی ادب عصبانیشانس آوردی من اونجا نبودم وگرنه پیاده میشدم و ج ر ت میدادم نیشخند

 

این عکس رو میتونین ببینین ؟ اگر دیدین بگین که بگم قضیه ش چیه